واژههای جدیدی به واژهنامه اضافه شده است. لطفاْ آنها را در اینجا مشاهده فرمایید.
خوشحال خواهم شد که نظرات شما را دریافت کنم.
گزیده:
شب، سکوت، کویر
برچسبها: واژهنامه, Agile چابک
واژههای جدیدی به واژهنامه اضافه شده است. لطفاْ آنها را در اینجا مشاهده فرمایید.
خوشحال خواهم شد که نظرات شما را دریافت کنم.
گزیده:
شب، سکوت، کویر
برچسبها: واژهنامه, Agile چابک
گفتار:
شنیدم یکی از آشنایان پس از نزدیک به دو دهه همکاری، از شرکتی که در آن مشغول به کار بود جدا شد. این خبر را بدون مقدمه و آمادگی قبلی شنیدم. تا چند روز ذهنم را مشغول خود کرده بود و مغزم در ورای کارهای روزمره به یادش بود و آن را پردازش و گاه تحلیل میکرد. هنوز هم به این موضوع فکر میکنم. زیاد دیده بودم که افرادی با سابقهی چندین ساله و اغلب زیر ده سال از محل کار خود جدا شده باشند، ولی چنین موردی تاکنون ندیده بودم. شاید تعجبم به این خاطر بوده است.
پرسشی که هنوز برایم بیجواب مانده این است که: چرا شخصی بعد از نزدیک به دو دهه همکاری با یک شرکت از آن جدا میشود؟
بیشک چنین شخصی یکی از سرمایههای بسیار نایاب آن شرکت است. شرکتها چه طرحی برای نگهداری سرمایههای انسانی خود دارند؟ آیا شرکتهای نرمافزاری برای چنین روزهایی آمادهاند؟
گزیده:
نامههای بابا لنگ دراز به جودی:
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عدهای از مردم هرگز زندگی نمیکنند و زندگی را یک مسابقه دو میدانند و میخواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمیشوند که آن قدر خسته شدهاند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط میبینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشتهاند و نه لذتی از آن بردهاند.
دیر یا زود آدم پیر و خسته میشود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بیتفاوت میشود و فقط او میماند و یک خستگی بیلذت و فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد
مرجع: از میان نامهها
پیش گفتار:
حاج قربان سلیمانی (۱۲۹۹ – ۳۰ دی ۱۳۸۶)، بخشی و نوازنده دوتار و خواننده موسیقی محلی شمال خراسان بود.

از جمله افتخارات وی میتوان به کسب مقام اول جشنوارهٔ موسیقی لیون فرانسه و همچنین احراز مقام ستارهٔ جشنواره اوینیون فرانسه اشاره کرد. وی دهها اجرای دوتارنوازی در کنسرتهای موسیقی کشورهای اروپایی، آسیایی و امریکا داشت. به نقل از اینجا
می گفت: «وقتی ساز می زنم همه چیز را از یاد می برم. در وضعیت معمولی نشستن برایم سخت است؛ نیم ساعتی که می نشینم، خسته می شوم. اما ساز که می زنم؛ تو بگو دوساعت؛ سه ساعت می زنم. دیگر حواسم به چیز دیگری نیست. من با سازم حرف می زنم. سازبه من میگوید؛ حالا بزن یا نزن. نمی دانم او ساز من است یا من ساز او… وقتی که ساز و نوایش آدم را گیر بیندازد دیگر نمیتوانی از چنگش آزاد شوی. در این حال است که از خود بی خود میشوم، حساب زمان از دستم در میرود و تمام بدنم خیس عرق میشود. سیمهای ساز جان میگیرند و با هر پنجه من به فریاد و لرزه در میآیند.»
حاج قربان رابطه عجیبی با سازش داشت، از ماجرای اجرایش در سالهای دهه شصت خاطرهای جالب نقل کرده است: « وقتی به ساز نگاه کردم، دیدم که ساز با حالتی شگفت به من چشم غره میرود. به پسرم گفتم این ساز امروز خیلی غرور دارد و من نمی توانم حریفش شوم. پسرم گفت چارهای نداری باید روی صحنه بروی. مردم منتظرند. به روی صحنه رفتم. وقتی بر ساز زخمه زدم حال خودم را نفهمیدم. گویی من از زمین می زدم و او از آسمان جواب می داد.» به نقل از اینجا
من در سالهای دور خاطره ای خوانده بودم بسیار جالب از آن مرحوم و آنهم در مورد قهر سازش بود که ازش سوال کرده بودند که شده سازت باهات قهر کنه گفته بود که بله و یه روز ساز با من قهر کرد و هر چه خواستم بنوازنم نشد که نشد و یه روز که ساز با من بود چنان غوغائی کرد که حضار در آن جلسه شاید دقایق بسیار زیادی رو به تشویق من پرداختند . به نقل از اینجا
گفتار:
خدا رحمت کند حاج قربان را. چه عاشقانه دربارهی سازش سخن گفته است.
هر چند من و سماموس، هیچ شباهتی به استاد بزرگ، حاج قربان و سازش نداریم، اما اتفاقات چند وقت اخیر مرا یاد حاج قربان انداخت و حرفهایش، سه ماهی است که اینجا چیزی ننوشتهام و ماجرا از آن جا شروع شد که «یه روز ساز با من قهر کرد و هر چه خواستم بنوازنم نشد که نشد». خیلی فکر کردم و مانده بودم که «او ساز من است یا من ساز او».
اما هر چه باشد حقیقت این است که «وقتی ساز میزنم همه چیز را از یاد میبرم. … اما ساز که میزنم؛ تو بگو دوساعت؛ سه ساعت میزنم. دیگر حواسم به چیز دیگری نیست. من با سازم حرف میزنم. ساز به من میگوید؛ حالا بزن یا نزن. نمیدانم او ساز من است یا من ساز او… وقتی که ساز و نوایش آدم را گیر بیندازد دیگر نمیتوانی از چنگش آزاد شوی.»
گزیده:
ندارد
مترجم: خانم مهندس فاطمه اردستانی
۱-۲- داستان کاربر به کاهش فاصله مشتری-توسعهدهنده کمک میکند
در توسعهی چابک، توسعهدهنده موظف است به زبان کاربر صحبت کند، اما کاربر موظف به صحبت به زبان توسعهدهنده نیست. نکته اصلی، ارتباط مؤثر است که برای تحقق آن، نیاز به زبان مشترکی است. داستان کاربر این نقش را بازی میکند چراکه کاربر و تیم فنی برداشت یکسانی از آن دارند.
بیل وِیک یکی از ابداعکنندگان XP، این موضوع را بدین شکل توصیف میکند:
زبان دستوپا شکسته، زبان سادهای است که معمولاً برای تجارت و توسط افرادی بهکار میرود که علیرغم تمایل به همکاری، نمیتوانند به زبان مادری یکی از دو طرف با هم صحبت کنند. داستان کاربر شبیه این زبان است. انتظار نداریم که مشتریان یا کاربران، سیستم را مانند برنامهنویسان بفهمند. لذا داستان کاربر، کارِ زبان دستوپا شکسته را میکند تا دو طرف تا اندازهای که برای همکاری موثر لازم است، گفتوگو کنند و به توافق برسند.
به کمک داستان کاربر مجبور نیستیم زبان یکدیگر را با مهارتی که برای سرودن شعر و غزل لازم است، یاد بگیریم. بلکه نیازمان این است وقتیکه دربارهی معاملهای برد-برد مذاکره میکنیم، همدیگر را بهاندازه کافی درک کنیم!
۱-۳-داستانکاربر نیازمندی نیست
اگرچه با داستان کاربر اکثر کارهایی که قبلاً توسط مشخصات نیازمندی نرمافزار، مورد کاربرد و غیره انجام میشد امکانپذیر است؛ اما اساساً در پارهای موارد ظریف ولی بسیار مهم متفاوتند:
– آنها مشخصات تفصیلی نیازمندیها نیستند(کاری که سیستم باید انجام دهد) بلکه عبارات قابل مذاکره دربارهی انگیزهی کاربرند (نیاز است کاری در اینباره انجام شود).
– آنها کوتاه، روان و قابل فهم برای توسعهدهندگان، ذینفعان و کاربران هستند.
– آنها بخشهای کوچکی از کارکردهای باارزش سیستم را نشان میدهند که برنامهنویس میتواند در بازهی چند روز تا چند هفته پیادهسازی کند.
– برآورد آنها نسبتاً آسان است، در نتیجه حجم کار لازم برای پیادهسازی کارکردهای سیستم میتواند بهسرعت تعیین گردد.
– آنها در قالب مستندات حجیم و سنگین منتقل نمیشوند، بلکه در لیستهایی قرار میگیرند که مرتب و بازمرتبسازی آنها با یافتن اطلاعات جدید راحتتر است.
– آنها در ابتدای پروژه دارای جزئیات نیستند بلکه جزییات آنها در وقت مناسب(بهموقع ) بیان میشود و به همین دلیل است که از تفصیل زودهنگام، تأخیر در توسعه، افزایش موجودی نیازمندیها و اعلام قیدهای بیش از حد برای راهحل اجتناب میکنند.
– خیلی کم پیش میآید که نیاز داشته باشیم آنها را نگهداریم و از اینرو میتوان آنها را بعد از پیادهسازی با خیال راحت دور انداخت.
– داستان کاربر و کدی که بهسرعت برای آن نوشته میشود، ورودیِ تدوین مستنداتی است که به تدریج و همزمان با کد کامل میشوند.
گزیده:
مراقب باش كه نيروهايت را بر سر مسايل پراكنده از دست ندهي. هميشه تلاش كن كه آنها را متمركز كني. گوته
مرجع: اس.جی.
برچسبها: چابک Agile, نیازمندیها Requirements
Mostly, when you see programmers, they aren’t doing anything. One of the attractive things about programmers is that you cannot tell whether or not they are working simply by looking at them
. Very often they’re sitting there seemingly drinking coffee and gossiping, or just staring into space. What the programmer is trying to do is get a handle on all the individual and unrelated ideas that are scampering around in his head.
Charles M. Strauss
گزیده:
ندارد
چند وقت پیش با دوست گرامی و با تجربهام، آقا مرتضی، در مورد موضوعی با تبادل ایمیل، صحبت میکردیم که بد ندیدم بخشی از آن را با اصلاحاتی در اینجا بیاورم. امیدوارم مفید باشد.
سوال این بود که:
آيا در برنامه ريزی اسپرينت، احتمالا در هر اسپرينت بايد هدف خاصی دنبال شود. يعنی منظورم اين است که ما يک هدف خاصی رو مشخص میکنيم و برای رسيدن به اون هدف يک اسپرينت رو برنامهريزی میکنيم يا اينکه در يک اسپرينت هدف اين است که مقداری کار انجام پذيرد
پاسخ:
در مورد اسپرینت، تعیین هدف الزامی است. اما ممکن است به صورت رسمی و فرمال وجود نداشته باشد مثلاً در پروژهای که به تازگی شروع شده، اقلام اولویتدهی شدهای وجود دارند که باید به ترتیب انجام شوند. اما در توسعهی محصول به خصوص زمانی که به محصول نسخه یک نزدیک شدهایم یا بعد از انتشار(Release) نسخه یک محصول وجود هدف الزامی است.
توصیهام این است که همیشه مالک محصول باید هدف مشخصی برای اسپرینت تدوین و اعلام کند. برخی از دلایلم را در زیر نوشتهام:
۱- هدف اسپرینت یکی از عوامل انتخاب و اولویتدهی اقلام بکلاگ برای اسپرینت جاری است.
مثال غیرنرمافزاری آن این است که شما ظرف یک ماه آینده دو تا جشن تولد در پیش دارید و بر خلاف همه ماهها، خریدهایتان در این ماه شامل آمادهسازی جشن تولد است. در حالی که همین هدف در اسفند تبدیل میشود به خرید شب عید. این که چه اقلامی میخرید تحت تأثیر هدف و بودجهتان است. هر چند بعضی چیزها مثل گوشت را همیشه میخرید.
وقتی تیم توجیه میشود که هدف اسپرینت چیست، میتواند به مالک محصول در انتخاب اقلام لازم برای تحقق هدف کمک کند. معمولاً مالک محصول تسلط کافی به ارتباطات بین اقلام ندارد. مثلاً نمیداند که خطای الف هم به هدف ب مرتبط است. یا این که برای جشن تولد فقط شیرینی و .. .لازم نیست بلکه تعمیر چراغ راهروی ساختمان هم ضروری است.
۲-یکی از شاخصهای ارزیابی مؤفقیت تیم در اسپرینت، میزان تحقق هدف آن است. به عبارت دیگر، بخشی از تعهد تیم، تحقق هدف اسپرینت است. در بازنگری اسپرینت (Sprint Review) یکی از ورودیهای مهم، هدف اسپرینت است. در پایان ماه از خانواده خواهیم پرسید که خوب ما که این همه خرج کردیم و هدفمان برگزاری جشن تولد بود، آیا جشن تولد به خوبی برگزار شد؟ آیا همه شاد و خندان بودند و رفتند؟
۳- هدف اسپرینت تحت تأثیر مسیر محصول(product roadmap) است که برای خیلی از شرکتهای ایرانی، واژهای غریب است. مالک محصول باید و باید مسیری برای محصول داشته باشد. در مثال جشن تولد، خانواده و به خصوص مادر خانواده باید بداند که در دی ماه دو تا جشن تولد دارد، در اسفندماه خرید شب عید دارد و در فروردین هم مسافرت دارد و همه اینها خرج دارد و حقوق همسر(ظرفیت تیم) هم محدود و مشخص است
۴- تعیین هدف اسپرینت یکی از روشهایی است که مالک محصول وادار میشود بیشتر به محصول فکر کند. از آنجایی که وی ممکن است بعضی مواقع جزییات را نتواند با ذینفعان پیش ببرد، مالک محصول مجبور است حتماً و حتماً تأیید ذینفعان را روی هدف اسپرینت داشته باشد. به عبارت ساده به آنها بگوید پولی که خرج میکنید قرار است برای چه هدفی هزینه شود. هر چه زمان اسپرینت بیشتر باشد، اهمیت این موضوع بیشتر است. در مثال جشن تولد، مادر خانواده به پدر خانواده میگوید که دو سوم بودجه ماه را صرف برگزاری جشن تولد خواهم کرد و پدر خانواده …. !
۵- اگر هدفی مشخص نشود، معمولاً عارضهی «کار میکنیم که کار کرده باشیم» پیش میآید(ببخشید، این اصطلاح مندرآوردی است). «کجا میروید؟ داریم میرویم خرید. چه میخواهید بخرید؟ نمیدانیم. برویم گشتی بزنیم!(پولها خرج میشود بدون آن که حواسمان به این باشد که هدف، برگزاری جشن تولد است)»
۶- روشهای چابک به شدت بر فرایندهای اعتمادپذیر(reliable) استوارند. فرایندهای اعتمادپذیر بر خلاف فرایندهای تکرارپذیر(repeatable) بر این اصل استوارند که «حرکت به سوی هدف با وجود روبروشدن با موانع». از این رو هدف اسپرینت عامل سازگاری و انطباقپذیری تیم با شرایط و موانع است.
۷- هدف اسپرینت یکی از عوامل سازماندهی کننده بازنگری اسپرینت است. به عبارت دیگر ذینفعان و مالک محصول میدانند که باید دنبال چه باشد و از شروع بحثها و مذاکرات خارج از محدوده اجتناب خواهند کرد. شاید این جمله که بارها تیمها آن را تکرار کردهاند به گوشمان آشنا باشد: «قرار نبود که در این مرحله این کارها را انجام دهیم، پس برای چه ما را متهم به کمکاری میکنید ؟!»
۸- نمونهها گواه این موضوعاند که وقتی برای تیمی مشخص میکنید که چه میخواهید، خلاقیت افراد برای تحقق خواسته شما افزایش مییابد. تیم خودمختار است به شکل دلخواه، هدف اسپرینت را تحقق بخشد. گاه در تیمها افرادی هستند که استاد پیداکردن راههای کوتاه و درست برای رسیدن به هدف هستند. این کار توانایی شخصی این گونه افراد را پررنگ و پرفایده برای تیم میکند.
گزیده:
«در زندگی باید دنبال دو هدف بود: یافتن آنچه میخواهیم و لذت بردن از آنچه داریم. تنها انسانهای باهوش به هدف دوم میرسند». لوگان اسمیت
برچسبها: Scrum اسکرام, Agile چابک
مترجم: مهندس شهابالدین فرحبخش
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
۳-۱– بکلاگ محصول
با بهکارگیری اسکرام، همیشه باارزشترین کارها زودتر انجام میشوند. مالک محصول با اطلاعات دریافتی از تیم توسعه و ذینفعان، مسئول نهایی تعیین و مدیریت توالی انجام کارهاست. کارها به شکل فهرستی دارای اولویت(یا ترتیب) به نام بکلاگ محصول (Product Backlog) ارائه میشوند

شکل: بکلاگ محصول، مرجع
بکلاگ یک محصول جدید، در ابتدا حاوی ویژگیها و امکانات مورد نیاز برای تحقق چشماندار مالک محصول است. اما بکلاگ محصولی که در حال تکمیل است شامل ویژگیهای جدید، تغییرات ویژگیهای موجود، نقصها و ایرادها، بهبودهای فنی و موارد مشابه است.
مالک محصول با همکاری ذینفعان، اعم از داخلی یا خارجی، اقلام بکلاگ محصول را گردآوری و تعریف میکند. سپس مطمئن میشود که اقلام با ترتیب درستی(بر اساس معیارهایی مانند ارزش، هزینه، دانش و ریسک ) در بکلاگ قرار گرفته باشند به گونهای که اقلام با ارزشتر، بالاتر و اقلام کم ارزشتر، پایینتر باشند.
بکلاگ محصول، فراوردهای است که همواره در حال تکمیل است. مالک محصول میتواند اقلام بکلاگ را به دلایلی چون تغییر شرایط کسبوکار، افزایش دانش تیم اسکرام با رشد و تکمیل محصول، اضافه، حذف یا اصلاح کند. فعالیت ایجاد و اصلاح، برآورد و اولویتدهی اقلام بکلاگ محصول، «آمادهسازی» (Grooming) نامیده میشود
در سال 2011 انتخاب واژه مناسب برای شیوه چینش اقلام بکلاگ، موضوع بحث و جدل شد. موضوع بحث این بود که کدام یک از دو واژه اولویتدهی شده (نخستین واژه)(Prioritized) یا مرتبشده(Ordered) (استفاده شده در راهنمای اسکرام 2011)، واژه مناسبتری است. برخی مدعی بودند که اولویتدهی فقط نوع سادهای از مرتبسازی است(و البته حتی مناسبترین روش آن نیز نیست).
بهترین چینش اقلام در بکلاگ به عوامل زیادی بستگی دارد و توضیح آن ساده نیست. با وجودی که از دیدگاه نظری توجه به تفاوت اولویتدهی با مرتبسازی اقلام بکلاگ مهم است، بسیاری از افراد، از این دو واژه به صورت معادل در بحثها و گفتوگوها استفاده مینمایند.
قبل از اولویتدهی یا مرتبسازی یا به طور کلی سازماندهی بکلاگ، اندازه (Size) هر یک از اقلام باید مشخص باشد. اندازه هر قلم برابر با هزینه انجام آن است و مالک محصول برای تعیین درست اولویت هر قلم، نیاز دارد اندازه آن را بداند.
هر چند اسکرام هیچ روشی را برای تعیین واحد اندازهگیری اقلام اجبار نمیکند، اما بسیاری از تیمها از واحدهای نسبی مانند امتیاز داستان یا روز ایدهآل استفاده میکنند. واحدهای اندازهگیری نسبی فقط اندازه تقریبی را نشان میدهند و در آنها مقدار دقیق اهمیتی ندارد.

شکل: اندازهگیری نسبی؛ مرجع
به عبارت دیگر، فقط به نسبت اندازه یک قلم به سایر قلمها توجه میکنند. به عنوان مثال فرض کنید اندازه ویژگی C برابر 2 و ویژگی E برابر 8 است. پس اندازه ویژگی E، 4 برابر ویژگی C است. در روش اندازهگیری نسبی، تنها چیزی که اهمیت دارد، 4 برابر بودن اندازه E نسبت به C است و نه اندازه دقیق E و C.
گزیده:
در طول زندگیم هیچگاه از کسانی که با نظر من موافق بودند چیزی نیاموختم. مالرو
مرجع: اس.جی.
برچسبها: Scrum اسکرام, Agile چابک