این روزها همه دارن از «بدهی شناختی» (Cognitive Debt) حرف میزنن. به نظرم فقط دارن دربارهی اثرات و نشانههاش (Symptom) حرف میزنند نه در مورد ریشه و دلیل اصلیش. بدهی شناختی به شرایطی گفته میشه که یه تیم، کد رو سریعتر از چیزی که میفهمه، تحویل میده (Ship) و توی محیط عملیاتی مستقر میکنه. کد کاملن کار میکنه. اما هیچکس نمیتونه توضیح بده چه جوری!
به نظرم موضوع اصلی، مالکیته (Ownership) نه بدهی!
اگه شما به تنهایی کار میکردید، ۱۰۰٪ کد رو خودتون مینوشتید. صاحبش هم خودتون بودید!
حالا یه همکار (دستیار هوشمند) به تیمتون اضافه شده که کل کد رو مینویسه. هیچوقت هم خسته نمیشه.
شما ۰٪ کدها رو مینویسید. روی «بله» (Yes) کلیک میکنید. گزینهی «پیشنهادی» (Recommended) رو انتخاب میکنید. کدی رو تأیید میکنید (Approve) که ازش سر درنمیآرید.
کد به اسم شما منتشر میشه. اما واقعن صاحبش شمایید؟
تصور کنید فردا اشتراک (Subscription) هوش مصنوعیتون تموم شده و دیگه کار نکنه. آیا میتونید کد «خودتون» رو تغییر بدید؟
تئودور تو فیلم Her رو یادتونه؟ برای آدمها از طرف اونها نامه مینوشت تا به اسم خودشون بفرستن برای گیرنده. آخرش رو هم که یادتونه؟ سامانتا، دستیار هوش مصنوعیش، گذاشت و رفت!
حالا این شمایید که دارید پای نامهها رو امضا میکنید. اما واقعن میدونید دارید زیر چی رو امضا میکنید؟
اگه نمیدونید، پس صاحب اصلی کد کیه؟
گزیده:
تئودور به سامانتا: «کنار تو حس میکنم میتونم هر کسی که دلم میخواد باشم.»
