قول و قرار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

ژنرال گفت:
….
-گوستاو، من کتاب را به این شرط به تو دادم که ساعت ده از آن دست برداری، همان طور که به من قول دادی، می‌بایست آن را سر ساعت مقرر کنار گذارده، می‌رفتی و می‌خوابیدی.
سپس در دنباله‌ی کلام خود افزود:
-اگر می‌خواهی در زندگی مرد موفقی بشوی، باید قولت را هم چون مقدسات مذهبی محترم بداری و به آن چون شرافتت احترام بگذاری.

فوکس یکی از خطبای انگلستان فقط تنها به خاطر وفای به تعهداتش که یکی از خصوصیات او بود، انگشت‌نما بود. پدرش که یکی از انگلیسی‌های سرسخت و خالص بود هنگام کودکی به او درس بسیار سخت و خشنی داده بود تا اثری جاودانی در روح کودک باقی گذارد.
فوکس زمانی که سن تو را داشت، هنگام تعطیلات نزد پدرش می‌آمد، پدرش مانند برخی از انگلیسی‌هایی ثروتمند دیگر در اطراف قصرش یک باغ وسیع و زیبایی داشت. در این باغ یک کلاه فرنگی قدیمی قرار داشت که می‌بایست خراب گردد و در قسمت دیگری که چشم‌انداز بسیار زیبایی داشت، ساخته شود. معمولاً بچه‌ها دوست دارند جایی را که خراب می‌کنند ببینند. بدین جهت فوکس کوچک که چند روز بیکار بود و فرصت داشت، دلش می‌خواست هنگام خراب کردن کلاه فرنگی در آنجا حضور داشته باشد. پدر با این امر مخالفت کرد تا آنجا که بین پدر و فرزند بر سر این مسأله کدورت ایجاد شد. بالاخره مادر مانند تمام مادران دیگر از فوکس کوچک طرفداری نمود. آنگاه پدر رسماً به فرزندش قول داد که تا تعطیلات آینده برای خراب کردن کلاه فرنگی صبر خواهد کرد.

پس از چندی فوکس به مدرسه بازگشت و پدر گمان کرد پسربچه‌ای که سرگرم خواندن درس است، این موضوع را به مرور ایام فراموش می‌کند. دستور داد کلاه فرنگی را خراب کرده، در جای دیگر تعبیه کنند.

پسربچه یک‌دنده که تنها به کلاه فرنگی می‌اندیشید… [وقتی که] نزد پدر بازگشت، نخستین فکرش این بود که رفته آن کلاه فرنگی را ببیند، آن وقت هنگام صرف صبحانه، غمگین نزد پدر بازگشت و گفت:
-شما مرا فریب دادید!

پدر با آشفتگی و شرمساری بزرگ‌منشانه‌ای گفت:
-صحیح است پسرم. ولی خطایم را جبران خواهم کرد. قول و پیمان خویش را بیشتر از ثروت و دارایی باید حفظ کرد، زیرا وفای به عهد ثروت می‌آوردو تمام ثروت دنیا لکه‌ای را که از پیمان‌شکنی بر وجدان نشسته است، پاک نمی‌کند.
بدین جهت پدر دستور داد کلاه فرنگی کهنه را به همان صورتی که بود بسازند. سپس بعد از اینکه ساخته شد، دستور داد در مقابل چشمان پسرش آن را خراب کنند.

حال پسرم تو باید از این حکایت پند بگیری. گوستاو که با دقت به سخنان پدرش گوش داده بود، فوراً صفحات کتاب را بست.

مرجع: زن سی‌ساله، اونوره دو بالزاک، ترجمه‌ی دکتر محمد آریان، مؤسسه‌ی مطبوعاتی عارف

گزیده:
ندارد

مدرسه‌ای که باد برد

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پیش گفتار ۱:
مدرسه‌ای که باد برد، فیلمی است از محسن مخملباف که در سال ۱۳۷۶ ساخته شده است: مردي رهگذر از كنار مدرسه اي چادري در منطقه اي ايلياتي و زيبا رد مي شود. او داخل كلاس مي شود و در مورد كلاس، دانش آموزانشان و آموخته هايشان سؤال هايي مي كند، معلم و بچه ها جواب مي دهند. معلم تصور مي كند كه مرد بازرس است و از طرف اداره آموزش و پرورش آمده به همين علت توضيحات مفصلي راجع به مدرسه مي دهد. از جمله اين كه روزي باد شديدي مدرسه، يعني همان چادر را با خود مي‌برد. مرجع

پیش گفتار ۲:
چند وقت پیش آقاجابر زنگ زد و گفت که امسال مدرسه در سال اول، دانش آموزی را ثبت نام نکرده است. یعنی این که شمارش معکوس برای بسته شدن مدرسه شروع شده است. ایشان پیشنهاد کرد که گردهمایی در مدرسه برگزار شود تا علاوه بر تازه شدن دیدارها، در این باره گفت‌وگو شود.

خبر درست بود. قرار بود مدرسه ما را نیز باد با خود ببرد. پس از پرس و جویی متوجه شدم که دلیل اصلی این کار به اشکالات نظام حسابداری برمی‌گردد. حسابداران گرامی و متولیان امور به جای آن که خرجهای مدرسه را در سرفصل «سرمایه‌گذاری» ثبت کنند در سرفصل «هزینه» ثبت کرده‌اند.

مدرسه طی بیست و شش سال، بیش از هزار نفر تحصیل‌کرده از معلم، حسابدار، دکتر، پزشک و مهندس تحویل جامعه داده است که اگر مدرسه نبود، معلوم نبود چه آینده‌ای در انتظارشان بود. کدام سرمایه‌گذاری پرسودتر از این برای هر جامعه‌ای وجود دارد. مگر نه این که سرمایه‌ی انسانی استراتژیک‌ترین موضوع برای هر جامعه‌ای است.

پیش گفتار ۳:
طی چند هفته‌ای اخیر، یک تیم منسجم که نقش محوری آن با آقاجابر و احمدآقا بود و من هم نقش کوچکی در آن داشتم، مشغول کار بود تا این گردهمایی برگزار شود. نهم آبان ماه هزار و سیصد و نود و دو، فومن.
روز قبل به اتفاق احمدآقا و آقا محمود به فومن رفتیم. شب مهمان مدیر تمام نشدنی و بازنشسته مدرسه، جناب آقای داوری بودیم. هر وقت فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که نه تنها فومن، که گیلان هم برای این مرد بزرگ، کوچک است.
قبل از آمدن آقا جابر که سخت مشغول آماده‌سازی نوشته‌ها و کلیپ‌ها بود، به اتفاق آقای داوری سری به مدرسه زدیم و با بچه‌ها صحبتی کردیم. یکی از بچه‌ها مسأله‌ای داد که نتوانستم حل کنم، گفتم شب حل می‌کنم و فردا برایت می‌آورم. خوشبختانه رو سفید شدم.
بچه‌ها مثل خود ماها در آن سن، بیشتر از آن که به امکانات نیاز داشته باشند، به راهنمایی و انگیزه نیاز داشتند. دلم حسابی گرفت.
یکی از کارهای خیلی جالبی که آقا جابر و تیمش انجام داده بودند این بود که عکسهای قدیمی را چاپ کرده بودند و به در و دیوار مدرسه چسبانده بودند. یاد باد آن روزگاران، یاد باد.

گفتار:
روز موعود فرا رسید. صبح زود به اتفاق بقیه دوستان مدرسه رفتیم. هم مدرسه‌ای‌ها یکی یکی آمدند. مدرسه پر بود از انرژی.
بسیاری از مقامات هم در گردهمایی حضور داشتند. امیدوارم که این کار باعث شود باد مدرسه‌ی ما را با خود نبرد.
جای همه شما خالی

گزیده:
روز وصل دوست داران یاد باد.

کتاب روش کاربردی تحلیل نیازمندیهای نرم افزار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یکی از دلخوشی‌های چند وقت اخیر، تصحیح اشتباهاتِ اغلب نوشتاری کتاب تحلیل نیازمندی‌ها با همراهی نویسندگان کتاب آقایان مهندس ایراف و مهندس شهبازیان بود. به کمک دوست عزیزی، کتاب بازخوانی شد و اشکالات آن برطرف شد. یادداشت‌های خوانندگان و دانشجویانم را که طی این مدت نگه داشته بودم، بررسی کردیم و آنها را تا جایی که مقدور بود، در متن کتاب اعمال کردیم.

دلیل این کار این بود که کتاب «روش کاربردی تحلیل نیازمندی‌های نرم‌افزار» برای چاپ سوم آماده شود.

چاپ اول و دوم کتاب با نهایت لطف جناب آقای مهدی صادقی، استاد گرامی و مدیر محترم انتشارات رسم و کمک دوست عزیزمان جناب آقای مهندس علی عبداللهی، مدیر عامل محترم شرکت نرم‌افزاری هوشا و بسیاری از دوستان و سروران گرامی به چاپ رسیده بود. از همه‌ی عزیزان بسیار سپاسگزارم.

چاپ جدید کتاب با جلدی متفاوت و توسط انتشارات صفار (اشراقی) روانه بازار شده است. از حاج آقا اشراقی مدیر محترم انتشارات صفار به خاطر کمک، راهنمایی و حسن نظرشان و سرکار خانم لشکری بسیار سپاسگزارم.

امیدوارم که با زحمات ایشان و همکارانشان، کتاب آسان‌تر از گذشته در دسترس خوانندگان قرار گیرد.

برای خرید کتاب می‌توانید به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
انتشارات اشراقي​، خيابان انقلاب، نبش خيابان ارديبهشت، بازارچه كتاب، پلاك 6، تلفن: 66408487
http://www.eshraghi.ir/

گزیده:
«خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد، یا کتاب‌های خوب یا دوستان کتاب‌خوان.» ویکتور هوگو

اسکرام SCRUM – بخش هشتم

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مترجم: مهندس علیرضا اسماعیلی

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم

بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم
بخش هفتم

7-2- بازنگری اسپرینت (Sprint Review)
در پایان اسپرینت، دو فعالیت دیگر از جنس بازرسی(inspect) و تطبیق (adapt) نیز انجام می‌شود. اولین فعالیت، بازنگری اسپرینت نامیده می‌شود.
هدف از این فعالیت، بازبینی و منطبق‌سازی محصولِ در حال ساخت است. نکته اساسی این فعالیت، گفت‌وگو و نشستی است که بین همه دست‌اندرکاران از جمله اعضای تیم اسکرام، ذینفعان، حامیان مالی، مشتریان و اعضای مدعو از سایر تیمها انجام می‌شود. موضوع اصلی این نشست، بازنگری ویژگی‌های کامل‌شده در اسپرینت است. هر یک از شرکت‌کنندگان تصویر روشنی از امور جاری به دست می‌آورد و به تیم کمک می‌کند تا مسیر توسعه آتی محصول را مطابق با انتظارات کسب‌وکار انتخاب کند.

موفقیت در بازنگری اسپرینت موجب ایجاد گردش اطلاعاتی دو سویه می‌شود. افرادی که عضو تیم اسکرام نیستند با تیم همراه می‌شوند و به آنها در انتخاب مسیر آتی کمک می‌کنند. اعضای تیم اسکرام در این نشست، بازخوردها و نظرات فراوانی نسبت به وضعیت فعلی محصول و میزان خوشایندی مشتریان و کاربران از آن دریافت می‌کنند. این کار باعث می‌شود که آنها درک عمیق‌تری از جنبه‌های بازاریابی و تجاری محصول پیدا کنند. از این رو، مرور اسپرینت را می‌توان فرصتی از پیش برنامه‌ریزی‌شده برای بازرسی و تطبیق محصول تلقی کرد. همچنین افراد شرکت‌کننده می‌توانند با مرور ویژگی‌های اسپرینت جاری و ارائه نظراتشان، به تیم کمک کنند تا بهتر به اهداف اسپرینت دست پیدا کند.

7-3-بازاندیشی اسپرینت (Sprint Retrospective)
بازاندیشی اسپرینت، دومین فعالیت بازرسی و تطبیق در پایان اسپرینت است. این فعالیت اغلب پس از بازنگری اسپرینت جاری و پیش از برنامه‌ریزی اسپرینت (Sprint Planning) بعدی انجام می‌شود.

در حالی که بازنگری اسپرینت فرصتی برای بازرسی و تطبیق محصول است، بازاندیشی اسپرینت فرصتی برای بازرسی و تطبيق فرایند انجام کار است. در بازاندیشی اسپرینت، تیم توسعه، استاد اسکرام و مالک محصول در خصوص کارایی شیوه‌ای که از اسکرام استفاده می‌کنند و تجربه‌های فنی مرتبط با آن گفتگو می‌کنند. در بازاندیشی اسپرینت تأکید بر بهبود مستمر فرایند است تا تیم اسکرام به تیمی عالی و فوق‌العاده تبدیل شود. در پایان بازاندیشی اسپرینت، تیم اسکرام مواردی را برای بهبود فرایند شناسایی کرده و متعهد می‌شود که در اسپرینت بعدی آنها را انجام دهد.

پس از پایان بازاندیشی اسپرینت، چرخه با برگزاری جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت و تعیین باارزش‌ترین مجموعه کارهای قابل انجام، تکرار می‌شود.

گزیده:
من این راز را کشف کرد ه ام که فرد بعد از بالا رفتن از یک تپه بلند متوجه می شود تپه های زیادی برای بالا رفتن وجود دارد.
نلسون ماندلا

دغدغه‌هاي من

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پروفسور محمد هاشم پسران
استاد اقتصاد دانشگاه کمبریج و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC)، ویکی پدیا

وقتی پنج‌شنبه موسسه «تامسون رویترز» مرا به‌عنوان یکی از هشت اقتصاددان دارای شانس دریافت نوبل اقتصاد امسال معرفی کرد، خوشحال شدم. خوشحالی‌ام به این دلیل بود که موسسه‌ای مستقل، با در نظر گرفتن آمار «ارجاعات علمی» (Citation) مقالات منتشره در ژورنال‌های علمی و پژوهشی اقتصادی برتر دنیا، مرا در جمع هشت اقتصاددان منتخب قرار داده است.
حضور در این جمع، چه منجر به دریافت جایزه نوبل بشود و چه نشود، برای من خوشحال‌کننده است، اما این واقعیت را هم باید در نظر گرفت که هشت اقتصاددان معرفی‌شده، «کاندیداهای دریافت نوبل اقتصاد» نیستند و صرفا پژوهش‌های آنها در صدر آمار Citationها قرار دارد و در نتیجه پیش‌بینی شده است بیشترین شانس را برای دریافت نوبل داشته باشند؛ پیش‌بینی‌ای که ربط مستقیمی به «کمیته نوبل» ندارد.
……

….
شاید در اینجا خوب باشد در اولین مطلب فارسی‌ای که بعد از اعلام خبر موسسه «تامسون رویترز» می‌نویسم، چند جمله هم در مورد فعالیت‌های کاری و پژوهشی سال‌های آینده‌ام ذکر کنم. من چه برنده نوبل بشوم و چه برنده نشوم، اکثریت قاطع فعالیت‌های کاری و نیز پژوهشی خود را مطابق برنامه‌های قبلی‌ام پیش خواهم برد. تصور می‌کنم اکثر اقتصاددانان دیگری که نام‌شان برای دریافت نوبل مطرح می‌شود نیز، وضعیت مشابهی دارند.

….
اما دغدغه دیگر من در سال‌های اخیر به سازمان‌سازی پژوهشی در حوزه‌های مختلف علم اقتصاد مربوط بوده که در سال‌های آینده هم ادامه خواهد یافت. ما در سال 2011 به همراه تعدادی دیگر از اقتصاددانان شاخص ایرانی «انجمن بین‌المللی اقتصاد ایران» (IIEA) را با هدف افزایش رونق کمی‌و‌کیفی پژوهش‌ها در مناطق مختلف جهان در زمینه «اقتصاد ایران» تاسیس کردیم. من در حال حاضر دبیر IIEA هستم و قطعا تلاش برای توسعه فعالیت‌های این انجمن، از دغدغه‌های کلیدی سال‌های آینده‌ام خواهد بود. همچنین اخیرا به همراه تعدادی دیگر از اقتصاددانان «انجمن بین‌المللی اقتصادسنجی کاربردی» (International Association for Applied Econometrics) را تاسیس کردیم که این انجمن نیز از سال آینده به‌طور رسمی فعالیت‌های خود را آغاز خواهد کرد و می‌کوشد به افزایش تعامل در میان محققان فعال در حوزه اقتصادسنجی در سراسر جهان کمک کند.

در پایان این یادداشت کوتاه، امیدوارم که وجود نام یک ایرانی در میان هشت اقتصاددان منتخب «تامسون رویترز»، بتواند بهانه‌ای باشد برای ایجاد شور و نشاط در بین همه اقتصاددانان ایرانی و افزایش انگیزه آنها برای فعالیت‌های پژوهشی باکیفیت. در آن صورت است که خوشحالی من از حضور در این لیست هشت‌نفره، یک خوشحالی تمام‌عیار خواهد بود.

مرجع: دنیای اقتصاد

گزیده:
ندارد.

Three Wishes

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

وقتی دوست خوبم مهدی داشت می‌رفت، نامه خداحافظی‌ قشنگ و آموزنده‌ای نوشته بود که بخش کوچکی از آن را در اینجا آورده‌ام.

I wish you three things;
Hope for without hope, we cease to be dreamers.
I wish you courage, for it takes courage to listen to and follow your heart.
But above all, I wish you love, for love heals, love endures and love conquers all.

گزیده:

“You know what, your imagination works faster than your mind.” Simona Panova

اسکرام SCRUM – بخش هفتم

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مترجم: مهندس علیرضا اسماعیلی

بخش اول
بخش دوم
بخش سوم

بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم

۱-۵-اجرای اسپرینت(Sprint execution)
پس از برنامه­ریزی اسپرینت و توافق در مورد دستور کار اسپرینت جاری، تیم توسعه­ وظیفه­ها(Task) را با هدایت استاد اسکرام انجام می­دهد، با این هدف که ویژگی­ها به عنوان «انجام­شده»(Done) پذیرفته شوند. «انجام­شده» بدین معناست که کارهای لازم برای توسعه­ی یک ویژگی­ با کیفیت، با درجه­ی بالایی از اطمینان انجام شده است.

وظایفی که تیم انجام می­دهد، دقیقاً به ماهیت کار بستگی دارد. برای نمونه می­تواند کارهای صرفاً نرم­افزاری یا ترکیب آن با کارهای سخت­افزاری و حتی کارهای بازاریابی باشد.

چگونگی و ترتیب انجام وظیفه­ها را کسی به تیم توسعه تحمیل نمی­کند. بلکه اعضای تیم، کارها و وظایفشان را تعریف نموده و سپس خود را به بهترین شیوه برای تحقق اهداف اسپرینت سازماندهی می­کنند.

۱-۶-اسکرام روزانه(Daily Scrum)
اعضای تیم توسعه، جلسه‌ی «اسکرام روزانه» را در هر روز از اسپرینت و ترجیحاً در یک زمان مشخص برگزار می‌نمایند که مدت آن ثابت و حداکثر 15 دقیقه است. برای ترغیب به کاهش زمان جلسه، افراد آن را به صورت ایستاده برگزار می‌کنند و از این رو آن را «جلسه ایستاده روزانه»(Daily stand-up) نیز می­نامند.

رویکرد رایج در اجرای اسکرام روزانه این است که هر یک از اعضای تیم برای اطلاع دیگران به کمک استاد اسکرام و به سه پرسش زیر پاسخ می‌دهد:
○ بعد از اسکرام روزانه‌ی قبلی، چه کارهایی را انجام داده‌ام؟
○ تا اسکرام روزانه‌ی بعدی، چه کارهایی را برنامه‌ریزی کرده‌ام؟
○ چه مشکلات و موانعی جلوی پیشرفت مرا می‌گیرند؟

با پاسخ هر یک از اعضا، دیگر اعضای تیم در جریان کلی امور، میزان تحقق اهداف اسپرینت، تغییرات برنامه‌ی روز جاری و کارهای ضروری و فوری قرار می‌گیرند. اسکرام روزانه امری مهم برای کمک به تیم و به منظور مدیریت سریع و منعطف کارهای اسپرینت است.

اسکرام روزانه جلسه‌ای برای حل مشکلات نیست. در بسیاری از تیم‌ها گفت‌وگو درباره‌ی مشکلات پس از جلسه و در گروه‌هایی کوچک با حضور افراد علاقه‌مند به موضوع انجام می‌شود. اسکرام روزانه با جلسات مرسومِ گزارش وضعیت کار در پروژه‌ها متفاوت است؛ به‌ویژه جلساتی که اغلب به دعوت مدیر پروژه و برای به‌روزرسانی وضعیت پروژه برگزار می‌شود. با وجود این تفاوت، اسکرام روزانه نیز برای اطلاع‌رسانی وضعیت اقلام بک‌لاگ به اعضای تیم مفید است. اساساً اسکرام روزانه فعالیتی برای «بازرسیِ» برنامه­ریزی روزانه، ایجاد هماهنگی و تطبیق آن با شرایط جاری است که به تیم خودسازمانده(Self-organizing team) در انجام بهتر کارها کمک می‌کند.

اسکرام از تمثیل «خوک» و «مرغ» استفاده می­کند تا افراد شرکت‌کننده در اسکرام روزانه را به دو دسته تقسیم کند: دسته اول افرادی هستند که باید مشارکت و حضوری فعال داشته باشند (افراد اصلی) و دسته دوم افرادی که فقط می‌توانند شنونده باشند (افراد فرعی). حیوانات مزرعه از یک داستان قدیمی اقتباس شده‌اند: «خوک و مرغ تصمیم می‌گیرند تا شریکی رستورانی تأسیس کنند. مرغ پیشنهاد می‌کند که فهرست غذای آنها شامل ژامبون گوشت (سهم خوک) و تخم‌مرغ (سهم مرغ) باشد. خوک با این پیشنهاد مخالفت می‌کند، چرا که سهم آن دو در شراکت به یک اندازه نیست. خوک برای تهیه ژامبون گوشت باید از جانش (گوشتش) مایه بگذارد ولی مرغ نیازی ندارد که از جانش مایه بگذارد و فقط کافی است که تخم بگذارد.» در اینجا، «مرغ فقط مشارکت می‌کند، در حالی که خوک متعهد (Committed) است و باید از جانش مایه بگذارد». روشن است که کاربرد چنین تمثیلی در اسکرام، جداکردن افراد فرعی (مرغ‌ها) از افرادی اصلی (خوک‌ها) است که متعهد به تحقق اهداف اسپرینت هستند. در اسکرام روزانه، فقط خوک‌ها مجازند صحبت کنند و مرغ‌ها و افراد دیگر فقط به عنوان شنونده حضور دارند.

اگر چه بسیاری با این موضوع موافق نیستند، اما به تجربه پی‌برده‌ام که تعیین جایگاه تمثیلی اعضای تیم اسکرام در قالب خوک یا مرغ بسیار مهم است. برای نمونه در اسکرام، حضور مالک محصول در اسکرامِ روزانه اجباری نیست، پس وی نقش مرغ را دارد؛ حال این پرسش پیش می‌آید که «چگونه وی می‌تواند متعهد باشد، در حالی که الزامی به حضور وی نیست؟» با این استدلال، «اجباری نبودن حضور مالک محصول در جلسه اسکرام روزانه» نادرست خواهد بود. قابل پذیرش نیست که مالک محصول به عنوان عضوی از تیم اسکرام، تعهد کمتری از تیم توسعه در قبال نتایج اسپرینت داشته باشد. اگر قصد دارید این موضوع یعنی حضور اختیاری مالک محصول را اعمال کنید، به تمثیل خوک و مرغ فکر کنید و از این کار منصرف شوید.

۱-۷-انجام‌شده (Done)
نتیجه‌ی هر اسپرینت بخشی از محصول است که بالقوه قابل عرضه است و بدین معناست که هر آن چه که قرار بود تیم اسکرام انجام دهد، بر اساس توافق صورت گرفته در مورد واژه‌ی «تعریف انجام‌شده» (Definition of Done)، واقعاً تمام شده است. این واژه درجه‌ی اطمینان از کیفیت و قابل عرضه بودن کارهای تمام‌شده را مشخص می‌کند. برای مثال واژه‌ی «انجام‌شده» در توسعه‌ی نرم‌افزار می‌تواند به معنای طراحی، ساخت، یکپارچه‌سازی، آزمایش و مستندسازی بخشی از محصول باشد.

با تعریف سخت‌گیرانه از واژه‌ی «انجام‌شده»، کسب‌وکار می‌تواند ارزیابی کند که در صورت عرضه یعنی استقرار (Deploy) یا انتشار محصول در پایان اسپرینت، چه چیزی عاید مشتریانش خواهد شد.

لازم به یادآوری است که «قابل عرضه بودن» (Potentially shippable) بدین معنا نیست که آن‌چه ساخته شده، حتماً تحویل می‌شود. تصمیم درباره‌ی تحویل محصول، تصمیمی در سطح مدیران کسب‌وکار است که اغلب متأثر از موضوعاتی مانند موارد زیر است:

آیا ویژگی‌های اضافه شده برای استقرار نسخه جدید کافی است؟
آیا بخشی از فرایندهای مشتری که در محصول پوشش داده شده، استقرار نسخه جدید را توجیه می‌کند؟
با توجه به نصب دو هفته پیش محصول، آیا کاربران آمادگی پذیرش تغییرات را، آن هم پس از دو هفته دارند؟

مفهوم «محصول قابل عرضه» معیار مناسبی برای کسب اطمینان از کامل شدن کارهای اسپرینت است. چرا که اگر کسب‌وکار بخواهد محصول را به مشتری تحویل دهد، نباید کار مهمی مانند آزمون یا یکپارچه‌سازی تا پایان اسپرینت باقی مانده باشد.

برخی از تیم‌ها به مرور زمان و با کسب تجربه، واژه «تعریف انجام‌شده» را تغییر می‌دهند. برای مثال در تولید بازی‌های رایانه‌ای، ممکن است ارائه ویژگی‌های قابل تحویل در مراحل ابتدایی از نظر اقتصادی امکان‌پذیر و مطلوب نباشد. در این شرایط، «تعریف انجام‌شده» می‌تواند بخشی از کارکرد محصول باشد که امکان دریافت نظرات و بازخورد دیگران را فراهم کند. با این کار، تیم می‌تواند درباره کارهای آتی و روش انجام آنها تصمیم‌گیری کند.

گزیده:
آن‌که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می‌شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را !
فرانسوا ولتر

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید