چابکی و پیرمردها

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

داشتم مطلبی از وبلاگ جناب آقای مهندس واحد را درباره مدیریت پروژه چابک می‌خواندم که در بخش یادداشتهایش، نوشته‌های رد و بدل شده ایشان با یکی از خوانندگان را دیدم:
«اکثر چابک کارها جوان هستند، چون از یکسو بحث چابکی بحث نسبتا جدیدی است و اکثر ما پیرمردها در دانشگاه آن را نخوانده‌ایم، اما جوانتر ها حداقل از دروس مهندسی نرم افزارشان گذارشان به این متدولوژی‌ها می‌افتد و از سوی دیگر چابکی شور و شوق و انرژی جوانی می‌خواهد که من ندارم، اما شما را می‌دانم که دارید! »
یاد نوشته آقای جیمز کاپلین در کتاب Lean Architecture for Agile Software Development افتادم که خواندنش خالی از لطف نیست. اگر با سوابق آقای کاپلین آشنا نیستید، ابتدا اینجا را مطالعه کنید.
این مطلب را با این هدف آورده‌ام که خنده بر لبان آقای مهندس نقش بندد و هم اینکه تصوری که از متدهای چابک وجود دارد، تغییر کند.

As we distilled our experience into the beginnings of this book, both of us started to feel a bit uncomfortable and even a little guilty about being old folks in an industry we had always seen fueled by the energy of the young, the new, and the restless. As people from the patterns, Lean and object communities started interacting more with the new Agile community, however, we found that we were in good company. Agile might be the first major software movement that has come about as a broad-based mature set of disciplines.
Nonetheless, as Agile rolled out into the industry the ties back to experience were often lost. That Scrum strived to remain agnostic with respect to software didn’t help, so crucial software practices necessary to Scrum’s success were too easily forgotten. In this book we go back to the fundamental notions that are often lost in modern interpretation or in the practice of XP or Scrum. These include system and software architecture, requirements dependency management, foundations for usability, documentation, and others.

Quote:
Being Agile doesn’t necessarily mean discarding everything you know. And it certainly doesn’t mean blind adherence to a set of tools and techniques approved by the agile police.
Being Agile means holding to a set of values and principles that ultimately come down to customer, value, feedback, quality, transparency and sustainability.
Being Agile means questioning, experimenting, inspecting and adapting, and using what works.
Isaac Montgomery

بازگشت به بازی – حرکت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

حالا که کم‌کم در حال بازگشت به بازی هستم، با خود فکر کردم که امسال قرار است چه کارهایی انجام دهم. برنامه‌هایی از سالهای قبل داشتم که در اجرای آن ناکام بودم و یکی از مهم‌ترین دلایل آن نبود وقت و ناتوانی‌ام در مدیریت زمان بود. اما این بار تصمیم گرفتم برای شش ماه آینده کارهای زیر را انجام دهم:

1- هفته پیش پیشنهادی از آقای مهندس محمدی عزیز داشتم مبنی بر برگزاری سمیناری در مورد نیازمندی‌های چابک (Agile Requirements) در نظام صنفی رایانه‌ای. خواستم به دلیل کم‌وقتی پوزش بطلبم و از لطفشان سپاسگزاری کنم. اما تصمیم گرفتم که این سمینار را برگزار کنم.

2- تا یک ماه دیگر تدوین کتاب جدیدی را با همکاری مهندس شهبازیان شروع خواهم کرد: روش کاربردی طراحی شیءگرا(Object Oriented Design: A Practical Approach). کاری که انجامش را بخشی از وظایف حرفه‌ای خود می‌دانم.

3- پس از مدتها برنامه‌ریزی بالاخره تصمیم گرفتم که وقتم را مدیریت کنم و در تابستان دوره تخصصی متدهای چابک( Agile Methods) را برگزار کنم.

گزیده:
اگر مي‌خواهي پس از مرگ فراموش نشوي، يا چيزي بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاري كن كه قابل نوشتن باشد.
بنجامين فرانكلين. از اس جی.

برگشت به بازی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

فرید می‌گفت: بچه‌ها زندگی می‌کنند، دیگران فکر می‌کنند آنها سرگرم بازی‌اند، در حالی که آدم بزرگها بازی می‌کنند، اما فکر می‌کنند در حال زندگی‌اند».
«برگشت به بازی» یکی از دشوارترین کارهای یک تیم فوتبال عقب افتاده است. گاه «برگشت به بازی» حتی از نتیجه بازی نیز مهم‌تر به نظر می‌رسد. در بازی زندگی نیز شاید این گونه باشد، این کار، گاهی از خود بازی هم مهم‌تر و دشوارتر می‌شود.

گزیده:
بزرگترين كشف نسل امروز اين است كه انسان مي‌تواند با تغيير ذهنيت خود، زندگي خود را تغيير دهد.
ويليام جيمز؛ اس جی

سال نویی دیگر

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

«یخ آب میشود در روح من،
در اندیشه
هایم.

بهار،
حضور توست.
بودنِ توست.»

سال نو بر شما شاد و خوش باد.
آرزومند بهترین‌ها

درگذشت مهربان‌ترین

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مادر دلبندم شامگاه پنج‌شنبه هجدهم اسفند ماه از دنیا رفت. هیچ واژه‌ای نمی‌تواند غم دوری او را بیان کند.

از همه عزیزانی که ابراز همدردی فرمودند، سپاسگزارم و برای آنها و خانواده محترمشان شادی و تندرستی آرزومندم.

فواید برنامه‌نویسی دونفره (Pair Programming)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پیش گفتار یک:
برنامه‌نویسی دو نفره تکنیکی است که در متد XP پیشنهاد و در کارایی و ضعف آن مطالب بی‌شماری نوشته شده است.

پیش گفتار دو:
در دوره‌هایی که برگزار می‌شود، از این تکنیک زیاد استفاده می‌کنم.

موضوع اصلی– فواید برنامه‌نویسی دو نفره:
پارسال دوره‌ای برگزار شد که بخشی از آن نیز به این تکنیک اختصاص داشت. دو همکار یکی متأهل (آقای بیگی) و یکی مجرد (آقای محمودی) و یک خانم (خانم حسنی) نیز از شرکت‌کنندگان دوره بودند. (اسامی واقعی نیست). آقای محمودی و خانم حسنی نیز اعضای یکی از تیمهای دو نفر بودند.

چند هفته پیش آقای محمودی لطف کردند و عکسهای پایان دوره را به همراه خبرهایی از عزیزان برایم ارسال کردند. خیلی شاد و خوشحال شدم(عکسها و خاطرات، رشد و پیشرفت آقای محمودی، پدر شدن آقای بیگی).

در نامه نوشته بودند که:
«مطلب آخر اینکه خانم حسنی هم خیلی خیلی سلام رسوندن»

در پاسخ ایشان نوشتم:
«سلام بنده را هم خدمت ایشان برسانید. این جمله شما خیلی مشکوک بود. نتوانستم آن را تحلیل کنم. لطفاً یوز کیس آن را برایم ارسال کنید »

ایشان در پاسخ نوشتند:
«اما در خصوص نکته شک برانگیز. خانم حسنی بر این عقیده‌اند که … هم چیزهایی هست، مثل عشق و زندگی.
آقای بیگی هم از سالیان پیش و بعد از اینکه متاهل شدند همیشه به دیده‌ی حسادت به دوران مجردی من مینگریستند و از اینکه روش Pair Programming شما پایانی بود بر نگاه حسرت بار ایشان به اینجانب، کمال تشکر را از جنابعالی دارند.
اما در خصوص Use Case درخواستی، شما را به دیدن لینک ذیل دعوت میکنم:
http://www.omgwiki.org/architecture-ecosystem/doku.php?id=composite_concepts

استاد پنجشنبه … من و خانم حسنی با هم سر سفره عقد نشستیم و پیمان ازدواج بستیم.»

چقدر خوشحال شدم. فکر نمی‌کنم هیچ یک از فواید برنامه‌نویسی دو نفره تا این حد مهم باشد. تکنیکی که سرآغازی بود بر یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی دو جوان عزیز و با کمالات.
شاد، تندرست و خوش‌بخت باشند.

گزیده:
«امیدوارم در تمام طول زندگی آنچنان همدیگر را دوست داشته باشیم که انگار هرگز ازدواج نکرده‌ایم»
جورج گوردون بایرون

Thinking

  • یوسف مهرداد بی‌بالان
THINK.”
In 1914, Thomas J. Watson, Sr. joined the company that was to become
IBM, and he brought with him this simple one-word motto. It was an
exhortation to all IBM employees, no matter their role, to take care in
decision-making and do their jobs with intelligence. “THINK” soon became
an icon, appearing on publications, calendars, and plaques in the
offices of many IT and business managers within and outside IBM, and
even in The New Yorker magazine cartoons. “THINK” was a good idea in
1914, and it is a good idea now.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید