بدرود

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

کاروان شهید رفت از پیش
وآن ما رفته گیر و می‌اندیش
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش

بر این باورم که دوست خوب، بعد از خانواده خوب، از بزرگ‌ترین نعمت‌های دنیاست. حدود یک ماه پیش، یعنی سی و یکم تیرماه 1396، یکی از بهترین دوستان زندگی‌ام از دنیا رفت. عالیه‌ی دلبندم پس از یک دوره‌ی هفت‌ساله‌ی بیماری، چشم از جهان فرو بست و ما را تنها گذاشت. تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو.

خداحافظ ای همنشین همیشه / خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی‌مانی ای مانده بی من / تو را می‌سپارم به دلهای خسته

تو را می‌سپارم به مینای مهتاب / تو را می‌سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته / تو را می‌سپارم به رویای فردا

به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد / به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد / اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من / خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم / خداحافظ ای نوبهار همیشه

نظرات (3)

wave
  • آتسز ایواز

    2 شهریور 1396 در 21:58

    یوسف عزیزم
    کلمات از بیان سنگینی فراق دوست، ناتوانند.
    خداوند صبر بده. شریک غمتان هستم.

    پاسخ
  • دانشجوی قدیمی

    4 شهریور 1396 در 16:54

    تسلیت عرض میکنم
    خدا بهتون صبر بده
    انشالله که غم اخرتون باشه

    پاسخ
  • علیرضا اسماعیلی

    9 شهریور 1396 در 21:34

    جناب مهندس مهرداد عزیز، صمیمانه با شما همدردی می کنم و برای شما و خانواده محترمتان آرزوی سلامتی دارم.
    تسلیت میگم

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید