مالک محصول زندگی: میان چند تا دلبر

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مانند مالک محصولی شده‌ام که:
* یک بک‌لاگ عریض و طویل برای محصول دارد که هنوز شروع هم نشده‌اند.
* هر روز محصولات و ویژگی‌های جدیدی می‌بیند که اغواگرند، دوست دارد آنها را هم به بک‌لاگ محصول‌ خود اضافه کند
* دلش هم نمی‌آید بک‌لاگ را آب و جارو کند و اقلام اضافه را پاک کند؛ زیرا همه‌شان را هم خودش دوست دارد و هم مشتریانش.
* مشتری هم به همه‌ی این اقلام علاقه‌مندی نشان می‌دهد و هر کدام ارزش افزوده خود را برایش دارند.
* سرعت متوسط تیم توسعه‌اش هم به سمت صفر در حال حرکت است!
* استاد اسکرام هم در کار و زندگی خود مانده است، چه برسد به زندگی شما!

و من اما،
اصلا دلم نمی‌خواهد سقف کار در جریان (WiP Limit) را به کار بگیرم!

همیشه‌ هم یاد ترانه‌ای می‌افتم که بی‌ارتباط به این موضوع نبود! شاید باید شاعر این ترانه را پیدا کنم و بپرسم آخر چه کردی. 🙂
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
این‌ور برم یا اون‌ور
یکی‌ش سیاه گیسوش آبشار ریخته بردوش
یکی‌ش طلای طلایی با چشم کهربایی
یکی‌ش شلوغو طناز عاشق رقص و آواز
یکی‌ش متین و سنگین ساکت و ناز و شیرین
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
اینور برم یا اونور
اینور برم یا اونور
یه روز دلم برای این بی‌قراره
یه روز از دست اون آروم نداره
سر شب واسه این سحر واسه اون دل من
دل من می‌شمره شبا ستاره
دل من می‌شمره شبا ستاره
میون دوتا دلبر من دو دلم کدوم ور
اینور برم یا اونور

شاد باشید.

رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

 

روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوه‌ای سست مانده.

پیرمردی ضعیف از پس کاروان همی‌آمد و گفت: چه نشینی که نه جای خفتن است؟

گفتم: چون روم که نه پای رفتن است؟!

گفت: این نشنیدی که صاحبدلان گفته‌اند: رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن.

 

ای که مشتاق منزلی مشتاب پند من کار بند و صبر آموز

اسب تازی دو تگ رود به شتاب و اشتر آهسته می‌رود شب و روز

 

به مناسبت روز گرامی‌داشت سعدی
عکس از ویکی‌پدیا

گریوه: تپه

انتخاب درست اهداف

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در کتاب گریت (سرسختی) خانم آنجلا داکورث از آقای وارن بافت نقل می‌کنه که از خلبان شخصی‌اش پرسید تو آرزوی شغلی دیگه‌ای به جز بردن من دور دنیا نداری؟ خلبان می‌گه چرا دارم. بافت میگه 25 تا هدف شغلی برای خودت روی کاغذ بنویس که دوست داری انجام بدی. بعد از روی اون لیست، دور 5 تا که از همه مهم‌تر هستن خط بکش. اون 20 تای دیگه اون‌هایی هستند که باید بهشون “نه” بگی. چون همین‌ها حواست رو از اون پنج‌ تای اول پرت می‌کنند.

کتاب در توضیح هدف‌گذاری می‌گه همه ماها یک سری هدف سطح پایین داریم مثل اینکه ساعت 8 صبح از خواب بیدار بشیم. این هدف‌های سطح پایین در واقع هدف نیستند بلکه وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های مرحله میانی هستند.

مثل سر کار رفتن و همین سر کار رفتن مثلا برای هدف رده بالاتری هست مثل پول درآوردن (یا هر دلیل دیگه‌ای) در واقع برای هر هدفی ما می‌تونیم جواب بدیم که چرا می‌خواهیم بهش برسیم و جواب اون چرا ما رو یه مرحله می‌بره بالاتر و به طرف اهداف انتزاعی‌تر مثل تاثیرگذاری روی اطرافیان، کمک به کودکان، احساس قدرت…تا جایی که می‌رسیم به اون هدفی که دیگه برای چرا جواب نداره…چرا می‌خواهی به رشد اطرافیان کمک کنی؟ چون خوشحالم می‌کنه. این می‌شه اون هدف بالایی‌یه. و این هدف بالایی قطب‌نمایی هست که جهت کلی حرکت رو مشخص می‌کنه.

