درس معلم

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

معلم يک کودکستان به بچه هاي کلاس گفت که ميخواهد با آنها بازي کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکي بردارند و درون آن به تعداد آدمهايي که از آنها بدشان ميآيد، سيب زميني بريزند و با خود به کودکستان بياورند.
فردا بچه ها با کيسه هاي پلاستيکي به کودکستان آمدند. در کيسه بعضي ها ۲، بعضي ها ۳، و بعضي ها ۵ سيب زميني بود.
معلم به بچه ها گفت: تا يک هفته هر کجا که مي روند کيسه پلاستيکي را با خود ببرند. روزها به همين ترتيب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکايت از بوي سيب زميني هاي گنديده. به علاوه، آن هايي که سيب زميني بيشتري داشتند از حمل آن بار سنگين خسته شده بودند. پس از گذشت يک هفته بازي بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسيد: از اينکه يک هفته سيب زميني ها را با خود حمل مي کرديد چه احساسي داشتيد؟ بچه ها از اينکه مجبور بودند، سيب زميني هاي بد بو و سنگين را همه جا با خود حمل کنند شکايت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلي خود را از اين بازي، اين چنين توضيح داد:
اين درست شبيه وضعيتي است که شما کينه آدم هايي که دوستشان نداريد را در دل خود نگه مي داريد و همه جا با خود مي بريد. بوي بد کينه و نفرت، قلب شما را فاسد مي کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل مي کنيد. حالا که شما بوي بد سيب زميني ها را فقط براي يک هفته نتوانستيد تحمل کنيد

پس چطور مي خواهيد بوي بد نفرت را براي تمام عمر در دل خود تحمل کنيد؟
مرجع: http://zahra-hb.com

گزیده:

ما می‏خواهیم اینها (نرم افزار) ابزار ما باشند و نه ارباب ما. یک مدیر ایرانی

نکات مهم نگارشی برای درست نویسی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطالب بسیار جالبی در مورد درست نوشتن از این وبلاگ خواندم که خیلی عالی بود. توصیه میکنم شما هم نگاهی بدان بیندازید.

گزیده:

اشتباه را تصحيح نكردن، خود اشتباه ديگر است.

مشاور

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

حتماْ داستان مشاور را خوانده‏اید. این داستان را خیلی سال پیش یکی از دوستانم برایم تعریف کرد. بسیاری از دوستانم که دارای پستهای مهمی در شرکتهای مختلف بودند، در گروههای پستی، چندین و چند بار برایم فرستادند. این داستان را بار دیگر در اینجا دیدم و آن را در زیر آورده‏ام. یادم هست یک بار مدیر عامل یکی از بزرگترین شرکتهای نرم‏افزاری به من گفت: یکی از مهمترین دلایل مؤفقیت من، داشتن مشاورهای بسیار توانا بوده است. خیلی دوست دارم که نظرات دوستانم را در این مورد بدانم. منتظر هستم.

“چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. رانندگي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟
چوپان نگاهي به جوان تازه به دورانرسيده و نگاهي به رمهاش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحهي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقهي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحهي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيدهي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحهي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظارهي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك “مشاور” هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار سادهاي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.”

گزیده:
همچون اسفنج كه آب را جذب مي كند، شما نيز افكار خوب را جذب كرده و آن را در خدمت هدف خويش قرار دهيد. اديسون

همکاران خانم و همکاران آقا (سه دیدگاه)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بحث بین آقایان و خانمها معمولاً همیشگی و همه گیر است. این مقایسه به خصوص وقتی به امور تخصصی کشیده شود به آن دلیل که تأثیر زیادی بر کارها دارد، حداقل جالب به نظر می‏رسد. سه اظهار نظر مختلف از سه وبلاگ http://alabd.persianblog.ir، http://zahra-hb.com و http://weblog.radmanitd.com انتخاب کرده‏ام که در زیر آمده است. دو اظهارنظر کننده، آقا و سومی، خانم است. خواندن نظراتشان، خالی از لطف نیست.

آوردن آنها در اینجا به منزله تأیید یا عدم تأییدم نیست.

نيروي انساني به عنوان يک سرمايه- قسمت 5 – خانم يا آقا، کدام نيرو بهتر و کم دردسر تر است؟ (http://weblog.radmanitd.com)
در کلاس مهندسي نرم افزار، مثالي مي زنم براي مقايسه عملکرد خانم ها و آقايان در مهندسي نرم افزار که در آخر هم دانشجويان پسر و هم دانشجويان دختر دلخور مي شوند از دستم! مثالي که خواهش مي کنم کپي رايت آن حفظ گردد، چون ساخت خودم است. آن مثال اين است:
“فرض کنيد مي خواهيد يک کار تعريف کنيد، آن کار اين است که يک کوه کنده شود و در يک دره بزرگ ريخته شود تا هر دو صاف شوند. براي نيروي خانم نمي توانيد به همين سادگي مساله را توصيح دهيد، بلکه بايد يک بيل به دستش بدهيد، ببريدش پاي کوه، بگوييد ببين بيل را اينجوري مي گيري، اينجوري این خاک را مي کني و اينجوري در آن چاله مي ريزي، لطفا اين کار را تکرار کن! بايد جزييات کامل کار و تبديل يک کار بزرگ را به مساله کوچک انجام دهيد وگرنه نمي تواند خواسته شما را به خوبی اجرا کند، اما در آن سو شما مي توانيد برويد و وي را به حال خود رها کنيد، اگر سنگ هم از آسمان ببارد، مرتب و منظم، هر روز سروقت مي آيد و با دقت کاري که به وي محول کرده ايد را انجام مي دهد، غر نمي زند، دل به کار مي دهد و کار را همانطور که خواسته ايد تا سالها ادامه مي دهد (فقط بايد مواظبش باشيد که وقتي کوه کاملا کنده شد، کارش را متوقف کنيد وگر نه تا تبديل محل آن به يک چاله بزرگ به کارش ادامه خواهد داد!) اما اگر اين کار را بخواهيد به يک آقا بدهيد بايد مساله را اينجوري توضيح دهيد، “اون کوه را مي بيني، بکنش، بريزش اون دره را پرکن” همين. خودش مي داند که چه کند، شايد استفاده از بيل براي کندن کوه به نظرش احمقانه بيايد و يک ماه تلاش کند و يک بيل مکانيکي اختراع کند و کاري که همان خانم در يک سال انجام مي داد، در يک ماه بعد انجام دهد، شما هم خوشحاليد، اما بايد حواستان باشد که سربازي نداشته باشد، بايد حواستان باشد که ممکن است خيلي ناگهاني در حاليکه به شما لبخند مي زند، هوس کانادا رفتن به سرش بزند و کار شما را نيمه کاره رها کند و برود، شايد کسي در حين کار شما پول بيشتري به وي بدهد و تصميم بگيرد کوه را براي وي بکند، شايد اصلا حس کند، چرا بايد کوه را کند، بهتر است دره را عميق تر کرد، شايد يک روز حال کار کردن نباشد، شايد در عين توافق اوليه، ناگهاني حس کند پول بيشتري مي خواهد، شايد … خلاصه بايد مراقبش باشيد!”

از شوخي گذشته، تجربيات خودم از بکارگيري نيروهاي آقا و خانم در بخش هاي فني به من نشان داده است که آقايان در کارشان خلاقيت بيشتري نشان مي دهند و مي توانند کار ها را سريعتر انجام دهند،اما دردسر هاي بيشتري هم پشت سرشان است، اما خانم ها نيروهاي کم دردسرتري هستند اما دوست دارند يک کار ساده و تکراري داشته باشند و برخلاف نيروهاي آقا، کمتر دنبال ماجراجويي و تغيير در کارشان است.نکته مهم آنکه اين قضيه عموميت ندارد و مثال نقض بسيار است، شايد ديدگاه من بود در مورد اين قضيه و طبیعتا قابل نقد.

از کدام استفاده کنيد بهتر است؟ پاسخ اين سوال روشن است، هر کسي را بهر کاري ساخته اند، براي بخشي از کارتان که دردسر و تنش بيشتري دارد و نياز به يک بولدوزر براي انجام آن هست، آقايان مناسب تر هستند اما در بخشي که مي خواهيد يک کار را حفظ کنيد و خوب نگهداري کنيد، خانم ها مناسب تر هستند.
فقط دو نکته را هم در مورد نيروهاي آقا و خانم وجود دارد که بايد در مورد استخدامشان دقت کنيد تا با مشکلات بعدی کمتري مواجه شويد
– آقايان مجرد معمولا پس از دانشگاه سربازي بايد بروند و شايد هوس ادامه تحصيل يا مهاجرت داشته باشند.
-خانمهاي مجرد، معمولا بايد ازدواج کنند و ادامه کارشان بسته به شرايط بعد از ازدواجشان است که آيا خودشان و همسرشان مايل به کار کردن هستند يا خير، بچه دار شدن بعد از آن را هم بايد در نظر بگيريد.
ترجيح خودم آن است که سعي کنم از اشخاص متاهل استفاده کنم، چون ثبات بيشتري در کارشان دارند و اگر خانم باشند حتما به اين نتيجه رسيده اند که بعد از ازدواج هم کار کنند ، آقايان هم ديگر سرشان بوي قرمه سبزي نمي دهد و به جاي هوس هاي بيهوده، نسبت به کار منطقي تر فکر مي کنند و دل به کار می دهند.

در مطلبي به تجربيات محدودم در مديريت نيرويهاي آقا و خانم و تفاوت برخورد يک مدير با هر کدام از اين نيروها صحبت خواهم کرد، که نمي دانم درست است يا نه، صرفا مانند این نوشته، تجربياتم خواهد بود.
همين!

خصلت های کارمندی بانوان محترم (http://alabd.persianblog.ir)

یادم هست حدود سالهای ۷۷ و ۷۸ که با مرکز کامپیوتر و اتوماسیون جهاد دانشگاهی شریف همکاری مختصری در بخش نرم افزاری پروژه های اتوماسیون صنعتی داشتم،در کنار ما یک مرکز دیگر بود به نام مرکز اپتیک و تقریبا همه کارمندانش خانوم بودند. مدیرمرکز اپتیک هم میگفت که تصمیم جدی دارد که فقط کارمند خانم استخدام کند و میگفت مزایای منحصر به فردی دارند که در کار بسیار مهم است:

اولا که خیلی منظم هستند. هم در کار و هم در آمدن و رفتن.

دوما خیلی دنبال حقوق زیاد نیستند و بر خلاف آقایان هستند که اگرببینند جائی ۲۰ هزارتومان بیشتر حقوق میدهند،خیلی زود به جای جدید می روند.

سوم اینکه وجدان کار شان بالا است و در انجام درست و دقیق کار بسیار مصمم هستند.

اما من فکر میکنم یک مشکل اساسی دارند و آن اینکه کسی که با آنها کار میکند خیلی باید مواظب باشد که خانمهای همکار احساس نکنند که به آنها بی احترامی میشود و همیشه و در همه حال باید احترامشان حفظ شود.حتی تذکرات کاری را نیز باید خیلی محترمانه عنوان کرد.

در هفته پیش و بر سر یک مورد که برایم مهم بود بر سر دو نفر همکارمان که کارهای اداری مان را انجام میدهند عصبانی شدم و داد زدم. یکی از آنها ۴ سال بود که همکاری میکرد و نفر دیگر هم یکی از اقوام نزدیک من است.

نتیجه این شد که کار مورد نظر در آن روز بالاخره انجام شد ولی هیچکدام از آن دو نفر از صبح فردای آن روز سر کار نیامدند. بهانه شان هم این شده است که استرس زیاد است.

تا آخر هفته صبر کردم که خودشان بیایند و کارشان را ادامه دهند. البته شاید منتظر هستند که کسی به آنها زنگ بزند و دوباره دعوتشان کند.کاری که تقریبا محال است.

در چنین مواردی بر طبق قانون کار،کارفرما باید به اداره کار نامه ای بنویسد و اعلام کند که فلانی و فلانی ترک کار کرده اند.

متاسفانه در صورت ترک کار ،طبق قانون کار هیچ گونه مزایای بیکاری به کارگران تعلق نمی گیرد. اما اگر کارفرما چنین کاری را انجام ندهد و یا با تاخیر انجام دهد،کارمند میتواند مدعی شود که کارفرما او را اخراج کرده است و از کارفرما جریمه هم بگیرد.

شرایط مطلوب کاری خانومها (http://zahra-hb.com)

یکی از بزرگترین درگیریهای ذهنی ما خانومها مسائل مربوط به کارمون و تعادل بین اونها و سایر جنبه های زندگیمون هست.
واقعیت اینه که یه چیزهای توی وجود ماهاست که شاید تحت عنوان مسايل زنانه و یا زنانگی مطرح بشن و به نظرم بخش جدایی ناپذیر وجود هر زنی هست. حتی اگه زنی باشه که سختترین مشاغل مردانه رو هم (مثلا حتی شغلهای نظامی) انتخاب کرده باشه باز هم نمیتونه از حسهای زنانه خودش جدا بشه. حتی اگه این روحیات باعث بشه که بارها مورد تمسخر همکاران و یا اعضای خانواده قرار بگیره بازهم بهشون دامن میزنه.
اما چیزهایی هست که خیلی به بهبود کاری خانومها کمک می کنه. من اطمینان دارم که در بسیاری از جهات خانومها میتونن موفقتر از آقایون باشن چون آقایون بیشتر کلی نگر هستند در حالیکه ما خانومها بیشتر به جزئیات امور دقت می کنیم و شاید به همین دلیل موشکافتر از آقایون هستیم:D چیزی که البته آقایون اسمش رو فضولی و خاله زنکی می گذارن! به نظر من اگه از همین خاصیت خانومها استفاده بهینه می شده و بشه الان وضع دنیا خیلی بهتر از این بود و خواهد شد. حتی اگه تعداد ساعات کاری خانومها کمتر باشه بازهم استفاده مفید میشه کرد ازش. اشتباه نکنین منظورم برتری خانومها نیست بلکه این صرفا یک ویژگی هست که در یک جنس هست و در دیگری نه. همینطوری که مثلا آقایان قدرتهایی دارند که خانومها ندارن.

خوب حالا چه شرایطی باعث میشه خانومها بهتر کار کنن؟ برای من اینها خیلی مهمن:
1.امنیت شغلی: اینکه بدونم شرایط کاریم محکمه و اینطوری نیست که فردا بندازنم بیرون (این البته بیشتر به دانش و تجربه فرد مربوط میشه).
2. امنیت محیطی: اینکه بدونم محیط کارم سالمه کسی مزاحمم نمیشه. حرف نامربوط نمیزنه و رفتارهای ناسالم از خودش بروز نمیده.
3.صمیمیت: اینکه جو محیط صمیمانه و روشنفکرانه و با درک متقابل باشه و طرفین همدیگه رو درک کنن. طرفهای کاری از جنس خودمان باشند (جنسیت رفتاری منظورمه)
4. توی محیط کارم حتما خانوم باشه!!! این مسئله خیلی خیلی برای ما خانومها حاثز اهمیته شاید حتی مهمتر از موارد بالا.
5. مرخصی و استراحت: اینطوری نباشه که ساعات زیادی مجبور باشیم کار کنیم و استراحتمون کم باشه چون بالاخره باید خرید کنیم غیبت کنیم و غیره…
6. محیط کار یه ذره فانتزی و خوشگل مشگل باشه. البته در ادارات دولتی چنین چیزی ممکن نیست و صرفا باید به عروسکهای کوچولویی که توی کیف و یا روی دسته کلیدامون داریم، بسنده کنیم. وگرنه محیط کار مطلوب از نظر من همونیه که توی عکس نشون داده شده (##)
7.نوع کار: من به شخصه همیشه از یادگیری و مسائل جدید استقبال می کنم و دلم نمیخواد یک کار ساکن و راکد داشته باشم دلم میخواد از این جهت کارم همیشه باز باشه.
8. این لیست تکمیل میشه و اگه خانومهای خواننده نظر دیگه ای دارن بگن تا به اینجا اضافه کنم. مرسی:-)

* آیا خانوم ها از ریاضیات و علوم مهندسی هراس دارند؟
یه مطلب جالب از این سایت خوندم در رابطه با اینکه چرا خانوم های شاغل در رشته های مربوط به علوم و مهندسی احساس معذب بودن در محیط کار می کنن و کارایی واقعی خودشون رو نمی تونن نشون بدن.البته این تحقیقات طبیعاتا در ایران صورت نگرفته و باید اضافه کنم به شخصه دلیل اینکه خیلی از خانوم ها در ایران نمی تونن سمت چنین شغل هایی برن رو منع مذهبی و یا شرم و حیای بیش از حد میدونم.
اما به گفته این نوشته تحقیقاتی که در دانشگاه استنفورد صورت گرفته در کارهای مهندسی نسبت تعداد شاغلین مرد به زن ها 3 به 1 هست و زنان به خاطرشرایط محیطی(از قبیل اینکه احساس می کنن که در اقلیت قرار دارن) نسبت به مردها بازدهی کمتری دارن.
آزمایشی که خانم مورفی در دانشگاه انجام داده این بودکه 2 تا فیلم از برگزاری کنفرانسی در زمینه مهندسی به تعدادی از خانوم ها و آقایون نشون داده که در یکی از فیلم ها تعداد خانوم های شرکت کننده کمتر از آقایون و در دیگری با هم مساوی بودن.گروه تحقیقاتی خانم مورفی در طول نمایش این ویدیو حالات روانی این خانوم ها آقایون بیننده رو تحلیل می کردن.در واقع احساس اینکه آیا اون ها می خواستن در یکی از این دو کنفرانس باشن رو می سنجیدن.نتایج نشون داد که اکثر خانوم ها تمایل به شرکت در مجامعی دارن که تعداد خانوم ها و اقایون برابر باشه.اما در مورد مرد ها!اون ها هم ترجیح می دادن که در کنفرانسی شرکت کنن که تعداد خانوم ها با تعداد آقایون برابری میکنه
میشه حدس زد که دلایل این دو گروه برای چی هست.زنها در کنار هم احساس بهتر و امن بودن می کنن و اعتماد به نفس بالاتری دارن در حالیکه آقایون یه طورایی جذب خانوم ها میشن

گزیده:
اشخاص هميشه گناه را بر گردن شرايط مي‏اندازند.من به شرايط معتقد نيستم، انسان موفق شرايط را جستجو مي‏كند و اگر نيابد، آن را ايجاد مي‏كند. برنارد شاو

Releasing the Source Code for the .NET Framework Libraries

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یادم رفته بود خبر مهمی را که دوست خوبم آقای مهندس معطر در وبلاگشان آورده بودند، در اینجا بیاورم. هر چند با تأخیر ولی خواندنش خالی از لطف نیست.

Today Scott Guthrie on his blog announced microsoft plans for oper sourcing microsoft.net 3.5 and VS 2008 until end of year.
link: http://weblogs.asp.net/scottgu/archive/2007/10/03/releasing-the-source-code-for-the-net-framework-librarie

گزیده:

Be who you are and say what you feel because those who mind don’t matter and those who matter don’t mind. Dr. Seuss

تصوير منتخب

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در مقاله آقای WATTS S. HUMPHREY تصويری بود در مورد نيازمندی‏های نرم‏افزار و اینکه ما در برخورد با کاربران مشکل ما این نیست که چه را می‏دانیم و چه را نمی‏دانیم، بلکه مشکل ما این است که نمی‏دانیم که چه را نمی‏دانیم. اما ببینید نسبت آنها را

گزیده:

waiting for you is like waiting for rain in this drought, hopeless and disappointing.
-Hillary Duff (A Cinderella Story)

The Performance of Software Professionals

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطلب زیر منتخبی از مقاله آقای واتس همفری با عنوان کارایی حرفه‏ای‏های نرم‏افزار (The Performance of Software Professionals).

While most people behave in reasonably predictable ways, software people are unique, both in their creative abilities and in the nature of the work they do. Software professionals are among the brightest people on earth. Most of us got into this field because we were excited by the thrill of working with a challenging and very special technology. However, the problem many of us face is that the environment in which we work rarely supports and motivates consistently high-quality creative work.
Much as in other professions, the performance of software people is governed by four things.
* their understanding of the job they have to do
* their knowledge of and skill at using the best known methods for that job
* their discipline to properly and consistently use their knowledge and skills
* the quality of the support system that motivates and controls their activities

People Principle Number 1: If the programmers do not understand the job they are to do, they will not do it very well.
f the members of a development team are not intimately familiar with the job their product is to perform and the way the users of that product will use it, the project will almost certainly be troubled and the product will likely be a failure.

People Principle Number 2: The people who know and use the best methods will do to best work.
Today, on many projects, the developers do very similar work but their personal practices are very different. I have studied such teams and found that even developers who do similar work use different methods and, what is worse, they are generally unaware of the methods their peers are using. Except for occasional help with problems or complex tools, most software people work largely alone and are unaware of how others work or the best ways to do each of their tasks.

People Principle Number 3: When programmers know how to select and consistently use the best methods, they can do extraordinary work.
We now have data on several thousand programmers who have taken the Personal Software Process (PSP) course as well as data on over 100 Team Software Process (TSP) teams that have been launched*. It is now clear that developers can learn and use highly effective personal practices and that, when they use these practices, they produce much better work than they ever did before.

People Principle Number 4: Superior software work is done by highly motivated developers:
While managers typically think in terms of cost, schedule, and product success, the developers viewed their projects quite differently.
The four factors that the team members listed as making this project successful were as follows.
* a personal sense of being involved and making a contribution
* frequent celebrations where the team and management complemented them on their achievements and milestones
* positive feedback from marketing and senior management
* the autonomy to do the job the way that they thought was best

گزیده:

We come to love not by finding a perfect person, but by learning to see an imperfect person perfectly.
– Sam Keen, from To Love and Be Loved

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید