تئوری بی نظمی یا آشوب ( Chaos )

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

آشنایی‌ام با نظريه‌ي بي‌نظمي و كاربردهاي آن را مديون آقاي داورپناه و دوست عزيزم،‌امير هستم. اين نظريه‌ آن قدر برايم جذابيت دارد كه نمي‌توانم در مورد تحليل و طراحي سيستم‌ها صحبت كنم ولي از آن نامي نبرم. به ناچار دانشجويان يك بار آن را از زبانم خواهند شنيد.
دوست خوبم، آقاي فرح‌بخش، متني را برايم فرستاده بودند در مورد اين نظريه. ضمن سپاس و آرزوي بهتر‌ين‌ها برايشان،‌متن ارسالي‌شان را به طور كامل در ادامه آورده‌ام.

«تئوری بی‌نظمی یا آشوب تئوری می‌باشد که فکر و ذهن بشر را به خود واداشته ‌است . این تئوری که در حیطه های مختلف علوم تجربی، ریاضی، رفتاری، مدیریتی، و اجتماعی وارد شده‌است و باعث تغییر در نوع دیدگاه بشر به حل مسائل غیر قابل پیش‌بینی شده‌است .

انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که :

در هر بی‌نظمی، نظمی نهفته‌است به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد.
پدیده‌ای که در مقیاس محلی، کاملاً تصادفی و غیر قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملاً پایا و قابل پیش‌بینی باشد.

اکنون دانشمندان به نقش خلاقانه بی‌نظمی و آشوب پی برده اند و جهان را مجموعه‌ای از سیستم‌هایی می‌دانند که به شیوه‌های خود سازمانده و تصادفی عمل می‌کنند و این در شرایطی است این سیستم‌ها :
از نظم به بی‌نظمی و از بی‌نظمی به نظم ختم می‌شوند. این تئوری پارادوکس گونه نظریه بی‌نظمی است که به آن خواهیم پرداخت.

بی‌نظمی یا آشوب Chaos ) ) چیست ؟

در لغت به معنای در هم ریختگی، آشفتگی، بی‌نظمی است و مترادف آن در مکانیک Turbulance یا تلاطم می‌باشد. این واژه به معنی فقدان هرگونه ساختار یا نظم است و معمولاً در محاورات روزمره آشوب و آشفتگی نشانه بی‌نظمی و سازمان نیافتگی، ناکارایی و در هم ریختگی به نظر آورده می‌گردد و جنبه منفی در بر دارد.

اما با پیرایش نگرش جدید و روشن شدن ابعاد علمی و نظری آن امروزه دیگر بی‌نظمی و آشوب به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمی‌گردد. بلکه بی‌نظمی وجود جنبه‌های غیر قابل پیش‌بینی و اتفاقی در پدیده‌های پویاست که ویژگی خاص خود را داراست. بی‌نظمی نوعی نظم غائی در بی‌نظمی است.

هیلز در ۱۹۹۰ آشوب را اینگونه تعریف می‌کند: «بی‌نظمی و آشوب نوعی بی‌نظمی منظم یا نظم در بی‌نظمی است بی‌نظمی از این رو که نتایج آن غیر قابل پیش‌بینی است و منظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است». تعریف هیلز از بی‌نظمی مصداق کلمه لاتین آن است یعنی Orderly Disorder در نظم بی‌نظمی است و در بی‌نظمی نوعی نظم وجود دارد که همان تعریف هیلز است.

همچنین آدامس (H.Adams) آشفتگی را اینگونه تعریف می‌کند: از آشفتگی زندگی زائیده می‌شود در حالیکه از نظم عادت به وجود می‌آید. بی‌نظمی در مفهوم علمی یک مفهوم ریاضی محسوب می‌شود که شاید نتوان خیلی دقیق آن را تعریف کرد اما می‌توان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست. قطعیت آن به خاطر آن است که بی‌نظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمی‌دهد، اتفاقی بودن آن به دلیل آن است که رفتار بی‌نظمی، بی‌قاعده و غیر قابل پیش‌بینی است.

ویژگی‌های تئوری آشوب (بی‌نظمی)

1. اثر پروانه‌ای ( Butterfly Effect )

2. سازگاری پویا ( Dynamic Adaptation )

3. جاذبه‌های غریب Strange Attractors ))

4. خود مانایی ( Self Similarity )

اثر پروانه‌ای

همانطور که ذکر گردید با بال زدن یک پروانه در یک کشور آفریقایی ممکن است طوفانی در قاره آمریکا رخ دهد. که این اثر را اثر پروانه‌ای نام‌گذاری کردیم.

سازگاری پویا

سیستم‌های بی‌نظم در ارتباط با محیطشان مانند موجودات زنده عمل می‌کنند و نوعی تطابق و سازگاری پویا بین خود و محیط پیرامونشان ایجاد می‌کنند.

جاذبه‌های غریب

این جاذبه‌ها نوعی بی‌نظمی در خود دارند که اگر با دقت به آن‌ها بنگریم و نوع دیدگاهمان را نسبت به آن‌ها عوض کنیم. به نظم عمیق آن‌ها پی خواهیم برد. به طور مثال تصاویر هندسی برگرفته شده از قوم اینکا در صحرای پرو حاکی آن است که اگر از نزدیک به آن‌ها بنگریم بی‌نظمی‌ها را نشان می‌دهند اما اگر از دور دست به آن‌ها بنگریم تصاویر معناداری را در ذهن متبادر می‌سازد. این نوع جاذبه‌ها حاوی مطالب مهمی هستند و آن اینست که در نظر اول نباید محیط پیرامون خود را آشوب ناک توصیف کنیم بلکه با تغییر دیدگاه خود می‌توان این آشوب را به یک نظم تبدیل کرد.

خود مانایی

در تئوری آشوب؛ نوعی شباهت بین اجزا و کل قابل تشخیص است. بدین ترتیب که هر جزئی از الگو همانند و متشابه کل می‌باشد. خاصیت خود مانایی در رفتار اعضای سازمان نیز می‌تواند نوعی وحدت ایجاد کند؛ همه افراد به یکسو و یک جهت و هدف واحدی نظر دارند. این ویژگی ازنظریه بی‌نظمی؛ بیشتر در فرکتال‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نظریه بی‌نظمی در شاخه‌های مختلف ۱. اقتصاد ۲. فیزیک ۳. ریاضی ۴. پرستاری ۵. مدیریت ۶. موسیقی و…

نمونه ها :

1 – طوفان بزرگ

چندی از دانشمندان آب و هواشناسی در حال بررسی شرایط آب و هوایی در یک منطقه خاص که در آن جا آب‌ و هوایی نسبتاً منظم و بی‌تغییر بود پرداختند. آن‌ها به مدت ۲ سال مشغول بررسی آب و هوای این منطقه بودند در سال اول پدیده‌ای مشاهده نگردید. اما در پاییز سال دوم ناگهان شرایط آب و هوایی که دستگاه اندازه‌گیری آب و هوا نشان می‌داد به هم ریخت اما آثار این به هم ریختگی در آب و هوا مشاهده نگردید. دانشمندان بر آن شدند که این بی‌نظمی ایجاد شده در آب و هوا و دستگاه اندازه‌گیری را به گونه توجیه کنند اما این امر میسر نشد. دانشمندان ۱ سال دیگر به این شرایط ادامه داده تا به موفقیت دست یافتند و آن این بود که در آن سال به علت هجوم پرندگان به دریاچه‌ای در آن نزدیکی و پر زدن آن‌ها در فراز این دریاچه فشاری به جو آمده که این فشار باعث آن گردیده‌است که دستگاه‌های اندازه‌گیری برخلاف آن چه دیده شده ثبت کنند. دانشمندان بر آن شدند که با استفاده از دستگاه‌هایی نبود پرندگان در فراز این دریاچه را شبیه‌سازی کرده و نتایج را بررسی کنند. آن‌ها پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که اگر این پرندگان از آن سال به بعد به آن جا در بالای دریاچه هجوم نمی‌آوردند طوفانی بزرگ در آن منطقه شکل می‌گرفت و باعث تخریب ۱۲ هکتار از این منطقه می‌گردید. در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می‌شد که شرایط شکل‌گیری این طوفان پیش نیاید

در واقع مهم‌ترین اصل نظریه آشوب ایجاد گردید و آن عبارت بود از:

پروانه‌ای در آفریقا بال می‌زند و باعث ایجاد گردبادی در آمریکای جنوبی می‌گردد .

این اصل بیان می‌کند که کوچک‌ترین تغییر در این جهان باعث بی‌نظمی‌های بزرگی خواهد گردید.

2 – تولید مثل قورباغه های نر

دانشمندان این زمینه از علوم در بررسی برای انقضای قورباغه‌ها بودند آن‌ها تعدادی قورباغه را در فضای سربسته نگه داشت و منتظر نابودی آن‌ها بودند که ناگاه مشاهده کردند که این قورباغه‌ها که همگی نر بودند تولید مثل کرده و تعداد آن‌ها بیشتر شده‌است با تحقیقات انجام شده بر روی آن‌ها به این نتیجه رسیدند که قورباغه‌ها در ۶ ماه اول هویت خود را داشته و در ۶ ماه بعدی جنسیت خود را عوض کرده‌اند تا نسل آن‌ها همچنان باقی بماند. این آزمایشات منجر به ایجاد دومین اصل نظریه بی‌نظمی گردید: زندگی برای بقا راه خود را خواهد یافت.

3 – مقیاس اندازه گیری و مدل فرکتالی مندلبرت

مندلبرت وقتی که بر روی تحقیی پیرامون طول سواحل انگلیس مطالعه می‌کرد به این نتیجه رسید که هرگاه در مقیاس بزرگ این طول اندازه گرفته شود بیشتر از زمانی است که در مقیاس کوچکتر باشد.

این بی‌نظمی ایجاد شده باعث ایجاد شاخه ریاضی نظریه بی‌نظمی به نام فرکتال گردید. از لحاظ واژه مندلبرت انتخاب اصلاح فرکتال (fractal) را از واژه لاتین fractus یا fractura (به معنای شکسته) گرفت تا به ماهیت قطعه قطعه شونده که یکی از مشخصه‌های اصلی این فرم است، تاکید داشته باشد. فرهنگستان لغت و زبان فارسی کلمه برخال را برای فرکتال تصویب کرده‌است. کلمه فرکتال به معنی سنگی است که به شکل نامنظم شکسته شده باشد.

نظریه بی‌نظمی در اقتصاد

همانطور که گفته شد بعد از پیدایش این نظریه در جهان بشری این نظریه باعث گردید که نوع دیدگاه افراد به مسائل غیر قابل حل و غیر قابل پیش‌بینی عوض گردیده و منجر به ارائه شیوه‌های جدیدی برای مطالعه جریانات بسیار پیچیده که به ظاهر تصادفی و غیر قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد گردد. بیشترین کاربرد آن در اقتصاد پیش‌بینی متغیرهای پولی و مالی و بازارهای جهانی به ویژه بازار نفت و مدل‌های اقتصاد کلان جاری در کشورهای مختلف است. اینکه چگونه یک اقتصاد دان از این وضع آشوب‌ناک استفاده کرده و به سود سرشار دست بیابد بسیار مشکل است چون همانطور که گفته شد اساس این نظریه غیر قابل پیش‌بینی بودن آن است اما اگر نوع دیدگاه انسان به آن عوض شود شاید باعث پیش‌بینی درست از وضعیت سیستم آشوبناک گردد.

نظریه بی‌نظمی در پرستاری و موسیقی

ممکن است شما به یک موسیقی گوش داده و از آن لذت فراوانی ببرید آیا می‌دانید تک تک نت‌های این موسیقی ممکن است از بی‌نظمی برخوردار باشند یعنی اگر به نت‌ها به دقت گوش دهید دیگر آن موسیقی آن چنان جذابیت نداشته باشد اما همین نت‌ها هنگامی که کنار هم قرار می‌گیرند موسیقی زیبایی را پایه‌گذاری می‌کنند.

اما در مورد پرستاری! شاید برایتان این گفته خنده دار باشد اما باید حتی در مواظبت از بیماران روانی یا افرادی که مشکل روحی دارند باید روشی را در پیش گرفت که همانند ریاضیات به معادله غیر قابل حل روان آنها دست پیدا کرده و آن را حل کنیم تا این بیمار علاج یابد یعنی باید حرکات او را زیر نظر گرفته و با راه حلی آسان آشفتگی‌های او را به نظم تبدیل کرده تا بیمار ما شفا پیدا کند.

نظریه بی‌نظمی در ریاضی

همانطور که گفته شد نظریه بی‌نظمی مفهومی ریاضی دارد. حال بر آنیم تا خلاصه‌ای از بحث فرکتال که بی‌ربط با تئوری بی‌نظمی یا آشوب نیست در این جا بیاوریم. چگونگی ایجاد فرکتال‌ها را توضیح دادیم. حال اگر بخواهیم از دید کلی به آن‌ها بنگریم فرکتال‌ها به ۳ دسته تقسیم می‌گردند. ۱- هندسه فرکتالی ۲- فرم فرکتالی ۳- حجم فرکتالی فرکتال‌ها ویژگی‌ها نیز دارند: ۱- خودمانایی ۲- عدم بعد صحیح ۳- در مقیاس کوچک پیچیده‌اند ۴- تابع بازگشتی قبل از آن که ویژگی‌های فرکتال را توضیح دهیم برای یادآوری فرکتال را تعریف می‌کنیم. فرکتال شکل هندسی نامنظمی است که به قسمت‌های تقسیم می‌گردند که این اشکال همه شبیه به هم و همه نشانه‌ای از شکل اصلی هستند مثلا درخت کاج. در درخت کاج هر یک از شاخه‌های آن خیلی شبیه یک درخت کاج است ولی در مقیاس بسیار کوچکتر همچنین در مورد برگ سرخس نیز چنین خاصیتی وجود دارد. یعنی هر شاخه درخت کاج در مقایسی کوچکتر نماینده درخت کاج بزرگتر می‌باشد. فرکتال‌ها ممکن است در طبیعت دیده شوند یا توسط کامپیوتر درست گردند و یا توسط انسان در نقاشی‌ها. فرکتال‌ها از قواعد تکرار یا همان توابع بازگشتی پیچیده درست می‌گردند.

سخن آخر :

اصولا هر پدیده درجهان دارای نظمی است ممکن است در ان بی نظمی دیده شود.اما در هر بی نظمی نظمی نهفته وجود دارد که با تغییر دیدگاه ما این بی نظمی به نظمی عمیق تغییر می‌کند. پس سعی کنیم نوع دیدگاه خود را نسبت به امور جهان عوض کنیم.

این هم یک موسیقی بسیار زیبا با همین نام : http://www.4shared. com/file/ 168689799/ 6e018d/Butterfly _Effect.html

شاد باشید و پیروز .

شهاب فرح بخش»

گزیده:

Anyone who has never made a mistake has never tried anything new. Albert Einstein

The Promise, The Limits, The Beauty of Software

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Grady Booch is an IBM Fellow and one of the co-creators of UML. In this talk, he discusses the complex matrix of decisions and processes, both intentional and unintentional, that lead to the software designs and architectures upon which we increasingly rely in everyday life. This is a version of a talk originally given to the British Computer Society in honor of Alan Turing.
http://espanol.video.yahoo.com/watch/577305/2839970

Quote:
“Hardware: The parts of a computer system that can be kicked.” (Jeff Pesis)
Reference

‍Changing in Design Pattern Catalog

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Larry O’Brien recently interviewed three of the Gang of Four about their seminal work on patterns, “Design Patterns 15 Years Later: An Interview with Erich Gamma, Richard Helm, and Ralph Johnson“.

Larry: How would you refactor “Design Patterns”?
Erich: We did this exercise in 2005. Here are some notes from our session.
When discussing which patterns to drop, we found that we still love them all. (Not really—I’m in favor of dropping Singleton. Its use is almost always a design smell.)
So here are some of the changes:

* Interpreter and Flyweight should be moved into a separate category that we referred to as “Other/Compound” since they really are different beasts than the other patterns. Factory Method would be generalized to Factory.

* The categories are: Core, Creational, Peripheral and Other. The intent here is to emphasize the important patterns and to separate them from the less frequently used ones.

* The new members are: Null Object, Type Object, Dependency Injection, and Extension Object/Interface (see “Extension Object” in Pattern Languages of Program Design 3, Addison- Wesley, 1997).

These were the categories:

* Core: Composite, Strategy, State, Command, Iterator, Proxy, Template Method, Facade

* Creational: Factory, Prototype, Builder, Dependency Injection

* Peripheral: Abstract Factory, Visitor, Decorator, Mediator, Type Object, Null Object, Extension Object

* Other: Flyweight, Interpreter

As I said above these are just notes in a draft state. Doing a refactoring without test cases is always dangerous.

Quote: Theory is when you know something, but it doesn’t work.
Practice is when something works, but you don’t know why it works.
Programmers combine Theory and Practice: Nothing works and they
don’t know why.

Agile Process Maturity Model

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Matt: The discussion about the Agile Process Maturity Model is exhaustive and controversial. Let’s start fresh. Could you give us your elevator pitch?

Scott: The short story is that that the APMM is a contextual framework for effective adoption and tailoring of agile processes and practices to meet the unique challenges faced by a system delivery team. There are three maturity levels (four, if you count level zero, which I don’t) that build upon each other:

  1. Level 1 Agile processes, such as Scrum and Agile Modeling, address a portion of the development life cycle. Level 1 processes and practices are optimized for small, co-located teams and are the building blocks for more mature solutions.

Agile Process Maturity Model

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Matt: The discussion about the Agile Process Maturity Model is exhaustive and controversial. Let’s start fresh. Could you give us your elevator pitch?

Scott: The short story is that that the APMM is a contextual framework for effective adoption and tailoring of agile processes and practices to meet the unique challenges faced by a system delivery team. There are three maturity levels (four, if you count level zero, which I don’t) that build upon each other:

  1. Level 1 Agile processes, such as Scrum and Agile Modeling, address a portion of the development life cycle. Level 1 processes and practices are optimized for small, co-located teams and are the building blocks for more mature solutions.

Designing object-oriented software is still hard

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Larry O’Brien recently interviewed three of the Gang of Four about their seminal work on patterns, “Design Patterns 15 Years Later: An Interview with Erich Gamma, Richard Helm, and Ralph Johnson“.

Larry O’Brien: “Designing object-oriented software is hard,” are the first words of Design Patterns. Are those words still accurate?

Richard Helm: Software design is always hard. Although most modern development environments do lots to reduce complexity through reusable libraries and toolkits (Eclipse, Apple, Microsoft), designing a software solution to the business problem is still hard.

Ralph Johnson: Designing software is hard. That is what makes it so fun! People who are good at designing software enjoy solving hard problems, at bringing order to chaos, at overcoming difficulties. Things that used to be hard are now easy, but we have moved on to working on problems that would have been impossible 20 years ago. OO programming helps but does not eliminate the difficulty of design.

Quote:
If debugging is the process of removing bugs, Then programming must be the process of putting them in. –Edsger Dijkstra

بدون عنوان

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول ، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 كشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا كسب كرده است .
به گزارش عصر ایران صندوق بین‌المللی پول در این مورد گزارش داده است كه سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلكرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های شغلی بهتر از كشور خارج می‌شوند . این صندوق بین المللی در گزارش خود می افزاید كه رقم خروج حدود 180 هزار نخبه تحصیلكرده از ایران ، به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از كشور است .
طبق این آمار هم‌اكنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشك ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریكا زندگی می‌كنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرك دكترا، 15 نفر با مدرك كارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرك كارشناسی از كشور مهاجرت كرده اند .
مرجع:آینده نیوز

گزیده:
ندارد.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید