اولین جلسه تیم تحریریه نشریه برای شماره دوم

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

شنبه هفته جاری، اولین جلسهتیم تحریریه نشریه برای شماره دوم در محل شرکت مدار گسترش فناوریتشکیل شد.

حاضران عبارت بودند از:

– خانم مهندس بزرگی -خانم مهندس قریشی

-خانم مهندس مطهریان -آقای مهندس هنرمند

آقای مهندس خیرخواه هم چون مسافرت بودند، غائب بودند.

از آنجا که آقای مهندس هادی بنده را تهدید کرده‌اند، چه باشند و چه نباشند، به صورت پیش فرض همیشه حاضر اعلام خواهند شد.

مهم‌ترین نکته‌ای که همه اعضا توافق داشتند این بود که کیفیت شماره اول در حد انتظار نبود. (نرسیدن کیفیت مورد انتظار به دلیل تأخیر من در هماهنگیتیم بوده است. )

شنبه هفته بعد، دومین جلسه برگزار خواهد شد که هدف آن، جمع‌بندی چند عنوان از عناوین نشریه است.

ساختار سازمانی يک شرکت نرم‌افزاری

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دوشنبه با دوست خوبم، حسين جلسه داشتم. در این مدت دوستان گمشده بسياری را پيدا کردم که يکی از آنها حسين بوده. حسین از طریق علی‌رضا کشف شد! علی‌رضا از طريق مظفر کشف شد! مظفر هم خيلی اتفاقی ايميل مرا در اينترنت پيدا کرده بود و نامه‌ای فرستاد و من را سورپريز کرد.
چه دنيای عجيبی! حسین دفاع آخر بود، مظفر دفاع چپ و عليرضا هم دفاع راست بود. من کجا بودم؟ (قول می‌دهم که توپ جمع کن نبودم)يادم می‌آيد که يک بار نایب قهرمان دانشگاه شديم.

حسین از رشته سخت‌افزار به حوزه‌ای تغییر کار داده است که از عهده هيچ کس جز خودش، این کار بر نمی‌آيد. واقعاً مسلط به حوزه جديد شده است.
سالها موضوعی که ذهن مرا به خود مشغول کرده اين بوده که سازمان و ساختار يک شرکت نرم‌افزاری چگونه بايد باشد. با همه احترامی که برای خودم و همکارانم در ايران قائل هستم، بايدعرض کنم که ما در شرکتهای نرم‌افزاری هنوز به بلوغ لازم دست پيدا نکرده‌ايم و شايد نيازش را حس نکرده‌ايم که به فکر ساختار و تشکيلات مناسب خود باشيم.
ازاین رو با حسین این موضوع را مطرح کردم، او ابراز علاقه کرد و قرار شد که دو نفری روی این موضوع کار کنيم. البته عرض کنم که علیرضا هم به موضوع علاقمند شده و قرار است که سه نفری روی این موضوع کار کنیم. تیم ما ترکیب جالبی بود.
بحثهای خيلی جالبی در آن جلسه انجام دادیم. حسین دست پر آمده بود. با Presentation و مستندات پرینت شده. از مدیریت استراتژيک، Balance Score Card، روش هوشی کانری، روشهای بهبود سازمانی ژاپنی و آمريکايی، هرم دانش، جايگاه تحقيق و توسعه، ويژگی‌های خاص حوزه نرم‌افزار و خيلی چيزهای ديگر صحبت کردیم.

وقتی دیده‌ها و شنيده‌هاتان رنگ علم به خود بگيرد، چقدر ساختار ذهنی‌تان شکل گرفته و الگوها ساده می‌شوند. چقدر دنیا قشنگ‌تر شده است. تازه می‌فهمم که چرا ابوريحان می‌گفت: اين موضوع را بدانم و بميرم بهتر است يا نادانسته بميرم.

جلسه فوق‌العاده‌ای بود. جای عليرضا خيلی خالی بود. جای شما هم خالی !

چرا متخصصین کامپیوتر هالووین را با کریسمس اشتباه می‌گیرند

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

جواب این مسئله بسیار ساده است.

25 دسامبر، روز کریسمس و 31 اکتبر روز هالوین است. از آنجا که (25)DEC مساوی است با (31)OCT( 25 در مبنای عدد 10 برابر با 31 در مبنای عدد هشت است)، همکاران خارجی ما همیشه این دو روز را با هم اشتباه می‏کنند.

از: ؟

درگذشت آقای شايگان

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

آقای شايگان معلم ادبيات سال اول دبيرستان من، ديشب از دنيا رفت. کلاس مرحوم شايگان، کلاسی پر از شادی، قصه‌های شيرين و پندهای حکمت‌آموز بود.
يادم می‌آيد که ايشان هميشه شکلاتی در دهانشان داشتند و می‌گفتند که چون ناراحتی معده دارند، مجبورند که هميشه اين کار را بکنند و بالاخره اين بيماری، شب گذشته ايشان را از ما گرفت.
وقتی خود را معرفی می‌کرد، اشاره می‌کرد به محل تولدش که گاهی جزو استان يزد می‌شد و گاهی جزو استان اصفهان. خودشان در تهران تحصيل کرده بودند و در همسرشان اهل شهر فومن بود و آن موقع ساکن فومن نيز بودند.
ايشان می‌گفتند که من نيمه يزدی، نيمه اصفهانی که در تهران تحصيل کردم، در فومن ازدواج کردم و ….
به خانواده ايشان، مدير، مسئولين آموزشی، معلمان و همه هم‌دبيرستانی‌ها و دوستانم، درگذشت ايشان را تسليت عرض می‌کنم.
روحش شاد.

نخستين شماره نشريه شیءگرايی مدار (OOeJ)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

به حول و قوه خداوند و به کمک دوستان بالاخره در زمان مقرر نشريه شيءگرايي انتشار يافت.
اگر بخواهم کار انتشار آن را با روشهاي تکراري افزايشي (
Iterative and Incremental)مقايسه کنم، شايد خالي از لطف نباشد.

  • زمان انتشار ثابت و غير قابل تغيير بود . مشابه با روشهاي تکراري-افزايشي که هر تکرار از نظر زماني بسته مي‌شود، هرچند برخي از کارها به اتمام نرسيده باشد.
    به عنوان مثال در اين نسخه به دليل آن که هارد کامپيوتر من هفته پيش از کار افتاد و من تمامي نامه‌هايم را از دست دادم، نتوانستم معرفي محصول آموزش
    UML شرکت آشيان را که قولش را به آقاي مهندس رضا اکبري داده بودم، به انجام رسانم. هر چند که در سايت شرکتشان نامه‌اي ارسال کردم، ولي هر چقدر منتظر ماندم، جوابي دريافت نکردم. لذا ضمن پوزش از آقاي اکبري، اين کار در نسخه بعدي نشريه به انجام خواهد رسيد. در کنار آن بايد به شدت وقت (نداشته‌ام) را صرف تهيه مقاله مي‌کردم. ديروقت به منزل مي‌رسيدم، تنها با يک سلام به سراغ کامپيوترم مي‌رفتم تا مقاله‌ام را آماده کنم. خيلي سخت بود، ولي خوب، انجام شد.
  • تيم تحريريه از تجربه نسخه شماره اول، کلي تجربه آموخت که حتماً در نسخ بعدي بسيار کمک کار خواهد بود. به عنوان مثال به اين نتيجه رسيديم که حتماً بايد در جلسات حضوري برنامه‌ريزي و دريافت کارها و ارائه نتايج نهايي آنها صورت گيرد. در روشهاي تکراري-افزايشي نيز به همين نحو است. شما در پايان تکرار، کلي مطالب جديد آموخته‌ايد که در تکرارهاي بعدي به شما در افزايش کيفيت کمک خواهند کرد.
  • همچنين از اين شماره به بعد، نتايج نسخه قبلي را ارزيابي و براي نسخه بعدي برنامه‌ريزي خواهيم کرد. همانند اين حالت براي روشهاي تکراري-افزايشي خواهد بود. در انتهاي هر تکرار، تکرار جاري را ارزيابي و براي تکرار بعدي، برنامه‌ريزي انجام مي‌دهيد.
  • مواجه شدن با ريسکها. تا دلتان بخواهد ريسکها شمشير از رو بسته، مقابلمان ايستاده بودند. به عنوان مثال در دسترس نبودن مهندس هادي عزيز و دوست‌داشتني . البته عرض کنم که ايشان يک مقاله بسيار خوب براي نشريه آماده و ارسال نمودند.

به هر حال اميدوارم روز به روز به تعداد دوستاني که آستينها را بالا مي‌زنند و آموخته‌ها و تجارب خود را به نوشته مبدل کرده و برايمان مي‌فرستند، اضافه شود. عزيزانم، هر چند مي‌دانم که نوشتن کار راحتي نيست، ولي سخت‌ترين بخش آن، نوشتن کلمه اول آن است.

چند جمله زيبا:

  • تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است.
  • خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد.
  • امروز، اولين روز از بقية عمر شماست.
  • دشوارترين قدم، همان قدم اول است.

حق نگهدارتان

علی‌آقا سگ پز در اينترنت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

همه بچه‌های دانشگاه شريف با علی‌آقای سگ‌پز آشنا هستند. ايشان در خيابان پشت دانشگاه، ساندويچ فروشی داشتند.ايشان آن قدر مهم و شناخته‌شده هستند که حتی يک بار نشريه نقطه سرخط دانشگاه با ايشان به طور مفصل مصاحبه کرده بود. شايد خيلی از اساتيد دانشگاه با همه احترامی که برايشان قائلم، به اندازه ايشان معروف نبودند.

يکی از دوستان، دکتر علی کيانی،از کانادا آدرسی را در wikimapia.org فرستاد که عکسهای دانشگاه شريف و فضای اطراف آن را نشان می‌داد. نکته جالب آن که، کلبه خوراک علی‌آقا سگ‌پز جزو جاهايی بود که کاملاً مشخص شده بود.

دوستان شريفی حتماً آن را ملاحظه نماييد وتا بهياد دوران خوب دانشگاه، لبخندی به لبتان بيايد.

http://wikimapia.org/#y=35703494x=51353831z=17l=0m=a

به اميد ديدار.

اولین جلسه گروه نشریه شی گرایی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بسیاری از دوستانیراکه در چند روز اخیر ملاقات کرده‌ام، گله‌مند بودند که چرا دیر به دیر مطلب جدیدیرا به وبلاگم اضافه می‌کنم. دلیل آن این است که “اوضاع من بین عالی و محشر در نوسان است”[نقل قول از آقای احسانی]. از تأخیری که در بروزرسانی وبلاگم دارم، عذرخواهی می‌کنم.
خیلی سعی می‌کنم که بروزرسانی وبلاگ طبق قانون پارتو در بیست درصد کارهایم قرار گیرد، ولی خیلی اوقات این امر مقدور نمی‌گردد.
موضوع دیگر آن است که نوشتن مطلبی که برای خواننده متخصص، باب جدیدی را باز کند، کار راحتی نیست. بگذریم.

شنبه هفته جاری جلسه نشریه شیءگرایی با حضور دوستان جدید در محل شرکت مدار گسترش تشکیل شد.
این عزیزان عبارت بودند از:

  1. خانم مهندسی صبا بزرگی
  2. خانم مهندس نیوشا قریشی
  3. خانم مهندسی حمیده مطهریان
  4. آقای مهندس مهدی هنرمند

غایبان نیز عبارت بودند از:

  1. آقای مهندس ابوالفضل هادی (به صورت پیش فرض، غایب فرض شود)
  2. آقای مهندس علیرضا خیرخواه

بین این که اننتشار شماره اول به دلیل افزایش کیفیت آن به تأخیر انداخته شود و این که با هر کیفیتی در تاریخ مقرر انتشار یابد، تصمیم جمع این شد که نشریه در تاریخ مقرر منتشر گردد(یعنی فردا).
تصمیم دیگری که اتخاذ شد این بود که برای شماره بعد، جلسات حضوری بیشتری داشته باشیم تا هماهنگی‌ها، سریع‌تر و راحت‌تر انجام گیرد.
خانم مهندس بزرگی به عنوان دبیر انتخاب گردید که مسئولیت هماهنگی هیأت تحریریه و داوران را به عهده خواهد داشت.
امیدوارم که شماره به شماره، کیفیت نشریه بهتر و بهتر گردد.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید