ساعتساز
آموختههای کلاس دکتر پوچارد
به عنوان بخشی از وظایف دانشگاه باید دستیار آموزشی یا TA یا Teacher Assistant باشیم. کار تیای، حضور در آزمایشگاه و تصحیح تمرینها است. در آزمایشگاه یا به اصطلاح لب (Lab)، دانشجویان تمرینها را انجام میدهند و شما به عنوان تیای باید اشکالات آنها را رفع کنید و به سوالات آنها پاسخ بدهید. یک نوع پشتیبانی دانشجویان برای یادگیری و انجام تمرینهایی است که استاد به آنها محول کرده است.
طی دو ترم اخیر، تیای دو درس مرتبط با پایتون بودم، یکی “مبانی برنامهنویسی برای مهندسان داده” و یکی هم “مهندسی دیجیتال دو” بود که آقای دکتر ایو پوچارد (Yves Pauchard) تدریس میکردند. دکتر پوچارد که به رسم اینجا، ایو صدایش میزنیم، سوییسی هستند ولی مدرک کارشناسی ارشد و دکترایش را از دانشگاه گرفتهاند. الان هم مدرس (Instructor) هستند و به تازگی تدریس را شروع کردهاند. حضور در کلاس درس برای تیایها اجباری نیست، ولی من هم از سر علاقه و هم برای آشنایی با فضای کلاسها، رورش تدریس و ارتباط استاد-دانشجو در اینجا تقریبا در همهی جلسههای کلاس حضور پیدا کردم. همکاری با ایشان به ویژه در ترم دوم بسیار آموزنده بود، چه از نظر اخلاقی و چه از نظر حرفهای. در این نوشته میخواهم به بخش کوتاهی از آن اشاره کنم.
چون درس، درس تقریبا جدیدی است و مرجع شناختهشدهای ندارد، ایو از ابتدای کلاس، مطالب هر جلسه را در یک فایل پیدیاف مینوشت و همان را در اختیار دانشجویان قرار میداد. بعد از هر جلسه هم مطالب نوشتهشده را ویرایش میکرد. فصل به فصل بر اساس کلاس، مطالب نوشته میشد. حتی بخشهایی که روی تابلو درس داده میشد، به صورت عکس به متن اضافه میشد. فصل اول: مقدمهای بر پایتون، فصل دوم: مقدمهای بر لینوکس، فصل سوم: گیت، فصل چهارم: سی ال آی، فصل پنج: جی یو آی، فصل ششم: برنامههای تحت وب.
در پایان آن چه باقی ماند، یک کتابچه 78 صفحهای است با نام “From Scripts to Applications with Python” نوشتهی ایو پوچارد بود.
آن چه آموختم این بود که اگر چنین سبکی را در دورههایم در پیش گرفته بودم، الان کتابچههای زیادی وجود داشت که میتوانستم آن را در اختیار علاقهمندان قرار بدهم، بدون آن که نگران فراموش شدن آنها باشم.
ای-تبریک
به لطف تکنولوژی (اینترنت، موبایل، نرم افزار پیامرسان) و به کمک حنیف و علیرضا، امروز موفق شدم از راه دور، روز معلم را به آقای داوری تبریک بگویم و حدود چهل دقیقهای به اتفاق احمد با ایشان صحبت کنیم.
بیخبر از آقای داوری و برای این که ایشان را شگفتزده کنیم، زحمت آمادهسازی ابزارها را حنیف و علیرضا تقبل کردند. از هر دو آنها سپاسگزارم. به علیرضا گفتم وقتی بابا بفهمند که دور از چشم ایشان داشتیم چه کار میکردیم، سه نمره از نمره انضباطمان کم خواهد کرد. 🙂 (به یاد مدرسه که کارهایی را دور از چشم معلم و مدیر انجام میدادیم)
با احمد آقا، رفیق شفیق، هم قبلا هماهنگ کرده بود و او که در راه خانه بودند، خیلی سریع به ما ملحق شدند؛ با آقای داوری کلی حرف زدیم و خندیدیم.
چقدر خوشحالم. سالهای پیش تلفنی با ایشان صحبت میکردم و فکر میکردم امسال این سعادت از من گرفته شده.
برای انسانی که عمرش را برای آینده بچههایی مثل احمد و من گذاشت که هیچ نسبتی با وی نداشتند، این کمترین کاری است که میتوانیم انجام بدهیم. او نیز میتوانست فقط “وظیفه”اش را انجام بدهد، ولی به جای آن، کاری کرد کارستان.
پ.ن.
ای (e) حرفی است که در ابتدای کلمات استفاده میکنیم تا ماهیت دیجیتالی آن را نشان دهیم مثل ای-میل (e-mail). ای-تبریک هم به معنای تبریک دیجیتالی است.
روز معلم
فردا روز معلم است!
آرزو دارم همهی معلمان سرزمینام مصداق این شعر حافظ باشند که:
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
دلم برای همهی معلمهایم تنگ شده، از مادر نازنینم که اولین و بهترین معلم من بود، آقای بذرافشان که معلم کلاس اول من بود تا آخرین استادم.
گزیده:
The test of a good teacher is not how many questions he can ask his pupils that they will answer readily, but how many questions he inspires them to ask him which he finds it hard to answer.
Alice Wellington Rollins
Denzel Washington – Keep Working
Denzel Washington gives a passionate speech about the importance of committing to your dreams, and of never letting hardships stop you from pursuing your goals.

Transcript:
“It’s not easy. If it was easy, there’d be no Kerry Washington. If it was easy, there’d be no Taraji Henson. If it were easy, there’d be no Octavia Spencer. But not only that, it if were easy, there’d be no Viola Davis. If it were easy, there’d be no Mykelti Williamson, no Stephen McKinley Henderson, no Russell Hornsby. If it were easy, there’d be no Denzel Washington.
“Keep working. Keep striving. Never give up. Fall down seven times, get up eight. Without commitment, you’ll never start. But more importantly, without consistency, you’ll never finish. Ease is a greater threat to progress than hardship. Ease is a greater threat to progress than hardship, so keep moving, keep growing, keep learning. See you at work.”
Video: YouTube.com
Reference: www.goalcast.com
مالک محصول زندگی: میان چند تا دلبر
مانند مالک محصولی شدهام که:
* یک بکلاگ عریض و طویل برای محصول دارد که هنوز شروع هم نشدهاند.
* هر روز محصولات و ویژگیهای جدیدی میبیند که اغواگرند، دوست دارد آنها را هم به بکلاگ محصول خود اضافه کند
* دلش هم نمیآید بکلاگ را آب و جارو کند و اقلام اضافه را پاک کند؛ زیرا همهشان را هم خودش دوست دارد و هم مشتریانش.
* مشتری هم به همهی این اقلام علاقهمندی نشان میدهد و هر کدام ارزش افزوده خود را برایش دارند.
* سرعت متوسط تیم توسعهاش هم به سمت صفر در حال حرکت است!
* استاد اسکرام هم در کار و زندگی خود مانده است، چه برسد به زندگی شما!
و من اما،
اصلا دلم نمیخواهد سقف کار در جریان (WiP Limit) را به کار بگیرم!
همیشه هم یاد ترانهای میافتم که بیارتباط به این موضوع نبود! شاید باید شاعر این ترانه را پیدا کنم و بپرسم آخر چه کردی. 🙂
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
اینور برم یا اونور
یکیش سیاه گیسوش آبشار ریخته بردوش
یکیش طلای طلایی با چشم کهربایی
یکیش شلوغو طناز عاشق رقص و آواز
یکیش متین و سنگین ساکت و ناز و شیرین
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
اینور برم یا اونور
اینور برم یا اونور
یه روز دلم برای این بیقراره
یه روز از دست اون آروم نداره
سر شب واسه این سحر واسه اون دل من
دل من میشمره شبا ستاره
دل من میشمره شبا ستاره
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
اینور برم یا اونور
شاد باشید.
رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن
پیرمردی ضعیف از پس کاروان همیآمد و گفت: چه نشینی که نه جای خفتن است؟
گفتم: چون روم که نه پای رفتن است؟!
گفت: این نشنیدی که صاحبدلان گفتهاند: رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن.
ای که مشتاق منزلی مشتاب پند من کار بند و صبر آموز
اسب تازی دو تگ رود به شتاب و اشتر آهسته میرود شب و روز
به مناسبت روز گرامیداشت سعدی
عکس از ویکیپدیا
گریوه: تپه


