امروز، روز تولد سماموس است.
بچهها چه زود بزرگ ميشوند. البته اين موضوع، نشانه پيرشدن والدين و نزدیکانشان نيز است.![]()
سماموس، تولدت مبارک

گزیده:
درسهاي زندگي: هنگام بازی با بچهها، بگذار تا آنها برنده شوند.
امروز، روز تولد سماموس است.
بچهها چه زود بزرگ ميشوند. البته اين موضوع، نشانه پيرشدن والدين و نزدیکانشان نيز است.![]()
سماموس، تولدت مبارک

گزیده:
درسهاي زندگي: هنگام بازی با بچهها، بگذار تا آنها برنده شوند.
شبنم صبحگاهي
13 مرداد 1389 در 00:00سلام استاد
واي اين پست برام چقدر دلنشين بود. خنده ام مانند كودكاني بود كه به تولد دعوت شده اند.
و برق چشمانم براي شركت در بازي كه قرار است در آخر جايزه هم بدهند.
امیر جلیلی
14 مرداد 1389 در 00:00سلام استاد..
خوب هستید؟ دلم براتون خیلی تنگ شده. دوست دارم باز هم بیام و در کلاس ها شرکت کنم.
تولد سماموس مبارک 😉
استاد داستان اون پروژه ملی هم داستانی بود برای خودش.
استاد باور نمیکنید چقدر خنده دار بود. هیچ چیزی اونطور که فکرش رو میکردم نبود.
من در اون روزها واقعا تحت فشار بودم. کوچکترین اشتباهی باعث میشد که همه مملکت سر من خراب بشن. من و یک متخصص دیتابیس باید جور همه رو میکشیدیم.
قسمت خنده دارش اینجا بود.
آن طوری که قرار بود و در خبر ها آمده بود که 13 اردیبهشت قرار است این پروژه ملی افتتاح شود در حالی که اصلی ترین و حیاتی ترین بخش نرم افزار هیچ کاری نمیکرد با نبوغ ایرانی افتتاح شد!!!!!!!!!!
فرض کنید شما مثلا نرم افزار office word رو درست کنید اما نشه هیچ چیزی توش نوشت و اصلا هیچ کاری با یک کلمه نوشتاری کرد!!
در نهایت بعد از 3 ماه اون بخش حیاتی که اصلا کار نمیکرد رو بنابر تصمیمات مدیران از اول من شروع کردم نوشتن. بعد از مدتی این بخش به طور کامل و بدون هیچ مشکلی کار کرد. بعد 70% بقیه پروژه ه که گاهی کار میکرد و گاهی کار نمیکرد رو درست کردم. بخش های دیتابیس رو هم یک دیتابیس کار موازی با من انجام داد.
بعد از نزدیک به 3/5 ماه (به جای 11 روز باقی مانده) پروژه اجرایی شد و الان داره منطقه به منطقه و به نوبت در وزارتخانه ها اجرایی میشه.
سر درد های شدید و اضطراب زیاد و ساعات طولانی گاهی تا 21 ساعت کار در روز و البته کسب یک تجربه بی نظیر و عجیب حاصل این پروژه برای من بود.
و من دلیل تفاوت فاحش اونچه که در روزنامه ها و صدا و سیما و رادیو و … در مورد پروژه های ملی گفته میشه و چیزی که ما در عمل میبینیم که هیچ کارایی نداره رو فهمیدم. و فهمیدم که چرا اینجا هیچ وقت مثل بقیه جاهای دنیا نمیشه.
به هر حال اینم تجربه من بود.
تولد سماموس مبارک. 😆 😛
امیر جلیلی
14 مرداد 1389 در 00:00البته مشکلی در گفتارم پیش اومد .چون بدون بازبینی پشت سر هم نوشتم دیدم یک جای یکی از جمله ها معنیش با اون چیزی که بوده فرق داره.
جمله در نهایت بعد از 3 ماه اون بخش حیاتی که اصلا کار نمیکرد رو بنابر تصمیمات مدیران از اول من شروع کردم نوشتن. در واقع باید اینطور نوشته میشد که :
من بنابر تصمیمات مدیران اون بخش حیاتی که اصلا کار نمیکرد رو از اول شروع به نوشتن کردم که بعد از حدود 3 ماه اون بخش تمام شد .
معنیشون زمین تا آسمون فرق میکرد معنی این دو جمله.
به بزرگی سماموس ببخشید.
موفق باشید
صبا بزرگی
15 مرداد 1389 در 00:00استاد گرامی جناب آقای مهندس مهرداد
فکر می کنم نزدیک به 2 سالی بود که سعادت نداشتم به وبلاگ شما سر بزنم. اما خوشحالم که امروز که سماموس 4 ساله شده مجددا به این خانه سری زدم. تولد سماموس یادآور خاطرات شیرین دوران همکاری و بهتر بگم شاگردی در خدمت شماست.
امیدوارم همواره موفق و سلامت باشید
شاگر همیشه در صحنه
18 مرداد 1389 در 00:00تولدت مبارک
احسان قاسمی
18 مرداد 1389 در 00:00مبارک بادا
به عمر سماموس بادا
بهروز
25 مرداد 1389 در 00:00تولدش مبارک
بچهها چه زود بزرگ ميشوند، یاد بچه خودم می افتم که تقریبا یک و دو ماه از بچه شما کوچکتر است 😛 های بهش می گم از بچه استاد مهرداد یاد بگیر.
استاد همیشه موفق باشید
ابوالفضل هادی
6 شهریور 1389 در 00:00تولدت مبارک نسخه دیجیتال یوسف مهرداد
آزاده رزمی
11 شهریور 1389 در 00:00تولد سماموس مبارک!
حتی اگه شما رو نبینیم سماموس چیزهای زیادی داره که می شه ازش یاد گرفت ،ممنون از اینکه براش وقت میذارید …
ماجد
21 شهریور 1389 در 00:00سلااااااااااااااام مهندس مهرداد
خوشحالم که به صورت دیجیتال می بینمت،
خوشحالتر میشم یه سرکی به من بزنی 🙂
تولد بچه ات هم مبارک باشه.
مسعود علی اکبرزاده
9 آبان 1389 در 00:00سلام بر دوست و استاد گرانمایه جناب مهرداد عزیز
خیلی بد است که فقط استفاده کننده صرف از سایت شما هستم و فقط هر ساله مجالی است تا در تبریک تولد آن فقط یک کامنت و آن هم کامنت تبریک…
ولی به هر حال امیدوارم استاد قصور این حقیر را بپذیرد.
تولد سماموس را تبریک عرض می کنم و امیدوارم روزی تولد صد سالگی این سایت وزین را همه با هم و در کنار خداوندگار آن ! جشن بگیریم…
مسعود علی اکبرزاده
پ.ن: خودم این جمله آخر رو که نوشتم (تولد صد سالگی) یک کم عمیقا فکر کردم… شاید آرزوی محالی است ولی داشتن آرزوی محال که محال نیست…
مهرداد
12 آبان 1389 در 00:00سلام بر همه خوبان
اين همه مهر شما را چگونه ميتوان سپاس گفت؟
كاميابي و تندرستي تك تك شما را آرزومندم.
در پناه ايزد يكتا شاد باشيد