سوءگیری شناختی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

سوگیری‌های شناختی (به انگلیسی: Cognitive bias)، خطاهایی هستند ذهنی که به صورتی نظام‌مند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر می‌شوند و در تصمیم‌گیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تاثیر می‌گذارند. سوگیری‌ شناختی یکی از مباحث مهم علوم شناختی است. علوم شناختی تعداد بسیاری از این خطاهای ذهنی را شناسایی کرده و زوایای متفاوتی از شرایط ظهور و بروزشان را بررسی کرده است. فهرست انواع خطاهای شناختی بسیار طولانی است.

سوگیری‌های شناختي مبتنی بر تمامی الگوها و الگوریتم‌های ابداعی است که از بدو تولد بجهت یادگیری، حل مسئله و تصمیم‌گیری در انسان به‌وجود می‌آید و باعث ایجاد انحراف از واقعیت می‌گردد که به موجب آن، نتیجه‌گیری‌هایی که در تصمیم‌گیری دارد ممکن است به شکلی غیرمنطقی صورت گیرند. اساس و تاریخچه سوگیری شناختی توسط جان فون نویمان و اسکار مورگنشترن[۲] برای اولین بار بیان کردند که افراد همیشه یک سری ترجیحات مشخص دارند و سعی می‌کنند در تصمیم‌گیری مسائل را ساده‌تر کنند و معمولاً از یک سری الگوها و الگوریتم‌های از پیش تعیین شده ابداعی بهره می‌جویند.
مرجع: ویکی‌پدیا

 

Credit: Scott Galloway @profgalloway

گزیده!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

No matter how educated, talented or rich you are, how you treat people ultimately tells all. Vala Afshar

Ethical Debt

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Ethical debt is the implied cost of not considering social/ethical implications or harms now, assuming you can fix them after you find out what they are.

As Yonatan Zunger says “Software engineers continue to treat safety and ethics as specialities, rather than the foundations of all design.”

Reference: Casey Fiesler, CU Denver Data Science Symposium 2020

پرسش‌های شنیدنی درباره‌ی چابکی و اسکرام

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یکی از دوستان عزیزم یک سری پرسش درباره‌ای چابکی و اسکرام برای من فرستاده بود تا درباره‌اش با هم صحبت کنیم. از ایشان اجازه گرفتم تا آنها را اینجا منتشر کنم. این پرسش‌ها بخشی از پرسش‌ها و ابهام‌هایی هستند که در مورد چابکی و اسکرام وجود دارد. اگر شما هم پرسشی به نظرتان می‌رسد بفرمایید تا به این فهرست اضافه کنم.

سوال 1:
در اسکرام کسایی که مسئول انجام کار هستند، زمان تخمین انجام کار را انجام می دهند. سوال اینجا هست که اگر محصول مربوط به خود شرکت باشه جمله قبلی صدق میکنه ولی وقتی محصول سفارش مشتری هست، مشتری ددلاین محصول رو تعیین میکنه و تیم مجبور میشه طبق ددلاین مشتری اعلام کرده، کار رو انجام بده و تموم کنه و عملا تخمینی انجام نمیشه. سوال من اینه این موضوع رو چگونه میتونیم حل کنیم که تخمین رو تیم انجام بده نه مشتری ؟

سوال 2:
توی تیم اسکرام یک سری ارزش ها و باور ها وجود داره: تعهد، شجاعت، تمرکز، باز بودن، احترام.
این ارزش ها رو چگونه میشه به تیم آموخت؟ آیا اسکرام مستر علاوه بر نظارت به فرایند باید طی جلساتی این ارزش ها رو آموزش بده و یا کتاب هایی معرفی کنه که از اون منابع یاد گرفته بشه. چون درک ارزش ها از فرد به فرد دیگر متفاوت میشه در دنیای واقعی. به عنوان مثال یک نفر تعهد رو چیزی میفهمه و دیگری یک چیز دیگر!
مفاهیم مشترک که قرار هست بین تیم باشه چگونه میتوانیم رواج بدهیم؟

سوال 3:
طبق مقالات و کتاب هایی که در مورد اسکرام مطالعه کرده ام، نوشته بودند که معماری و تصمیمات طراحی حین نوشتن کد در طول اسپرینت انجام میشه و اسپرینت مخصوصی برای این کار وجود نداره. اگر فرض کنیم این جمله درست است. طبق تجربه گاهی بعد از چندین اسپرینت نیازمندی که به بک لاگ اضافه می‌شود طراحی و معماری رو تحت تاثیر قرار می‌دهد. این موضوع رو چگونه می‌توان در دیدگاه چابک بهینه کرد و تاثیرات رو به حداقل رساند.

سوال 4:
با توجه به اینکه در تفکر چابک تیم بر روی خروجی که برای مشتری مهم هست تمرکز کرده است و گاهی بدهی های فنی به وجود می اید. چگونه می‌توان این بدهی های فنی را در اسپرینت های بعدی جبران کرد؟ و آیا اسپرینت هایی که برای بدهی های فنی پرداخته می‌شود جز زمان توسعه محسوب می‌شود ؟

سوال 5:
با توجه به اینکه در شرکت های نرم افزاری نیرو ها در حال جابه جایی هستند چگونه می‌توان فرهنگ چابک رو یکسان سازی کرد ؟

گزیده:

The greatest risk we face in software development is that of overestimating our own knowledge.
Jim Highsmith


سوال 6:
چرا در برخی منابع و مراجع نقش‌های کاری یک تیم چابک را به ۳ نقش مالک محصول- اسکرام مستر و توسعه‌دهنده محدود می‌کنند و اشاره‌ای به نقش‌های تحلیل‌گر کسب‌و کار/ نرم‌افزار، تستر و … نمی‌شود. شاید در یک تیم چابک فرد توسعه‌دهنده لزوما به مهارت‌های دیگر مسلط نباشد که آنها را در نقش توسعه‌دهنده بخواهیم ادغام کنیم.
از طرف خانم بربند

توصیه‌هایی برای زندگی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

عزیزانم!
نمی‌خواهم با نوشته‌هایم حال‌تان را بد کنم. دوست دارم هر چه می‌گویم از شادی‌ها بگویم و حتی برای لحظه‌ای خوشحال‌تان کنم. ولی شاید یادآوری بعضی چیزها گاهی ضروری باشد.
داشتم پیام‌های توییتر رو مرور می‌کردم. این پیام را که یکی از دوستانم لایک کرده بود دیدم.

توییت اول:
به نظر می‌رسید که نویسنده‌ی بنده‌خدا زندگی‌اش به دنیا نیست. در جنگ با بیماری کبد پیروز نشده است.

This looks like the end. My liver has so much cancer that it is collapsing my bile ducts. My bilirubin is on it’s way to true liver failure levels. Insurance is denying treatments. I’m still trying but things look very bad.

توییت دوم:
حالا در توییت دوم به انسان‌ها توصیه‌هایی کرده که واقعا تاثیرگذار و عمیق است.

This all brings me back to my earlier post. Life is short – enjoy your good days. Hug your family. Don’t waste time on things that don’t interest you. Love each other. Forgive each other. Find balance in your life and maintain it.

توییت سوم:

دارم توییت‌های قبلی‌اش را می‌خوانم و اندوهی عمیق تمام وجودم را فرا گرفته است. از شما چه پنهان، چشم‌هایم هم طاقت نیاوردند!

It’s a sunny day and I feel like sh*t but this is not the end of it. Maybe this drug works or maybe not but I’ll keep on going until my options are shot. Wishing for another day where I can take a walk with my family.


آرزوی سلامتی و بهبود برای ایشان و همه‌ی بیماران دارم. ای کاش می‌شد کاری کرد!
مراقب خودتان باشید.

پنج نکته‌ای که مدیران و رهبران باید در مورد چابکی بدانند

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

چند وقت پیش وبیناری شرکت کردم با عنوان Five Things Leaders Should Know About Agile با سخنرانی دان مک‌گریل معاون شرکت اجایل‌شیفت که برای من بسیار مفید بود. ایشان در سخنرانی خود به پنج موضوع زیر اشاره کردند که مدیران و رهبران باید در مورد فلسفه‌ی چابکی بدانند. دیدن و شنیدن این سخنرانی را به عزیزان زیر پیشنهاد می‌کنم:
– مدیرانی که می‌خواهند فلسفه‌ی چابکی را بدانند
– افرادی که که طرف گفتگو با مدیران هستند

1-Agile Change Vision (Why)
2-Complexity and Agile (Where)
3-Agile Leadership (Who)
4-Product vs Project (What)
5-Managing WiP (How)

ویدیوی سخنرانی ایشان را می‌توانید در اینجا (youtube.com) ببینید.

گزیده:

Don’t move information to authority, move authority to the information.
If you want people to think, give intent not instructions.
Captain David Marquet

تفاوت چشم‌گیر

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

زندگی در اینجا، دست‌کم برای من تازه‌وارد همواره با یادآوری ولایت (ایران) و پیدا کردن تفاوت‌های ولایت و محل زندگی کنونی‌ام همراه است. بررسی این تفاوت‌ها و شباهت‌ها برای من جذاب است و کمک می‌کند درک بهتری از زندگی پیدا کنم. بی‌شک تفاوت‌ها بسیار زیاد است. در بازی مقایسه، گاهی کفه‌ی ولایت سنگین‌تر است و گاهی کفه‌ی اینجا. پس از مدتی این پرسش در ذهنم شکل گرفت که مهم‌ترین تفاوت ولایت و اینجا از نگاه منِ تازه‌وارد چیست. بعد از مدتی روی یکی از تفاوت‌های بارز به جمع‌بندی رسیدم که تقریبا شکی در موردش ندارم: محیط زیست!

 

 

این عکس از پارکی در مرکز شهر گرفته شده است که غازهای وحشی را به همراه جوجه‌هایشان در حال چریدن بین چمن‌ها نشان می‌دهد! کمی آن طرف‌تر که رودخانه هست می‌توانید مرغابی وحشی و مرغ دریایی هم ببینید! البته سگ آبی و حیوانات دیگر هم باید به این جمع اضافه کنید که در کنار انسان‌ها مشغول زندگی‌اند.

احترام به حیوانات توسط مردم در کنار حمایت‌های قانونی از آنها باعث شده که شما با صحنه‌هایی رو به رو شوید که برای‌تان باورپذیر نیست! دیدن این صحنه‌ها برای من که در روستا به دنیا آمده‌ام و بزرگ شده‌ام بسیار خوشایند است و شعف وصف‌ناپذیری را به همراه دارد. انگار در حیاط خانه‌ی پدری کنار مادر ایستاده‌ام و دارم به غازها و مرغابی‌ها نگاه می‌کنم! مامان جان، جای شما خیلی خالی!

چگونه ساخته شدن چنین جامعه‌ای، پرسش بزرگی است که ذهن مرا به خود مشغول می‌کند!

 

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید