جای همه شما خالی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

آخر هفته با تمام مشغله‏ای که داشتم، تنها فرصتی بود که می‏توانستم به دیدن پدر و مادرم بروم.
فکر می‏کردم که هوا بارانی باشد. ولی روز اول هوا بسیار سرد شد و روز بعد، هوا آفتابی بود به طوری که سماموس با تمام زیباییهایش جلوه‏گر شد. شمال در این فصل از سال، واقعاً فوق‏العاده است.
به هر حال جای همه شما خالی.

گزیده:
از دست و زبان که برآيد ………

نظرات (6)

wave
  • طاهري راد

    2 دی 1386 در 00:00

    سلام

    سفر بخير . دعا مي كنيم هركجا هستيد در سلامتي كامل و لبتون هميشه خنده باشه.

    با تشكر

    پاسخ
  • علی اعرابی

    2 دی 1386 در 00:00

    احسنت آقای مهرداد
    عکاس هم بودید و رو نکردید…

    پاسخ
  • نرگس

    3 دی 1386 در 00:00

    به به. عالی بود. البته عکاس و دوربین هم کم از عکس نداره 😉
    خیلییییییی خوشگل بود. حالا دیگه به جز تنگه الله اکبر سماموس رو هم باید برم ببینم 🙂

    خوش باشید همیشه

    پاسخ
  • سيامك

    3 دی 1386 در 00:00

    سلام

    از ديدار دوباره شما خوشحالم. عجب مركباتي !!!
    (نمي دونم پرتقاله يا نارنجه پس كلي گفتم)

    پاسخ
  • ازگمی. آی آر

    5 دی 1386 در 00:00

    امسال پائیز رفت و من از بادهای گرم پائیزی شمال هیچ نخوردم.چند بار رفتم اما هیچ وقت هوا پائیزی نبود.

    پاسخ
  • مهرداد

    6 دی 1386 در 00:00

    به همه دوستان خونگرمم، سلام
    این عکس از حیاط منزل پدری گرفته شده است. حیات منزل پدری پر است از درختهای میوه. این عکس هم متعلق است به یکی از درختان پرتقال. انشاءالله مفتخر باشم و در آنجا از همه شما پذیرایی کنم و بعد به اتفاق سری هم به سماموس بزنیم.
    خوش به حال علی‏آقای ازگمی که پاییز امسال، چند بار به شمال رفته، ولی من تنها فرصت کردم این بار سری به آنجا بزنم، آن هم برای ادای وظیفه و ملاقات پدر و مادر.
    به هر حال جای همه شما خالی.

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید