خداوند رفتگان همه را رحمت كند.
دو هفته پيش، پنجشنبه بيست و نهم مرداد، پدر، جان به جان آفرين تسليم كرد. خدايش رحمت كند.
جايش خيلي خالي است و لحظات يادآوري خاطراتش، آزاردهندهترين لحظات زندگي است.
درگذشت پدر
آموزش علوم کامپیوتر – ایوار جیکابسون
How should we approach computer science in education?
Ivar Jacobson: … You can learn to do Java programming at a university level, or any other language they might have taught if you go back in time, but if you really want to understand software, you need to have competencies in many other different areas, such as requirements, architecture, testing, unit testing, integration testing, system testing, performance testing, not to mention configuration management, version control, differences between building frameworks and building applications, building reusable software, services-oriented architecture, product line architecture, and so on.
You can’t learn the really hard things in universities.
Reference: ?
Quote:
Fact 1: The most important factor in software work is not the tools and techniques used by the programmers, but rather the quality of the programmers themselves.
Reference: Facts and Fallacies of Software Engineering By Robert L. Glass
ايرانيها چند ساله صاحبخانه ميشوند؟
پايه حقوق و دستمزد سال جاري برابر مصوبه وزارت كار مبلغ 272هزار تومان است. در بسياري از سازمانها و بنگاههاي توليدي و خدماتي، حقوقبگيران در حدود همين رقم، دستمزد دريافت ميكنند.
حال با توجه به درآمد خانوارها و متوسط قيمت مسكن در تهران به راحتي ميتوان شاخص دسترسي به مسكن يا همان طول مدت انتظار براي صاحبخانه شدن را در دهكهاي مختلف محاسبه كرد.
هرچند براي مشخص شدن چنين شاخصي، اعلام مراجع رسميمهم و قابل استناد است، اما حال كه اعلام و تكذيب آن باعث ابهام در جامعه شده، گروه مسكن دنياي اقتصاد با محاسبه زير زمان انتظار براي صاحبخانه شدن را مشخص كرده است.
اگر متوسط قيمت يك واحد مسكوني معمولي در شهر تهران با متراژ 75متر مربع در حدود 115ميليون تومان باشد در اينصورت گروههاي كمدرآمد با حداقل دستمزد بايد 35سال و 2ماه كل حقوقشان را براي خريد مسكن كنار بگذارند تا بتوانند بعد از اين مدت صاحب مسكن شوند. البته فرض براين است كه قيمت مسكن در طول اين 35سال هيچ تغييري نكند و خانوارها در اين مدت كل حقوق دريافتي را كنار بگذارند!
مرجع: دنیای اقتصاد
گزیده:
چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی مثل من رفتار کن. کانت
سلف سرویس زندگی
داستاني در مورد اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس، هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.
وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود، در گوشهاي به انتظار نشست. با اين نيت که از او پذيرايي شود. اما هرچه لحظات بيشتري سپري ميشد، ناشکيبايي او از اينکه ميديد پيشخدمتها کوچکترين توجهي به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اينکه مشاهده ميکرد کساني پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقابهاي پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند. وي با ناراحتي به مردي که بر سر ميز مجاور نشسته بود، نزديک شد و گفت:«من حدود بيست دقيقه است که در اينجا نشستهام بدون آنکه کسي کوچکترين توجهي به من نشان دهد. حالا ميبينم شما که پنج دقيقه پيش وارد شديد با بشقابي پر از غذا در مقابلتان اينجا نشستهايد! موضوع چيست؟ مردم اين کشور چگونه پذيرايي ميشوند؟» مرد با تعجب گفت:« ولي اينجا سلفسرويس است.» سپس به قسمت انتهايي رستوران جايي که غذاها به مقدار فراوان چيده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا برويد، يک سيني برداريد و هر چه مي خواهيد، انتخاب کنيد، پول آن را بپردازيد، بعد اينجا بنشينيد و آن را ميل کنيد !» امت فاکس، که قدري احساس حماقت ميکرد، دستورات مرد را پي گرفت. اما وقتي غذا را روي ميز گذاشت ناگهان به ذهنش رسيد که زندگي هم در حکم سلفسرويس است. همه نوع رخدادها، فرصتها ، موقعيتها، شاديها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالي که اغلب ما بيحرکت به صندلي خود چسبيدهايم و آن چنان محو اين هستيم که ديگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتي شدهايم که چرا او سهم بيشتري دارد؟ که هرگز به ذهنمان نميرسد خيلي ساده از جاي خود برخيزيم و ببينيم چه چيزهايي فراهم است، سپس آنچه ميخواهيم، برگزينيم.
از کتاب : شما عظيمتر از آني هستيد که ميانديشيد / مسعود لعلي
از بین نامههای دوست خوبم حمید
گزيده:
تو دنيا دو نفر باش؛ يکی برای خودت، يکی برای ديگران : برای خودت زندگی کن، برای ديگران زندگی باش!
حال همهي ما خوب است
سلام.
حال همهی ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.
با این همه عمری اگر باقی بود٬
طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بی درمان…
تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدهم خواب دیدهام
خانهای خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار
هی بخند
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت میآید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟
نامهام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بیحرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:
حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.
سید علی صالحی،
مرجع: يادداشتهاي يك دانشجو،(دكلمه با صداي زندهياد خسرو شكيبايي)
به همه دوستانم و عزيزانم: سلام. حال همه ما خوب است. اما تو باور نكن.
گزيده:
از اين كه به من دروغ گفتي، ناراحت نيستم. از اين كه ديگر نميتوانم به تو اعتماد كنم، بسيار ناراحتم. (نيچه ؟ )
شوخي با اقتصاد: چرا همسایهام ماشینم را تحویل پلیس داد؟
اقتصاددان عزيز
در محلهای که سابقا زندگی میکردم، یکبار ماشینم را برای مدت کوتاهی در جاپارک همسایهام پارک کردم. همسایهام ماموران را خبر کرد و آنها جریمهای 120دلاری کف دستم گذاشتند.
نکته اینجاست که او اصلا ماشین نداشت و در آن خیابان حداقل 30 جای پارک دیگر خالی بود. همچنین میدانست که ماشین متعلق به من است و ما تا آن زمان هیچگونه برخورد شخصی با هم نداشتیم. تنها چیزی که از این کار نصیب همسایهام شد، نفرت من بود و من هم 120دلار از دست دادم. سوالم این است که چرا او به جای این کار ماشینم را نادیده نگرفت، یا خیلی ساده در خانهام را نزد تا من ماشینم را فورا جابهجا کنم. در این صورت حداقل یک نوشیدنی هم مهمان من میشد. چه دلیل عقلایی میتواند او را به انجام این کار واداشته باشد؟
با ارادت، جرمی
جرمی عزیز
حق داری که متعجب شده باشی. آشکارا این همسایهات در وضعیتی که گفتی موقعیت چانهزنیاش را حداکثر نکرده است. با این وجود من فکر میکنم هم چنان بتوان ردپایی از منطق را در پس رفتارش مشاهده کرد.
نظریه بازیها راهی است که اقتصاددانان از طریق آن تحلیل میکنند که وقتی دو نفر یا بیشتر به مذاکره، همکاری یا رقابت با یکدیگر میپردازند، چه اتفاقی میافتد. اساس نظریه بازی بر این است که هر طرف انتظار دارد دیگری در مقابل عمل احتمالیاش چگونه واکنش نشان دهد.
نظریه بازیها نشان میدهد که مواقعی هست که در آن غیرعقلایی بودن (حال واقعی یا تصنعی)، استراتژی بسیار کارآیی است. کسی که به نظر میرسد منطق و حرف حساب حالیاش نمیشود، گاها تا حد زیادی به خواستههایش میرسد. مثلا نوزادان، تروریستها، یا ريیس ادارهات را در نظر بگیر.
بنابراین شاید همسایهات حساب کرده که اگر حالا به تو نشان دهد که کاملا آماده تنبیه کردنت است، حتی اگر هیچ نفع فوری برایش نداشته باشد، در بلند مدت به سودش خواهد بود. ممکن است غیرعقلایی به نظر برسد، اما غیرعقلایی بودنش عقلایی است.
تیم هارفورد، مجید روئین پرویزی
مرجع: روزنامه دنياي اقتصاد
گزیده:
داوریِ درست، زاييدهي تجربه و تجربه، زاييدهي داوري نادرست است.
date-time
At five minutes and six seconds after 4 AM on the 8th of July this year, the time and date will be 04:05:06 07/08/09. This will never happen again!
گزيده:
دو نيرو وجود دارد كه انسانها را با هم پيوند ميدهد: ترس و منفعت. ناپلئون بناپارت
