باز باران

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در اين روزهای بارانی به ويژه هنگامي كه چتر به همراه نداشته باشي، با اين كه براي همه باعث دردسر است اما براي من يادآور بهترين خاطرات است. چرا كه من از دور دستها آمده‌ام، از مزارع گندم، ….
با تو ايمنم
و با تو سرشارم
از هر چه زيبايي است
پناهم باش
تا سنگيني غربت
از شانه هايم فرو ريزد
و ملال تنهايي از چشمهايم
من از دور دستها آمده‏ام
از مزارع گندم
و از سرزميني که آسمانش
تنها دو پيراهن دارد
روزها آبي مي‏پوشد
وشبها پيراهني بلند
که تاب مي خورد
در رقص هزار و يک ستاره روشن
امروز صبح گفتگوي نخستين مهندس سمندريان(دوست و همكار عزيرم) و من اشاره به همين موضوع داشت: لذت بردن از اين هواي بهاري‌ي به سبك شمال.
پوشيدن چكمه‌اي، به تن كردن باراني‌اي و رفتن به ميان باران در جنگل، باغ و مزارع برنج.
تنها سهم از اين همه نعمت، دلتنگي، يادآوري خاطرات و شعر باز باران، با ترانه است. تنها همين.

گزیده:

Few are those who see with their own eyes and feel with their own hearts.
Albert Einstein

خاطره‌‌خواني

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطالعه‌ي خاطرات و زندگي بزرگان، گاهي از مطالعه‌ي صدها كتاب و مقاله، مفيد‌تر است. خاطرات يكي از نوابغ ورزش ايران و گيلان را مطالعه مي‌كردم، بخشي از آن را انتخاب كرده و در زير آوردم. روحش شاد.

«شب مادرم سکینه خاتون خواب دیده بود. یه سیمرغ میاد خونه ما و بعد وقتی مادرم می ره دست به پرش بزنه، سیمرغه فرار می کنه، اما یه پرش کنده می شه می مونه تو خونه. این پر حتماً ربطی به زندگی من داشت. نمی شه که نداشته باشه. فرداش من به دنیا میام، مادرم خدا رحمتش کنه سال های سال در خراسان و کربلا در جوار ائمه زندگی کرد.

«در یه کارگاه نجاری واقع در خیابان سوم اسفند کار می کردم. شبا هم اونجا می خوابیدم. در رشت که تو مغازه پدرم کار می کردم با چوب و جعبه سروکار داشتم، نجاری بلد بودم. این کارو یکی از دوستانم برام جور کرد. در نزدیکی این کارگاه کلوپ ورزشی «میرمهدی ورزنده» دایر بود. رفتم تو اون کلوپ نام نویسی کردم و غروبا شمشیربازی و ژیمناستیک می کردم. یه روز چندتا جوون اومدن اونجا تمرین کنند، حسین عشقی و عبدالله نادری و شیرشکار و انوشیروان حیات غیب و … . اینا همونایی بودن که تو مسابقه قهرمانی کشور شرکت داشتند و من پشت در مونده بودم.
هالترهای اون موقع بسیار ابتدایی بود، دو تا از اون هالترا رو آقای حسن هاشمی استاد دانشکده فنی ساخته بود. تقریباً سه سانتی متر کلفتی داشت و سی سانت ارتفاع! که رستم باید میومد و با اونا تمرین می کرد والا غیر رستم همه آسیب می دیدند.
این گروه وقتی اومد تمرین کنه، من مشغول ژیمناستیک بودم. اینا بدن ورزیده منو که دیدن، تمرینشونو تعطیل کردند و رفتند. نمی خواستند جلوی من ورزش کنند. من هرروز که به کلوپ می آمدم ،می دیدم که یا اینا ورزش نمی کنن یا دارن میرن! یه روز اومدن و وزنه 80 کیلویی گذاشتند زیرپام و گفتند اگه مردی وردار. منم راحت برداشتم! اونا نمی خواستن فن این ورزشو به من یاد بدن. جلوی من تمرین نمی کردند.
فردا صبح یه مته از کارگاه اوردم و در انباری رو سوراخ کردم تا از اونجا تمرین اینارو دید بزنم. با آقای ورزنده هم گفتم که می خوام اینجا رو مرتب کنم. سالنو مرتب می کردم و بعد اینا که می اومدن یواشکی می رفتم انبار و در رو می بستم و از سوراخ در تمرین اینارو نگاه می کردم. بعد اونا که می رفتن من تمرینشون رو تقلید می کردم. بعد از چند روز اومدم و جلوی اونا بنا کردم به وزنه برداشتن. پرسیدن از کجا یاد گرفتی؟ گفتم آقا ورزنده یاد داد. گفتن بیا جزو اکیپ ما باش.

مراجع:
محمود نامجو در ويكي پديا
خاطرات محمود نامجو

گزيده:
مصاحبه پهلوان محمود نامجو با كيهان ورزشي – مرداد ۶۶
– آرزوهایت چیست؟ اگر به آرزوهایت رسیده ای، الان آرزوی تازه ای در ذهنت نیست؟
نامجو:
انسان بنده ناشناخته خداست، آن موقع که ده ساله بودم به حالا فکر نمی کردم؛ الان آرزوهایم فرق می کند. آدم تکمیل می شود دیگر. اگر آن زمان هم مثل حالا خدا را می شناختم، ممکن بود زندگی ام جور دیگری بشود. ممکن بود گوشه نشین می شدم. آن موقع می گفتم یک روزی قهرمان بشوم و این قدر کوشیدم و کار کردم وکار کردم که توانستم خودم را به قهرمانی جهان برسانم. سالها قهرمان جهان بودم، 28 بار رکورد جهان را شکستم. اینها عشق بوده، البته من کسی نیستم. حالا که از آن نوع عشق و آن نوع زندگی نفسانی خالی شده ام، پی برده ام که باید کاری بکنم که خدا از من راضی باشد. این است که من همیشه دعا می کنم که پروردگارا، مردم را و ما را و فرزندان ما را به راه راست هدایت کن.

Comparison of integrated development environments

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

An integrated development environment (IDE) also known as integrated design environment or integrated debugging environment is a software application that provides comprehensive facilities to computer programmers for software development.

برای مشاهده جداول مقایسه‌اي بين IDEهاي مختلف مي‌توانيد به آدرس زير مراجعه نماييد:

http://en.wikipedia.org/wiki/Comparison_of_integrated_development_environments

گزيده:

Common sense is the collection of prejudices acquired by age eighteen. Albert Einstein

پذيرش بدون آزمون فارغ‌التحصيلان ممتاز كشور در دانشگاه شريف

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطلب زیر را در خبرگزاری ایسنا خواندم. با توجه به نام دانشگاه‌ها، محتواي طرح برایم جالب بود.

رييس دانشگاه صنعتي شريف (آقای دکتر سهراب‌پور) گفت: دانشگاه صنعتي شريف جهت جلوگيري از مهاجرت نخبگان و جذب هر چه بيشتر فارغ‌التحصيلان ممتاز كشور و رقابت با دانشگاههاي تراز اول دنيا، دانشجويان ايراني را كه از 20 دانشگاه معتبر دنيا پذيرش به همراه حمايت مالي (بورس) دريافت كنند را بدون كنكور جذب مي‌كند.
وي با اشاره به ليست 20 دانشگاه برتر جهان، گفت: اين دانشگاهها شامل انستيتو تكنولوژي ماساچوست، دانشگاه استنفورد، انستيتو تكنولوژي كاليفرنيا، دانشگاههاي كاليفرنيا (بركلي)، هاروارد، كمبريج، آكسفورد، شيكاگو، كلمبيا، پرينستون، تورنتو، كربل، ميشيگان، ايلي‌نويز(اورباناشمپين)، كالج امپريال لندن،‌ دانشگاه مك گيل، دانشگاه كارنگي ملون، دانشگاه پردو، دانشگاه كاليفرنيا (لس آنجلس) و انستيتو تكنولوژي جورجيا، است.

گزیده:

God always takes the simplest way. Albert Einstein

رستم و ويروس

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو
كه اسفندیارش یكی disk داد بگفتا به رستم كه ای نیكزاد

در این disk باشد یكی file ناب كه بگرفتم از site افراسیاب
برو حال­ می كن بدین disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مران disk را در drive اش گذاشت
نكرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت یكی list از root دیسكت گرفت

در ان disk دیدش یكی file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
كزان یك demo گشت زان پس عیان به فیلم و به موزیك و شرح­ و بیان

به ناگه چنان سیستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود همی كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد كه لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش یكی bootable دیسك آورد پیش

یكی toolkit اندر آن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پی مادرش

به ناگه یكی رمز virus یافت پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virus را نیك بشناختش مر از boot sector بر انداختش

یكی ضربه زد بر سرش toolkit كه هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه با شوهرش كه این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مكن ز رایانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار نگیرد دگر disk از اسفندیار

با تشكر از دوست عزيز، آقاي مهندس قمصري

گزيده:

A question that sometimes drives me hazy: am I or are the others crazy?
Albert Einstein

نظرسنجی تلفنی از مردم تهران درباره بانکداری الکترونیک

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در اين نوشته نتایج نظرسنجي‌اي با عنوان «نظرسنجی تلفنی از مردم تهران درباره بانکداری الکترونیک» از «مركز تحقیقات و مطالعات رسانه اي همشهري» اشاره شده است. اين انتخاب به دليل ارتباط موضوع نظرسنجي با نرم‌افزار است.
هدف از نظرسنجي «…بانکداری الکترونیک را از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی مورد ارزیابی قرار داده، مزایا و معایب این سیستم بانکی را از دیدگاه مردم تهران بررسی کنیم». انجام اين نظرسنجي ستودني است.
هر چند اشاره شده که منظور از بانکداری الکترونیک در گزارش، تنها «عابر بانک» مدنظر است، اما استفاده مکرر از واژه‌ي «بانکداری الکترونیک» اشکالی است که به آن وارد است، چرا كه بانكداري الكترونيك تنها در عابر بانك خلاصه نمي‌گردد.

وضعیت کنونی ایران
در حال حاضر ۱۶ بانک خصوصی و دولتی در ایران فعالیت می‌کنند که در مجموع بیش از ۶۱۱۷ دستگاه خودپرداز در سطح کشور نصب کرده‌اند. این تعداد دستگاه تا پایان سال 1387 به ۸ هزار و۱۰۰ دستگاه خواهد رسید و طبق برنامه چهارم توسعه تا پایان سال ۸۸ تعداد این دستگاه‌ها به۳۰ هزار افزایش خواهد یافت.

اهداف تحقیق
هدف از انجام این نظرسنجی دستیابی به نظر شهروندان تهرانی در موارد زیر است:
– میزان رضایت از خدمات بانکداری الکترونیک
– میزان اعتماد به خدمات بانکداری الکترونیک
– میزان تمایل مردم به برخورداری از خدمات بانکداری الکترونیک

چکیده
طرح نظرسنجی حاضر، ‌به منظور دست یافتن به نظر پاسخگویان در مورد بانکداری الکترونیک در شهر تهران، به اجرا درآمده است. یافته‌های این طرح به قرار زیر است:

– 55درصد از پاسخگویان با سیستم بانکداری الکترونیک آشنایی ندارند.
– از بین 528 نفر پاسخگویی که با بانکداری الکترونیک آشنایی دارند، 46 درصد برای دریافت پول از این سیستم استفاده می‌کنند.
– از بین پاسخگویانی که از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده نمی‌کنند، 59 درصد عدم انجام کار بانکی را دلیل این امر دانستند.
– از بین 103 نفر پاسخگویی که از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده نمی‌کنند، 37 درصد بیان داشتند که علاقه‌ای به استفاده از این سیستم ندارند.
– 58 درصد از پاسخگویانی که از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده می‌کنند، 1 تا 5 سال است که بعضی کارهای بانکی خود را از طریق این سیستم انجام می‌دهند.
– از بین پاسخگویانی که از سیستم الکترونیک بانک‌ها استفاده می‌کنند، 24 درصد بیان کردند که خودشان برای استفاده از این سیستم اقدام کرده‌اند.
– 62 درصد از پاسخگویانی که از سیستم الکترونیک بانک‌ها استفاده می‌کنند، عنوان کردند که از خدمات الکترونیک یک بانک استفاده می‌کنند.
– 79 درصد از استفاده‌کنندگان سیستم بانکداری الکترونیک، کارت بانک‌های دولتی را دارند.
– از بین پاسخگویانی که از خدمات الکترونیک بانک‌ها استفاده می‌کنند، 52 درصد تا حدی از این خدمات رضایت دارند.
– به نظر 62 درصد از استفاده کنندگان سیستم بانکداری الکترونیک، بانک‌های دولتی نسبت به بانک‌های خصوصی خدمات بهتری را در این زمینه ارائه می‌دهند.
– 72 درصد از پاسخگویانی که از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده می‌کنند، معتقدند که هنگام استفاده از این سیستم دچار مشکل شده‌اند.
– از بین استفاده کنندگان سیستم بانکداری الکترونیک، 43 درصد عنوان کردند که دفعات زیادی به اتکا عابر بانک خود و بدون داشتن پول از منزل خارج شده‌اند.
– 31 درصد از کسانی که از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده می‌کنند، صرفه‌جویی در وقت را به عنوان مزیت این سیستم بیان کردند.
– از بین پاسخگویانی که از سیستم بانکداری الکترونیک دارند، 41 درصد قطعی مکرر دستگاه‌ها، (قطعی و کندی خطوط اینترنت در ایران، قطع برق، فرسودگی سیستم‌های الکترونیک) را به عنوان مشکل این سیستم بیان کردند.

گزيده:

A person who never made a mistake never tried anything new. Albert Einstein

چند حکایت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اولین نوشته وبلاگ در سال جدید، حكايتهاي آموزنده‌اي است كه دوست خوب و استاد ارجمند، جناب آقاي مهندس قمصري برايم ارسال كرده‌اند.

حكايت ۱:
شخصي سر كلاس رياضي خوابش برد. زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسئله را كه روي تخته سياه نوشته شده بود، يادداشت كرد و با اين «باور» كه استاد آنرا به عنوان تكليف منزل براي هفته بعد داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب براي حل كردن آنها فكر كرد. هيچيك را نتوانست حل كند. اما طي هفته دست از كوشش برنداشت. سرانجام يكي از آنها را حل كرد و به كلاس آورد. استاد به كلي مبهوت شد، زيرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسايل غير قابل حل رياضي داده بود.

حكايت ۲:
در يك باشگاه بدنسازي پس از اضافه كردن 5 كيلوگرم به ركورد قبلي ورزشكاري از وي خواستند كه ركورد جديدي براي خود ثبت كند. اما او موفق به اين كار نشد. پس از او خواستند وزنه اي كه 5 كيلوگرم از ركوردش كمتر است را امتحان كند. اين دفعه او براحتي وزنه را بلند كرد. اين مسئله براي ورزشكار جوان و دوستانش امري كاملا طبيعي به نظر مي رسيد اما براي طراحان اين آزمايش جالب و هيجان انگيز بود چرا كه آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند كردن وزنه اي برنيامده بود كه در واقع 5 كيلوگرم از ركوردش كمتر بود و در حركت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود ركوردش به ميزان 5 كيلوگرم شده بود. او در حالي و با اين «باور» وزنه را بلند كرده بود كه خود را قادر به انجام آن مي‌دانست.

نتيجه‌گيري:
هر فردي خود را ارزيابي مي‌كند و اين برآورد مشخص خواهد ساخت كه او چه خواهد شد. شما نمي‌توانيد بيش از آن چيزي بشويد كه باور داريد «هستيد». اما بيش از آنچه باور داريد «مي‌توانيد» انجام دهيد.

گزيده:
بخش نتيجه‌گيري را بازخواني كنيد.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید