متن زیر خلاصهاي است بسيار كوتاه از مقالهي ارزشمند «پنج راه مخرب تغییر شغل» که در شماره ۱۰۵ ماهنامهي «گزیده مدیریت» آمده است. خواندن این مقاله را اکیداْ توصیه مینمايم. هر چند اين مقاله در مورد تغيير شغل مديران است اما اين حقايق در مورد سايرين نيز صادق است.
خطای اول: انجام ندادن تحقیق
انجام ندادن مطالعهي لازم براي پيبردن به واقعيتهاي بازار كار در رابطه با صنعت يا شغل خود.
عدم توجه كافي به ثبات مالي و جايگاه كارفرماي بالقوه در بازار
ناتواني در بررسي سازگاري با فرهنگ محيط جديد
گمان و باور نادرست كه عنوان رسمي شغل و شرح وظايف آن، بازتاب دقيق نقش آنها در سازمان است
خطاي دوم: ترك سازمان به خاطر پول
مديرانِ در صدد تغيير شغل، درآمد را در مرتبه چهارم يا پنجم اهميت قرار ميدهند، اما در زمان تصميمگيري آن را به صدر جدول ميآورند.
يك مدير: پيشنهاد نقش مشابهي را در مقابل دريافت بيش از دههزار دلار بيشتر از درآمد فعليام داشتم. بررسي همه جانبه كار نشان داد كه درآمد بيشتر ارزش از دست دادن روابط و ارتباطي را كه در حال حاضر داشتم، نداشت.
خطاي سوم: رفتن «از» به جای رفتن «به»
كارجويان آن قدر از وضع موجود ناراضی هستند که میخواهند به هر قيمتي كه شده، سازمان فعلي را ترك كنند. تنها هدف آنها خلاص شدن از شرايط فعلي است (افتادن از چاله به چاه).
خطاي چهارم: خود بزرگبيني
معمولاً كارجويان از مهارتها، دورنماها و گاهي از كاستيهاي خود تصوري غيرواقعي دارند.
خطاي پنجم: كوتاه مدت فكر كردن
گزيده:
در زندگی افرادی هستند كه مثل قطار شهربازی هستند، از بودن با آنها لذت میبری ولی با آنها به جایی نمیرسی.

uع.خ
25 اردیبهشت 1389 در 00:00والا من در پنج سازمان مختلف كار كردم و معتقدم آدم وقتي يه جايي رو ترك ميكنه كه فشار كاري و استرس آينده انقدر هولش دادن كه داره ميوفته تو درياي حوادث ناخوشايند روحي.هيچكي دلش نمي خواد يه دفتر كار مشرف به باغ رو با كارمنداي تحصيل كرده و خدمات درجه يك بزاره بره بيرون كه..ميخواد.؟توهمي هم از سطح كلاس كاري كه ميفرمائييد زياد مصداق نداره چون همه تو رايط سختي زندگي ميكنيم و معمولا خيلي اعتماد به نفس كاذب ميخواد كه كسي به خودش بيشتر از بيس درصد نمره واقعيش نمره بده.خلاصش كنم .راهنمايي هاي خوبي بود اما برا بقا در سازمان من چن نكته رو ميگم خدمتتون:
سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.2- هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.3- اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد!4- می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافی است «زبان» خود را تقویت کنید!5- ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.6- با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید!7- اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.8- با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛ بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!9- اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.10- همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»11- تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.12- تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند «کسب روزی حلال» است.13- آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛ مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید
مهدی
25 اردیبهشت 1389 در 00:00گاهی گزیده ها از اصل مطلب جلوتر هستند! مثل این گزیده!
سپاس از مطالبی که به اشتراک میگذارید…