مرجع: نوشته‌ی خانم ابراهیمیان در لینکدین

نکته جالب یک: 5 از 25 یعنی 20 درصد! انگار قاعده پارتوی دوست‌داشتنی ( قاعده 20-80) برای انتخاب اهداف استفاده شده است.
نکته جالب دو: به این عدد 5، سقف کار در جریان گفته می‌شود.

الگوی ریوالدو

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

برزیل یک بازیکن فوق العاده داشت به نام ریوالدو با اسم کامل ریوالدو ویتور باربوسا فره‌را. در کنار رونالدو، رونالدینهو، روبرتو کارلوس، کاکا، کافو و بقیه، او هم یکی از بهترین‌ها بود. من هم که عاشق برزیل!

الگوی بازی ریوالدو از دید من به این شکل بود که توی 90 دقیقه بازی فوتبال، حدود 85 دقیقه کار خاصی نمی‌کرد فقط توی زمین می‌دوید. ولی توی 5 دقیقه، گل می‌زد و تیم بازی رو با برد تمام می‌کرد. یادم هست که روماریو هم به این شکل بازی می‌کرد!

حالا توی خیلی از کارها همین اتفاق می‌افته! هشتاد و پنج دقیقه، هیچ بخشی از کار پیش نمی‌ره! هیچ خروجی ملموسی وجود نداره! فقط داری توی زمین می‌دوی و راه می‌ری، بعد یک دفعه در عرض پنج دقیقه، راهکار پیدا می‌شه، موانع برداشته می‌شه و نتیجه به دست می‌آد. اسم این الگو رو گذاشتم “الگوی ریوالدو”


مرجع عکس: اینجا

گزیده:

I don’t want to rely on what people say about me to feel good; playing’s what I really enjoy. Rivaldo

مدیریت جریان فرایند

  • یوسف مهرداد بی‌بالان
  • جریان یا جریان پیوسته، وضعیت ایده‌آلی از یک فرایند است که هر گام آن بدون ‌وقفه یا انتظار (معطلی) در حال خلق ارزش است.
  • دست‌یابی به این وضعیت ایده‌آل یک سفر اکتشافی بی‌پایان است که نه‌تنها کمک می‌کند جریان فرایند روان‌تر و سریع‌تر شود، بلکه کمک می‌کند تا مشکلات فرایند را نیز پیدا کنید.
  • هر کاری که از دید مشتری بی‌ارزش‌ است، اتلاف محسوب می‌شود. حذف اتلاف منجر به بهبود جریان فرایند می‌شود.
  • ”مدیریت جریان کار“ یکی از اصول کانبان است و کارهای زیادی وجود دارد که می‌توانید برای بهبود جریان کار انجام ‌بدهید.
    • سقف کار در جریان (WiP) را محدود کنید.
    • زمان‌های انتظار در فرایند را کاهش دهید: برای نمونه، مطمئن شوید که همیشه کار آماده برای گام بعدی وجود دارد یا قلم‌های کاری را کوچک‌تر کنید تا در فرایند سریع‌تر حرکت کنند. هر چه زودتر متوقف‌‌کننده‌ها را حذف کنید. چرا سعی نمی‌کنید”هیچ‌وقت در فرایند دچار توقف نشوید؟“
    • از ابتدا با درنظر گرفتن کیفیت در فرایند از دوباره‌کاری پرهیز کنید. چه بخشی از تقاضا‌های کنونی سیستم، تقاضای ناشی از خرابی است؟ چه‌طور می‌توانید تقاضای ناشی از خرابی را کاهش و تقاضای ناشی از ارزش را افزایش دهید؟
    • تیم‌های چندتخصصی ایجاد کنید که می‌توانند زمان‌های انتظار را کمینه کنند.
    • از اهداف‌ کمی و غیرکمی مانند توافق‌نامه‌های سطح خدمات برای تعریف بازه‌های زمانی شفاف و تعیین دقیق خروجی‌های آنها برای تحقق اهداف تعریف‌شده استفاده کنید
  • گلوگاه چیزی است که فرایند تولید را کند می‌کند. به کمک صف‌ها می‌توانید نماگرهای اصلی را پیدا کنید و گلوگاه‌ها را شناسایی کنید.
  • نظریه محدودیت‌ها یک نظریه مدیریتی است که برای شناسایی و حذف گلوگاه‌ها در یک فرایند ارائه شده است.

این متن، بخشی از خلاصه فصل هفتم کتاب Kanban in Action است. آن قدر جامع و جذاب بود که تصمیم گرفتم برای یادآوری خودم در دفتر یادداشتم (وبلاگ) بنویسم و با خوانندگان عزیزم هم در میان بگذارم. امیدوارم برای شما مفید باشد.

گزیده:

“Kanban is not a software development lifecycle methodology or an approach to project management.” David J. Anderson,

 

تفاوت goal، target، objective و purpose

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

وقتی با پرسش‌های این چنینی رو به رو می‌شوم نمی‌دانم چرا یاد نقش‌های نمایش کلاه قرمزی می‌افتم! به ویژه اگر قرار باشد آنها را به فارسی برگردان کنم. لطفا اگر منبع معتبری برای برگردان این‌ واژگان به فارسی سراغ دارید، محبت بفرمایید و مرا مطلع کنید.

These words are pretty similar and have only subtle differences and in spoken language many people might not be careful enough to use each of the words correctly. However I think the explanation from Longman Activator Thesaurus is quite helpful:

purpose: what you want to achieve when you do something; the reason you do or plan something, and the thing you want to achieve when you do it: The games have an educational purpose.

aim: something you hope to achieve by doing something: The main aim of the plan was to provide employment for local people.

goal: something important that you hope to achieve in the future, even though it may take a long time: The country can still achieve its goal of reducing poverty by a third.

target: the exact result that a person or organization intends to achieve by doing something, often the amount of money they want to get; a particular amount or total that you want to achieve: The company is on track to meet its target of increasing profits by 10%.

objective: the specific thing that you are trying to achieve – used especially about things that have been officially discussed and agreed upon in business, politics, etc. and agreed upon in business, politics, etc.: Their main objective is to halt the flow of drugs. | We met to set the business objectives for the coming year.

ambition: something that you very much want to achieve in your future career: Her ambition was to go to law school and become an attorney. | Earlier this year, he achieved his ambition of competing in the Olympic Games.

Reference: english.stackexchange.com

گزیده:
که با این در اگر در بند در مانند، درمانند. فامیل دور

پری دریایی (mermaid)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در ادامه‌ی انتخاب ابزارهای مناسب برای جعبه ابزار، به یک ابزار جالب برخورد کردم: پری دریایی (mermaid)

برای انجام کاری نیاز داشتم تعدادی نمودار ترسیم کنم. نیازمندی‌های مرتبط با آن به شرح زیر بود:
* ساده باشد
* ترسیم نمودار و به ویژه تغییر آن سریع باشد
* با ابزارهای برنامه‌نویسی یکپارچه باشد (بتوان از آن در مارک‌دان استفاده کرد)
* زیبایی هر چند مهم بود ولی اولویت اول نبود.

خیلی اتفاقی در یکی از جلسات کلاس مهندسی دیجیتال، استاد ابزاری معرفی کرد که وقتی آن را بررسی کردم، همان را انتخاب کردم. اسم این ابزار mermaid است. مرمید که برگردان فارسی آن “پری دریایی” است، ابزاری برای ترسیم نمودار و چارت از روی متن به شیوه‌ی مشابه مارک‌دان (Markdown) است.

Generation of diagrams and flowcharts from text in a similar manner as markdown. Ever wanted to simplify documentation and avoid heavy tools like Visio when explaining your code? This is why mermaid was born, a simple markdown-like script language for generating charts from text via javascript.[1]

یک نمونه از توصیف متنی و خروجی مرمید را در شکل زیر می‌توانید ببینید.

نکته جالب این است که شما می‌توانید طیف وسیعی از نمودارها مانند نمودار کلاس، نمودار توالی و نمودار گانت را با این ابزار ترسیم کنید. شما در صورت نیاز حتی می‌توانید بن‌مایه یا تم (theme) آن را تغییر دهید.

اگر می‌خواهید با مرمید به صورت آزمایشی کار کنید می‌توانید از ویرایش‌گر آنلاین آن در این آدرس (Mermaid Live Editor) استفاده نمایید و برای یادگیری آن به سایت آن (Mermaid Site) مراجعه کنید.

و در آخر این که مرمید کاندیدا و برنده جایزه JS Open Source Awards در گروه “جذاب‌ترین کاربرد فناوری” (“The most exciting use of technology”) در سال 2019 شده است.

گزیده:

من
پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی‌لبک چوبین
می‌نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

زنده یاد فروغ فرخزاد

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید