روبات سخنگوی همزبان

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

چند سال پیش به صورت اتفاقی با آلیس(ALICE)، روباتی که می‌توانست با شما صحبت کند، آشنا شدم. قابلیتهای آلیس برای من خیلی جالب بود. آلیس بر اساس دانش حوزه هوش مصنوعی طراحی و ساخته شده بود و برنده بسیاری از جوایز روباتهای گفتگوکننده نیز شده بود.

چند وقت پیش دنبال موضوعی می‌‌گشتم که با نمونه دیگری از این گونه روباتها که اتفاقاً از روی آلیس ساخته شده بود، آشنا شدم با این تفاوت که دوست جدید ما، می‌توانست در مورد UML با شما به گفتگو بپردازد. این روبات که سایبر ایوار (Cyber Ivar) نام دارد و نامش از نام ایوار جیکابسون (Ivar Jacobson) -این پیرمرد خستگی ناپذیر- اقتباس شده است، ویژگیهای جالبی دارد. من چند سئوال از دوستمان پرسیدم و جوابهایی که داد، جالب بود.

به شما هم توصیه می‌کنم که یک بار صحبت با دوست تازه آشنایمان را تجربه کنید.

پوکا یوکه – تکنیک خطاناپذيرسازی فرآيندها

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

کتاب پوکا یوکه تکنیک خطاناپذيرسازی فرآيندها تأليف مايکل آر. بيوریگارد، ریموند جی.میکولاک، رابین ای مک درموت و ترجمه مهندس سارا صلواتی کتاب جالبی است. این کتاب را از حسین هدیه گرفتم و چه هدیه باارزشی. بخش‌هایی از کتاب را در زیر آورده‌ام:
“در لغت‌نامه ژاپنی، پوکایوکه به معنی حماقت‌ناپذيری ترجمه شده بود و لیکن به تشخیص اساتید من، … ترجمه آن را خطاناپذيری نامیدند.
پس از بازگشت به آمریکا متوجه شدم که اکثر شرکتهای ما نیز ازخطاناپذيری فقط در همان زمینه (یعنی به عنوان ابزار ایمنی) استفاده می‌کنند و خطاناپذيرسازی در زمنیه بهبود تولید و بهره‌وری کاربردی ندارد. درحالیکه امروزه استفاده از این تکنیک تغییر کرده و من از اینکه می‌بینم خطاناپذيرسازی در جریان اصلی بهبود فرآيند کاربرد پیدا کرده است، خوشحالم.
به نظر من، موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که روشهای خطاناپذيرسازی را در درازمدت دنبال کنند.
خطاناپذیرسازی روشی جهت غیرممکن ساختن اشتباهات است. این تکنیک می‌تواند با ایجاد تغییرات دائمی در تجهیزات، عملیات و یا رویه‌ها، فرصت بروز اشتباهات را حذف یا در صورت بروز یک اشتباه، با ارسال سیگنال، سریعاً جلوی انجام کار اشتباه را بگيرد.
تمرکز تکنیک خطاناپذیرسازی بر سلب فاکتورهای انسانی در مواقعی است که انجام کاری بر اثر تکراری بودن آن نیاز به حافظه، توجه و تمرکز دارد. البته این بدان معنی نیست که فکرکردن را در انجام کارها حذف کنیم، بلکه باید کاری کرد که زمان و ذهن افراد آزاد شده، با انجام یک سیستم خلاق و یک فعالیت ارزش‌آفرين(Value Adding) کارها بدون ترس از اشتباه بودن آنها و به صورتی صحیح انجام شوند.
مطمئناً اغلب اشتباهات به طور عمدی ایجاد نمی‌شوند، آنها معمولاً بر اثر پيچيدگی فرآيندها ایجاد می‌شوند.
در زمینه بروز اشتباهات، دو طرز تفکر متفاوت وجود دارد:
1- اشتباهات اجتناب ناپذیرند و شما باید بیاموزید که چگونه با آنها زندگی کنید. این طرز تفکر موجب کاهش بهره‌وری شده و همیشه ما را به سوی شکست سوق می‌دهد.
2- اشتباهات می‌توانند و باید حذف شوند. اگر چه این طرز تفکر به تنهایی چاره‌ساز نیست و لیکن زمینه‌ساز فعالیتهای بعدی جهت دستیابی به محصولات با عیوب صفر است.
نمونه‌هایی از خطاناپذیرسازی در زندگی روزمره:
1-اغلب اتوها در صورت عدم استفاده از آنها به طور خودکار خاموش می‌شوند.
2-نوارهای صوتی-تصویری و دیسکتهای کامپیوتر که با برداشتن زبانه ایمنی آنها از پاک شدن و یا ضبط مجدد بر روی آنها جلوگیری می‌شود.
3-دیسکتهای کامپیوتری را نمی‌توان به صورت اشتباه وارد درایو نمود. “

مطالعه این کتاب باعث شد که خیلی در مورد به کارگيری این روش در تولید نرم‌افزار فکر کنم.
ما از دو سو با فرآيند درگیر هستیم.
اول: در تولید نرم‌افزار همه ما از یک فرآيند و روش استفاده می‌کنیم. منظورم از روش، روشهايی مانند RUP، Agile، … نیست. بلکه گامهای انجام کار تولید نرم‌افزار است.
دوم:در اکثر قریب به اتفاق نرم‌افزارهايی که تولید می‌کنیم، روش و فرآيند انجام کار مشتری را مکانیزه و گاه دستخوش تغییر می‎‌‌کنیم.
اگر بتوانیم این ایده و تکنیک را در این دو مقوله به کار بگیریم، شاید بتوانیم درصد اشتباهات را کاهش دهیم، اشتباهات حین تولیدمان و اشتباهات کاربر محصولمان.
یک مجموعه از ایده‌ها در ذهنم است ولی هنوز پخته نیست.
اگر شما هم نمونه‌ها و يا ايده‌هايی در این زمینه دارید، برایم یادداشت بگذارید.

اولین جلسه تیم تحریریه نشریه برای شماره دوم

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

شنبه هفته جاری، اولین جلسهتیم تحریریه نشریه برای شماره دوم در محل شرکت مدار گسترش فناوریتشکیل شد.

حاضران عبارت بودند از:

– خانم مهندس بزرگی -خانم مهندس قریشی

-خانم مهندس مطهریان -آقای مهندس هنرمند

آقای مهندس خیرخواه هم چون مسافرت بودند، غائب بودند.

از آنجا که آقای مهندس هادی بنده را تهدید کرده‌اند، چه باشند و چه نباشند، به صورت پیش فرض همیشه حاضر اعلام خواهند شد.

مهم‌ترین نکته‌ای که همه اعضا توافق داشتند این بود که کیفیت شماره اول در حد انتظار نبود. (نرسیدن کیفیت مورد انتظار به دلیل تأخیر من در هماهنگیتیم بوده است. )

شنبه هفته بعد، دومین جلسه برگزار خواهد شد که هدف آن، جمع‌بندی چند عنوان از عناوین نشریه است.

ساختار سازمانی يک شرکت نرم‌افزاری

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دوشنبه با دوست خوبم، حسين جلسه داشتم. در این مدت دوستان گمشده بسياری را پيدا کردم که يکی از آنها حسين بوده. حسین از طریق علی‌رضا کشف شد! علی‌رضا از طريق مظفر کشف شد! مظفر هم خيلی اتفاقی ايميل مرا در اينترنت پيدا کرده بود و نامه‌ای فرستاد و من را سورپريز کرد.
چه دنيای عجيبی! حسین دفاع آخر بود، مظفر دفاع چپ و عليرضا هم دفاع راست بود. من کجا بودم؟ (قول می‌دهم که توپ جمع کن نبودم)يادم می‌آيد که يک بار نایب قهرمان دانشگاه شديم.

حسین از رشته سخت‌افزار به حوزه‌ای تغییر کار داده است که از عهده هيچ کس جز خودش، این کار بر نمی‌آيد. واقعاً مسلط به حوزه جديد شده است.
سالها موضوعی که ذهن مرا به خود مشغول کرده اين بوده که سازمان و ساختار يک شرکت نرم‌افزاری چگونه بايد باشد. با همه احترامی که برای خودم و همکارانم در ايران قائل هستم، بايدعرض کنم که ما در شرکتهای نرم‌افزاری هنوز به بلوغ لازم دست پيدا نکرده‌ايم و شايد نيازش را حس نکرده‌ايم که به فکر ساختار و تشکيلات مناسب خود باشيم.
ازاین رو با حسین این موضوع را مطرح کردم، او ابراز علاقه کرد و قرار شد که دو نفری روی این موضوع کار کنيم. البته عرض کنم که علیرضا هم به موضوع علاقمند شده و قرار است که سه نفری روی این موضوع کار کنیم. تیم ما ترکیب جالبی بود.
بحثهای خيلی جالبی در آن جلسه انجام دادیم. حسین دست پر آمده بود. با Presentation و مستندات پرینت شده. از مدیریت استراتژيک، Balance Score Card، روش هوشی کانری، روشهای بهبود سازمانی ژاپنی و آمريکايی، هرم دانش، جايگاه تحقيق و توسعه، ويژگی‌های خاص حوزه نرم‌افزار و خيلی چيزهای ديگر صحبت کردیم.

وقتی دیده‌ها و شنيده‌هاتان رنگ علم به خود بگيرد، چقدر ساختار ذهنی‌تان شکل گرفته و الگوها ساده می‌شوند. چقدر دنیا قشنگ‌تر شده است. تازه می‌فهمم که چرا ابوريحان می‌گفت: اين موضوع را بدانم و بميرم بهتر است يا نادانسته بميرم.

جلسه فوق‌العاده‌ای بود. جای عليرضا خيلی خالی بود. جای شما هم خالی !

چرا متخصصین کامپیوتر هالووین را با کریسمس اشتباه می‌گیرند

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

جواب این مسئله بسیار ساده است.

25 دسامبر، روز کریسمس و 31 اکتبر روز هالوین است. از آنجا که (25)DEC مساوی است با (31)OCT( 25 در مبنای عدد 10 برابر با 31 در مبنای عدد هشت است)، همکاران خارجی ما همیشه این دو روز را با هم اشتباه می‏کنند.

از: ؟

درگذشت آقای شايگان

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

آقای شايگان معلم ادبيات سال اول دبيرستان من، ديشب از دنيا رفت. کلاس مرحوم شايگان، کلاسی پر از شادی، قصه‌های شيرين و پندهای حکمت‌آموز بود.
يادم می‌آيد که ايشان هميشه شکلاتی در دهانشان داشتند و می‌گفتند که چون ناراحتی معده دارند، مجبورند که هميشه اين کار را بکنند و بالاخره اين بيماری، شب گذشته ايشان را از ما گرفت.
وقتی خود را معرفی می‌کرد، اشاره می‌کرد به محل تولدش که گاهی جزو استان يزد می‌شد و گاهی جزو استان اصفهان. خودشان در تهران تحصيل کرده بودند و در همسرشان اهل شهر فومن بود و آن موقع ساکن فومن نيز بودند.
ايشان می‌گفتند که من نيمه يزدی، نيمه اصفهانی که در تهران تحصيل کردم، در فومن ازدواج کردم و ….
به خانواده ايشان، مدير، مسئولين آموزشی، معلمان و همه هم‌دبيرستانی‌ها و دوستانم، درگذشت ايشان را تسليت عرض می‌کنم.
روحش شاد.

نخستين شماره نشريه شیءگرايی مدار (OOeJ)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

به حول و قوه خداوند و به کمک دوستان بالاخره در زمان مقرر نشريه شيءگرايي انتشار يافت.
اگر بخواهم کار انتشار آن را با روشهاي تکراري افزايشي (
Iterative and Incremental)مقايسه کنم، شايد خالي از لطف نباشد.

  • زمان انتشار ثابت و غير قابل تغيير بود . مشابه با روشهاي تکراري-افزايشي که هر تکرار از نظر زماني بسته مي‌شود، هرچند برخي از کارها به اتمام نرسيده باشد.
    به عنوان مثال در اين نسخه به دليل آن که هارد کامپيوتر من هفته پيش از کار افتاد و من تمامي نامه‌هايم را از دست دادم، نتوانستم معرفي محصول آموزش
    UML شرکت آشيان را که قولش را به آقاي مهندس رضا اکبري داده بودم، به انجام رسانم. هر چند که در سايت شرکتشان نامه‌اي ارسال کردم، ولي هر چقدر منتظر ماندم، جوابي دريافت نکردم. لذا ضمن پوزش از آقاي اکبري، اين کار در نسخه بعدي نشريه به انجام خواهد رسيد. در کنار آن بايد به شدت وقت (نداشته‌ام) را صرف تهيه مقاله مي‌کردم. ديروقت به منزل مي‌رسيدم، تنها با يک سلام به سراغ کامپيوترم مي‌رفتم تا مقاله‌ام را آماده کنم. خيلي سخت بود، ولي خوب، انجام شد.
  • تيم تحريريه از تجربه نسخه شماره اول، کلي تجربه آموخت که حتماً در نسخ بعدي بسيار کمک کار خواهد بود. به عنوان مثال به اين نتيجه رسيديم که حتماً بايد در جلسات حضوري برنامه‌ريزي و دريافت کارها و ارائه نتايج نهايي آنها صورت گيرد. در روشهاي تکراري-افزايشي نيز به همين نحو است. شما در پايان تکرار، کلي مطالب جديد آموخته‌ايد که در تکرارهاي بعدي به شما در افزايش کيفيت کمک خواهند کرد.
  • همچنين از اين شماره به بعد، نتايج نسخه قبلي را ارزيابي و براي نسخه بعدي برنامه‌ريزي خواهيم کرد. همانند اين حالت براي روشهاي تکراري-افزايشي خواهد بود. در انتهاي هر تکرار، تکرار جاري را ارزيابي و براي تکرار بعدي، برنامه‌ريزي انجام مي‌دهيد.
  • مواجه شدن با ريسکها. تا دلتان بخواهد ريسکها شمشير از رو بسته، مقابلمان ايستاده بودند. به عنوان مثال در دسترس نبودن مهندس هادي عزيز و دوست‌داشتني . البته عرض کنم که ايشان يک مقاله بسيار خوب براي نشريه آماده و ارسال نمودند.

به هر حال اميدوارم روز به روز به تعداد دوستاني که آستينها را بالا مي‌زنند و آموخته‌ها و تجارب خود را به نوشته مبدل کرده و برايمان مي‌فرستند، اضافه شود. عزيزانم، هر چند مي‌دانم که نوشتن کار راحتي نيست، ولي سخت‌ترين بخش آن، نوشتن کلمه اول آن است.

چند جمله زيبا:

  • تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است.
  • خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد.
  • امروز، اولين روز از بقية عمر شماست.
  • دشوارترين قدم، همان قدم اول است.

حق نگهدارتان

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید