رادیوی مهندسی نرم‏افزار (Software Engineering Radio)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

خوب به سلامتی و مسرت فراوان کشف کردیم که مهندسی نرم‏افزار هم صاحب رادیو بوده و ما خبر نداشتیم.نکته جالب آن که هر ده روز مصاحبه یا آموزش جدید در آن قرار می‏گیرد.
درباره این رادیو به نقل از سایت آن نوشته شده است(http://www.se-radio.net):

About Software Engineering Radio
This podcast is intended as a lasting resource for professional software developers. It is not a newscast. It is also not specific to certain technologies. To get the maximum of it, you should listen to the regular episodes in sequence. While they do not directly build on each other, we try to cover overview topics first, before we go into more detail in subsequent episodes. The interview episodes are not in any way order-dependent.

به هر حال توصیه می‏کنم حتماً سری به آن بزنید. برای من بسیار جالب و مفید بود. امیدوارم برای شما نیز چنین باشد.
انشاءالله روزی چشممان به تلویزیون مهندسی نرم‏افزار هم روشن شود.

گزیده: آنچه شما درباره خود فكر مي‏كنيد، بسيار مهمتر از انديشه‏هايي است كه ديگران درباره شما دارند.

سایت جدید برای الگوهای طراحی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اگر علاقه به الگوهای طراحی دارید، علاوه بر سایت جالب www.dofactory.comآدرس زیر را هم که شامل الگوهای طراحی در قالب VB.NET است، ملاحظه کنید. Studying design patterns in VB.NET

گزیده: انسان همان مي‏شود كه اغلب به آن فكر مي‏كند

پرسش طراحی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

روزهای آخر هفته فرصت مناسبی برای انجام کارهایی است که بدانها علاقمندی زیادی وجود دارد. این هفته مسئله‏ای را که با کمک آقای صبوریان برای دانشجویان طرح کرده بودم، حل کردم. این مسئله را قبلاً در وبلاگ قرار داده‏ام.با خود فکر کردم شاید سئوالاتی از آن مطرح کنم و کم‏کم با راهنمایی خوانندگان به حل آن بپردازیم.
مسئله اول: در این مورد کاربرد که هدف ثبت امانت کتاب در کتابخانه است، پس از نمایش فرم و ورود شماره عضویت باید موارد زیر بررسی شود:
1- موجود بودن شماره عضویت
2- منقضی شدن عضویت
3- “غیرفعال” بودن وضعیت عضویت
4- جریمه دیرکرد بیش از حد

در صورت بررسی تمام موارد فوق، اجازه ادامه کار داده خواهد شد.
نظراتتان را به صورت تشریحی در Comment قرار دهید یا برایم ایمیل نمایید.

گزیده: هيچ وقت نگو وقت نداري. به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر، لئوناردو داوينچي، توماس جفرسون و آلبرت انيشتين داده شده است .

وضعیت بد تولید نرم‏افزار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

واقعیت این است که همیشه موضوعی، ذهن مرا خیلی به خود مشغول می‏کند و آن این است که بعضی اوقات فکر می‏کنم در تولید نرم‏افزار به بن‏بست یا به یک دور تسلسل رسیده‏ایم.
به قول ابن سینا تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی نادانم. ولی هنوز دانشم به آنجا نرسیده، فهمیدم که همی که نادانم. خیلی از دوستانی که دستی بر آتش دارند نیز با من هم عقیده‏اند. هر چند وقت یکبار یک سری اسم و لغت راه می‏افتد و بدون آن که گره‏ای از مشکلات ما وا کند، ما را به دنبال خود می‏کشد.
البته این نوع نگاه نه به این معناست که در تولید نرم‏افزار، خیلی وضع اسفناکی داریم. این لغات و صفات نسبی هستند و به هیچ عنوان مطلق نیستند.
چند روز پیش وقت ملاقات با یکی از پزشکان معروف و حاذق داشتم. من از قبل دارویی را مصرف می‏کردم. آقای دکتر بعد از پرسش و پاسخ گفتند که شما از این به بعد این دارو را استفاده نمایید. من پرسیدم آقای دکتر این داروی جدید نسبت به داروی قبلی چه تفاوتی دارد؟ آقای دکتر فرمودند که تأثیر داروی جدید بیشتر است. عرض کردم چگونه این موضوع ثابت شده است که آقای دکتر فرمودند با آزمایش و آمارگیری. گفتم که آیا این آمارها با جزئیات بیشتری هم همراه است؟ مثلاً گفته شود برای افراد با این مشخصات این دارو مفیدتر است؟ گفتند نه.
بعد با خود فکر کردم. بله روش جالبی است. دارویی ارائه می‏شود بعد با آزمایش به روی تعدادی از مردم، به این نتیجه می‏رسند که این دارو مفیدتر است.
البته منظور من این نیست که روش پزشکی اشکال دارد. من در این مورد صلاحیت اظهار نظر ندارم. ولی چیزی که حائز اهمیت است این است که این روشی است که در علوم تجربی وجود دارد. بخش زیادی از کار ما در تولید نرم‏افزار تجربی و غیرعلمی است. بنابراین باید کار کنیم، تجربه کنیم، تجربه را ساختارمند کرده و ارائه دهیم. اما سئوال این است که آیا ما راهی برای ارائه تجربیاتمان داریم؟
دوست خوبم آقای مهندس توکلی می‏گفت که مشاوری از ژاپن در پروژه‏ای کمکشان می‏کرد. هر نکته‏ای جدیدی که برخورد می‏کردیم، یادداشت می‏کرد. یک بار پرسیدم که چرا شما این کار را می‏کنید؟ ایشان گفتند که ما چند نفر دوست هستیم که قرار داریم هر سه ماه یک بار همدیگر را در جایی ملاقات کنیم و در مورد تجربیاتمان با هم صحبت کنیم. من اینها را یادداشت می‏کنم تا در آن جلسه ارائه بدهم و در مورد آنها صحبت کنم.
خانم دکتر رهنورد می‏گفتند که یکی از تجربیات مؤفق ژاپنی‏ها این بوده که در پایان ساعت کار، یک ساعت مدیران به مکانی (اسمش در خاطرم نیست. جایی که برای استراحت و ماساژ است) می‏روند و در آنجا در مورد موضوعاتشان با هم صحبت می‏کنند. این ایده به آمریکا برده شده و از آن به درستی استفاده کرده‏اند.
مهندس امیری هم بر اینکه کاملاً تأکید داشتند و البته از منظری بالاتر. ایشان می‏گفتند که ما فرآیند اشتراک دانش و تجربه بین شرکتهای ایرانی نداریم. که من هم با ایشان مؤافقم.
اما چاره مشکل چیست؟

گزیده: اولين شاعر جهان حتماً بسيار رنج برده است، آن گاه که تير و کمانش را کنار گذاشت و کوشيد که براي يارانش آن چه را که هنگام غروب خورشيد احساس کرده، توصيف کند و کاملا محتمل است که اين ياران، آن چه را که گفته است، به سخره گرفته باشند. ليک او باز چنين مي‏کند، چون هنر راستين مي‏خواهد هنرمند در آشکاري‏اش بکوشد. هيچ کس نمي‏تواند به تنهايي از زيبايي‏اي که درک مي کند، لذت ببرد. جبران خليل جبران

نوشته مرتبط: مهندسی نرم‏افزار تجربی

مهد شیءگرایی کجاست

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطلبی از ایوار جیکابسون می‏خواندم که به نظرم خیلی جالب رسید و آن را با کمی دخل و تصرف در اینجا آوردم. مثل اینکه آقای جیکابسون مثل خیلی‏ها از اینکه همه آمریکا را با دویست سال تاریخ، مهد همه چیز می‏دانند و از جمله نرم‏افزار و شیءگرایی؛ کلی شاکی است.
جیکابسون نوشته بود که در سفرهایم خیلی‏ها از من در مورد تاریخچه برنامه‏نویسی شیءگرا و محل تولدش و اولین زبان برنامه‏نویسی شیءگرایی می‏پرسند.
“شاید قابل باور نباشد که اولین زبان شیءگرایی در کشور نروژ در سال 1967 با نام Simula توسط Ole-Johan Dahl و Kristen Nygaard ایجاد و ابداع شده است.سیمولا تمامی ويژگی‏های مهم شیءگرایی که امروزه در زبانهایی مانند جاوا وجود دارد؛ در خود داشت.
در همان زمان مؤلفه‏ها(Components) متولد شدند. تمامی چیزهایی که برای مؤلفه‏ها و توسعه مبتنی بر مؤلفه لازم و مهم است در سیستمهای Ericsson AXE در سوئد مورد استفاده قرار گرفته بود. از این رو اینکه مایکروسافت و بیل گیتس مؤلفه‏های نرم‏افزاری را اختراع کرده‏اند نادرست است.
آیا شما می‏دانید که پدر ++C کیست؟ بله Bjarne Stroustrop. وی دانمارکی است و پس از مطالعه و یادگیری Simula و پیوستنش به ATT در آمریکا زبان C را شبیه به Simula طراحی کرد و آن را ++C نامید.
آيا می‏دانید پدر لینوکس(Linux) کیست؟ Linus Torvalds فنلاندی مبدع لینوکس بود.
(نروژ سوئد فنلاند و دانمارک در شمال اروپا و همسایه یکدیگرند و آقای جیکابسون هم سوئدی است)

شاید تعجب کنید که چرا من همه اینها را برایتان گفتم. خوب من خواستم اشاره کنم که تمامی دنیای نرم‏افزار در آمریکا متولد نشده است.
در هر صورت اگر شما می‏خواهید از نرم‏افزار پول در بیاورید مجبور هستید که به آمریکا بروید.”

سینما پارادیزو

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

فیلم سینما پارادیزو از تورناتوره به حق یکی از بهترین فیلمهای تمام دوران سینماست. دیالوگی از این فیلم را که به آن علاقه دارم در زیر آورده‏ام. به دوستانی که این فیلم را ندیده‏اند پیشنهاد می‏کنم حتماً این فیلم را ببینند، آنهم نه یک بار بلکه … بار. مثل خود من.

Alfredo: Living here day by day, you think it’s the center of the world. You believe nothing will ever change. Then you leave: a year, two years. When you come back, everything’s changed. The thread’s broken. What you came to find isn’t there. What was yours is gone. You have to go away for a long time… many years… before you can come back and find your people. The land where you were born. But now, no. It’s not possible. Right now you’re blinder than I am
Salvatore: Who said that? Gary Cooper? James Stewart? Henry Fonda? Eh
Alfredo: No, Toto. Nobody said it. This time it’s all me. Life isn’t like in the movies. Life… is much harder

http://en.wikipedia.org/wiki/Cinema_Paradiso

به پسرم درس بدهيد: نامه ی آبراهام لینکن به فرزندش

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مطلب زير از سايت http://tmc.blogfa.com برگرفته شده است و بسيار خواندني است. این متن نوشته آبراهام لینکلن رئیس جمهور فقید آمریکاست.

او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .
در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه ميتوانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید