Unified Modeling Language

  • یوسف مهرداد بی‌بالان
به خوانندگان عزیزی که دنبال مرجع مناسب در اینترنت برای یادگیری یا یادآوری زبان مدلسازی یکپارچه (یو ام ال) هستند، سایت زیر را پیشنهاد می‌کنم. این سایت ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که سادگی و ارائه آخرین نسخه زبان، از آن جمله‌اند.

دوره‌های اسکرام در ایران

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

از طریق آقای مهندس صفری با خبر شدم که دوره‌های اسکرام زیر در تیرماه در ایران برگزار خواهد شد:
– Professional Scrum Developer
– Professional Scrum Master
– Professional Scrum Product Owner

ضمن سپاسگزاری از زحمات ایشان، به همه عزیزان علاقه‌مند، شرکت در این دوره‌ها را پیشنهاد و توصیه می‌کنم.
از ایزد یکتا برای آقای مهندس، پیروزی و سربلندی در همه زندگی و به ویژه در برگزاری این دوره‌ها را خواستارم.

گزیده:
موفق‌ترين مديران كساني هستند كه تا وقتي “كهنه” خوب است از آن استفاده مي‌كنند و به محض اينكه “نو” بهتر شد، آن را در اختيار مي‌گيرند. رابرت وندرپول
مرجع: اس.جی.

نمایشگاه کتاب

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

به نقل از پویا بلاگ:
«امسال نیز کتاب روش کاربردی تحلیل نیازمندی‌های نرم‌افزار به نمایشگاه کتاب آمده است، غرفه اصلی کتاب، غرفه انتشارات آن یعنی انتشارات رسم در شبستان جنوبی راهرو 18 و غرفه 3 است اما نشر الیاس و کوشا نیز آن را در نمایشگاه ارائه خواهند کرد»

گزیده:
در سن هشتاد و سه سالگي از “فرنك لويد رايت” معمار بزرگ و نامدار پرسيدند: از ميان كارهاي بزرگي كه انجام داده‌اي كدام را بيشتر مي‌پسندي و او پاسخ داد: كار بعدي را! جان ماكسول
به نقل از اس‌جی

چابکی و پیرمردها

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

داشتم مطلبی از وبلاگ جناب آقای مهندس واحد را درباره مدیریت پروژه چابک می‌خواندم که در بخش یادداشتهایش، نوشته‌های رد و بدل شده ایشان با یکی از خوانندگان را دیدم:
«اکثر چابک کارها جوان هستند، چون از یکسو بحث چابکی بحث نسبتا جدیدی است و اکثر ما پیرمردها در دانشگاه آن را نخوانده‌ایم، اما جوانتر ها حداقل از دروس مهندسی نرم افزارشان گذارشان به این متدولوژی‌ها می‌افتد و از سوی دیگر چابکی شور و شوق و انرژی جوانی می‌خواهد که من ندارم، اما شما را می‌دانم که دارید! »
یاد نوشته آقای جیمز کاپلین در کتاب Lean Architecture for Agile Software Development افتادم که خواندنش خالی از لطف نیست. اگر با سوابق آقای کاپلین آشنا نیستید، ابتدا اینجا را مطالعه کنید.
این مطلب را با این هدف آورده‌ام که خنده بر لبان آقای مهندس نقش بندد و هم اینکه تصوری که از متدهای چابک وجود دارد، تغییر کند.

As we distilled our experience into the beginnings of this book, both of us started to feel a bit uncomfortable and even a little guilty about being old folks in an industry we had always seen fueled by the energy of the young, the new, and the restless. As people from the patterns, Lean and object communities started interacting more with the new Agile community, however, we found that we were in good company. Agile might be the first major software movement that has come about as a broad-based mature set of disciplines.
Nonetheless, as Agile rolled out into the industry the ties back to experience were often lost. That Scrum strived to remain agnostic with respect to software didn’t help, so crucial software practices necessary to Scrum’s success were too easily forgotten. In this book we go back to the fundamental notions that are often lost in modern interpretation or in the practice of XP or Scrum. These include system and software architecture, requirements dependency management, foundations for usability, documentation, and others.

Quote:
Being Agile doesn’t necessarily mean discarding everything you know. And it certainly doesn’t mean blind adherence to a set of tools and techniques approved by the agile police.
Being Agile means holding to a set of values and principles that ultimately come down to customer, value, feedback, quality, transparency and sustainability.
Being Agile means questioning, experimenting, inspecting and adapting, and using what works.
Isaac Montgomery

چابکی و پیرمردها

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

داشتم مطلبی از وبلاگ جناب آقای مهندس واحد را درباره مدیریت پروژه چابک می‌خواندم که در بخش یادداشتهایش، نوشته‌های رد و بدل شده ایشان با یکی از خوانندگان را دیدم:
«اکثر چابک کارها جوان هستند، چون از یکسو بحث چابکی بحث نسبتا جدیدی است و اکثر ما پیرمردها در دانشگاه آن را نخوانده‌ایم، اما جوانتر ها حداقل از دروس مهندسی نرم افزارشان گذارشان به این متدولوژی‌ها می‌افتد و از سوی دیگر چابکی شور و شوق و انرژی جوانی می‌خواهد که من ندارم، اما شما را می‌دانم که دارید! »
یاد نوشته آقای جیمز کاپلین در کتاب Lean Architecture for Agile Software Development افتادم که خواندنش خالی از لطف نیست. اگر با سوابق آقای کاپلین آشنا نیستید، ابتدا اینجا را مطالعه کنید.
این مطلب را با این هدف آورده‌ام که خنده بر لبان آقای مهندس نقش بندد و هم اینکه تصوری که از متدهای چابک وجود دارد، تغییر کند.

As we distilled our experience into the beginnings of this book, both of us started to feel a bit uncomfortable and even a little guilty about being old folks in an industry we had always seen fueled by the energy of the young, the new, and the restless. As people from the patterns, Lean and object communities started interacting more with the new Agile community, however, we found that we were in good company. Agile might be the first major software movement that has come about as a broad-based mature set of disciplines.
Nonetheless, as Agile rolled out into the industry the ties back to experience were often lost. That Scrum strived to remain agnostic with respect to software didn’t help, so crucial software practices necessary to Scrum’s success were too easily forgotten. In this book we go back to the fundamental notions that are often lost in modern interpretation or in the practice of XP or Scrum. These include system and software architecture, requirements dependency management, foundations for usability, documentation, and others.

Quote:
Being Agile doesn’t necessarily mean discarding everything you know. And it certainly doesn’t mean blind adherence to a set of tools and techniques approved by the agile police.
Being Agile means holding to a set of values and principles that ultimately come down to customer, value, feedback, quality, transparency and sustainability.
Being Agile means questioning, experimenting, inspecting and adapting, and using what works.
Isaac Montgomery

بازگشت به بازی – حرکت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

حالا که کم‌کم در حال بازگشت به بازی هستم، با خود فکر کردم که امسال قرار است چه کارهایی انجام دهم. برنامه‌هایی از سالهای قبل داشتم که در اجرای آن ناکام بودم و یکی از مهم‌ترین دلایل آن نبود وقت و ناتوانی‌ام در مدیریت زمان بود. اما این بار تصمیم گرفتم برای شش ماه آینده کارهای زیر را انجام دهم:

1- هفته پیش پیشنهادی از آقای مهندس محمدی عزیز داشتم مبنی بر برگزاری سمیناری در مورد نیازمندی‌های چابک (Agile Requirements) در نظام صنفی رایانه‌ای. خواستم به دلیل کم‌وقتی پوزش بطلبم و از لطفشان سپاسگزاری کنم. اما تصمیم گرفتم که این سمینار را برگزار کنم.

2- تا یک ماه دیگر تدوین کتاب جدیدی را با همکاری مهندس شهبازیان شروع خواهم کرد: روش کاربردی طراحی شیءگرا(Object Oriented Design: A Practical Approach). کاری که انجامش را بخشی از وظایف حرفه‌ای خود می‌دانم.

3- پس از مدتها برنامه‌ریزی بالاخره تصمیم گرفتم که وقتم را مدیریت کنم و در تابستان دوره تخصصی متدهای چابک( Agile Methods) را برگزار کنم.

گزیده:
اگر مي‌خواهي پس از مرگ فراموش نشوي، يا چيزي بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاري كن كه قابل نوشتن باشد.
بنجامين فرانكلين. از اس جی.

برگشت به بازی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

فرید می‌گفت: بچه‌ها زندگی می‌کنند، دیگران فکر می‌کنند آنها سرگرم بازی‌اند، در حالی که آدم بزرگها بازی می‌کنند، اما فکر می‌کنند در حال زندگی‌اند».
«برگشت به بازی» یکی از دشوارترین کارهای یک تیم فوتبال عقب افتاده است. گاه «برگشت به بازی» حتی از نتیجه بازی نیز مهم‌تر به نظر می‌رسد. در بازی زندگی نیز شاید این گونه باشد، این کار، گاهی از خود بازی هم مهم‌تر و دشوارتر می‌شود.

گزیده:
بزرگترين كشف نسل امروز اين است كه انسان مي‌تواند با تغيير ذهنيت خود، زندگي خود را تغيير دهد.
ويليام جيمز؛ اس جی

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید