خاطرات
آقای دکتر و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

پیش گفتار:بخش بزرگی از یادگیری‌های ما از تجربه است. تجربه‌هایی که در هیچ کتاب یا منبعی پیدا نمی‌شود. آموخته‌هایی که وقتی آنها را تجربه می‌کنید تازه بخش عمده‌ای از آموخته‌های نظری و تئوری جایگاه خود در مغز شما پیدا می‌کنند. در این نوشته می‌خواهم یکی از این تجربه‌ها را بازگو کنم. تجربه‌ای که در هیچ […]

خاطرات
فناوری و بیلی‌ها

پیش‌گفتار: این روزها فناوری با سرعت سرسام‌آوری در حال پیشرفت است تا آنجا که هر موضوع ناباوری را باورپذیر کرده است. کارکرد فناوری و نوآوری این است که «غیرعادی‌»ها را «عادی» کند. اگر تا چند سال پیش گفت‌وگوی تصویری با آن سر دنیا به دلیل «غیرعادی» بودن شما رو به یاد کتاب‌های ژول ورن یا […]

خاطرات
خوشنویسی کد (۱)‌

پیش‌گفتار: خوشنویسی دانش‌آموز که بودم دوست داشتم خطم زیبا باشد. در نتیجه از هر فرصتی استفاده می‌کردم تا خطم را زیباتر کنم. سال دوم راهنمایی (سال هفتم) که مدرسه‌ی شهید باهنر بی‌بالان می‌رفتم، آقای حق شناس، معلم زبان انگلیسی ما بود. یادش به خیر! خط بسیار زیبایی داشت. تا جایی که یادم هست امتحان‌های دیکته […]

خاطرات
برای سلمان

برای تو که برای‌مان «یک روز بوشوم کونوس کله» و «می جان زن‌مار» می‌خوندی برای تو که امتحان دیپلم‌ات، به جای آزمون درس، آزمون عاشقی بود برای تو که موقع خاطره‌‌گویی‌هات از خنده روده‌بر می‌شدیم برای تو که هم پسر بودی برای عمه و هم پدر برای تو که برای خانواده، عمود خیمه بودی برای […]

خاطرات
نامه‌ای از یک دوست بسیار کوچولو!

پیش‌گفتار ۱: یادش به خیر، عادت داشتم از دانشجویان خواهش کنم که زمان استراحت‌ بین کلاس‌شان را کمتر کنند تا بتوانیم در مورد موضوعاتی خارج از برنامه‌ی دوره صحبت کنیم. آنها هم با بزرگواری قبول می‌کردند. معمولا این بخش را به آخر کلاس که یادگیری کاهش پیدا می‌کند منتقل می‌کردم تا بهره‌وری کلاس افزایش پیدا […]

خاطرات
برای تعلیمات اجتماعی

پیش‌گفتار: یکی از گزینه‌هایم برای یادگیری سیستم آموزشی اینجا، گفتگو با بچه‌ مدرسه‌ای‌ها است. هر وقت فرصتی دست دهد با آنها که معمولا فرزندان دوستان یا آشنایان هستند سر صحبت را باز می‌کنم و در مورد مدرسه و درس‌هایی که می‌خوانند با آنها صحبت می‌کنم. این نوشته گفتگوی من است با یکی از آنها که […]

خاطرات
کو خاک بر سر ماره اولاده

هر وقت که داشتم فوتبال نگاه می‌کردم و مادر هم کناری نشسته بود، آرزو می‌کردم بازیکنی روی زمین نیفتد یا دوربین صحنه‌ی درد کشیدن بازیکن مصدومی را نشان ندهد یا بدتر آن که آسیب بازیکن به حدی نباشد که تیم پزشکی با برانکارد وارد زمین شوند و او را به بیرون زمین ببرند. واکنش مادر […]