خاطرات
به شکوفه‌ها ، به باران، برسان سلام ما را

  این عکس زیبا و پیام پایین آن را یکی از دوستان بسیار عزیزم که جنوبی است برای من فرستاده. این عکس ورودی جاده بی‌بالان است. این دوست باصفا در سفری که به شمال داشت وقتی از اینجا رد می‌شده بزرگوارانه به یادم بود و این عکس را گرفته‌ و از طریق شبکه‌های اجتماعی برایم […]

خاطرات
محدودیت‌های دنیای من

پیش‌گفتار: یکی از چشم اسفندیارهای زندگی در اینجا آشنایی با زبان و فرهنگ است. کم‌تر کسی را پیدا می‌کنی که خاطرات بامزه در این مورد نداشته باشد. یکی از اتفاقاتی که برای خودم پیش آمده را در اینجا (روزی که وایر ما کراس کرد!) نوشته‌ام. چند روز پیش داستان زیر را از یکی از دوستانم […]

خاطرات
گیلان گیلان همیشه بهاره گیلان

چقدر سیر و صفا داره می‌ گیلان کوه و دریا همه داره می ‌گیلان اگر دونیا بداره چند ته خوبی همه خوبی یجا داره می گیلان همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان عکس: بی‌بالان، اردیبهشت ۱۴۰۱ با سپاس فراوان از یوسف ابر عزیز

خاطرات
روز معلم

روز معلم را به همه‌ی معلمان و استادان عزیزم و همه‌ی بزرگوارانی که برای من معلم بودند تبریک عرض می‌کنم و صمیمانه از آنها برای تک‌تک نکاتی که به من آموختند قدردانی می‌کنم. امیدوارم که شاگرد خوبی برای آموزه‌های شما بوده باشم. «می‌توانید اسم یک پرنده را در تمام زبانهای دنیا یادبگیرید اما وقتی این […]

خاطرات
درگذشت بانوی «کیفیت»

متاسفانه امروز با خبر شدم خانم مهندس آزاده داننده از بین ما رفت. برای او که «آزاده» زیست و در کار خود، «داننده» بود، آرامش ابدی و برای بازماندگان و همکارانش به ویژه سرکار خانم مهندس افسانه عمادافشار صبر و سلامتی آرزومندم.    

خاطرات
زبان برنامه‌نویسی کربن

پیش‌گفتار: فکر نمی‌کنم شما با زبان برنامه‌نویسی «کربن» آشنایی داشته باشید. می‌خواهم داستان آشنایی خودم با زبان برنامه‌نویسی کربن را برای شما تعریف کنم. داستان آشنایی: یادش به خیر! وقتی وارد دانشگاه شدم با عزیزی آشنا شدم به نام علی آقا. انسانی محجوب، آرام، باهوش، عاشق والیبال و از اهالی یکی از روستاهای نزدیک بی‌بالان. […]

خاطرات
ری‌را جان!

سلام ری‌را جان، حال همه‌ی ما خوب است! … از نو برایت می‌نویسم حال هیچ کدام ما خوب نیست! باور کن ری‌را! پ.ن. امروز مادر یکی از دوستان عزیزم به دلیل کرونا از دنیا رفت! روح‌شان شاد! ای داد بیداد!