There are 4 types of wealth:
1. Financial wealth [money]
2. Social wealth [status]
3. Time wealth [freedom]
4. Physical wealth [health]
Be wary of jobs that lure you in with 1 and 2, but rob you of 3 and 4.
Roche Mamabolo (@rochemamabolo )
There are 4 types of wealth:
1. Financial wealth [money]
2. Social wealth [status]
3. Time wealth [freedom]
4. Physical wealth [health]
Be wary of jobs that lure you in with 1 and 2, but rob you of 3 and 4.
Roche Mamabolo (@rochemamabolo )
The paper “Escaping Method Prison” by Ivar Jacobson was honored in “The best agile paper 2018”. (this),
چقدر خوشبختم که از طرف یک مرد بزرگ، فرهیخته، تاثیرگذار و بیادعا و یک معلم اخلاق به یک جشن دعوت شدم: جشن چهل سالگی انجمن انفورماتیک ایران.
جای همهی شما واقعا خالی بود.
در این جشن پرصفا، با نسلی آشناتر شدم که بعید میدانم در تاریخ ایران، بار دیگر تکرار شوند.
برای انجمن انفورماتیک ایران و به ویژه استاد ارجمند، استاد ابراهیم نقیبزاده مشایخ، آرزوی موفقیت و بهروزی بیش از پیش دارم.
سپاسگزارم استاد
موضوع زیر را برای ارائه در یکی از کنفرانسهای معتبر داخلی در زمینهی مدیریت پروژه انتخاب کردم. خوشحال میشوم که نظر شما خوانندگان عزیز را داشته باشم تا محتوای ارائه را بازطراحی و بازنویسی نمایم.
پیشاپیش سپاسگزارم.
عنوان کارگاه: بحران چابکی (Agile Crisis)
خلاصه موضوع:
در چند سال گذشته، بهکارگیری مفاهیم، ابزارها و روشهای چابک در مدیریت پروژهها به ویژه پروژههای توسعهی نرمافزار و محصولات نرمافزاری با رشد فزایندهای همراه بوده است. به صورت معمول، چنین رشد سریعی و فشار اجرایی پروژهها باعث میگردد که شرکتها و تیمها روی یادگیری و جااندازی مفاهیم بنیادی و زیربنایی چابکی سرمایهگذاری کافی و شایستهای نداشته باشند و به سمت بهکارگیری ابزارها و متدهای اجرایی، آن هم در کوتاهترین زمان ممکن، سوق داده شوند.
اجرایی شدن متدها و ابزارهای چابک بدون تغییر رهیافت (Paradigm Shift) و پذیرش نگرش چابکی (Agile Mindset)، ثمرهای نخواهد داشت جز ایجاد بحرانهای نو و بازآفرینی مشکلات قدیمی و رایج در تیمها و شرکتها با ظاهری مدرن.
این کارگاه به دنبال بازخوانی برخی از بحرانها و مشکلات شرکتها و تیمهای نرمافزاری است که در پی بهکارگیری متدهای چابکی ایجاد شدهاند. همچنین ارائه راهکارهایی برای این بحرانها مبتنی بر نگرش و رهیافت چابکی بخش دیگری از این کارگاه خواهد بود.
Originally, agile meant valuing individuals and interactions, working software, customer collaboration, and responding to change. Agile was about cross-functional teams working closely together to innovate new products or solutions that couldn’t have been developed any other way.
These days agile seems to be about
Many of these are good things. But they are the candy manufacturer version of agile: sweeter and easier to sell.
But, ultimately, these are as unrelated to the original meaning of agile ….
As you work to transform your organization or team with agile, be sure you remain true its principles. That’s the surest way to succeed with agile,
Mike Cohn
1 Nov 2018
این روزها که کمی فرصت پیدا کردهام و این فرصت کمک کرده است تا تمرکزم را تا حدی به دست آوردهام، یک اتفاق خوب رقم زده شد. متنهای ترجمهشدهای که منتظر بازنگری من بودند، بازنگری کردم و خوشبختانه به پایان رسید.
متنهایی که بازنگری کردم، بخشهایی از کتابی است در مورد کانبان (Kanban). بعد از تمام شدن ترجمهی کتاب دو جلدی اسکرام، این بار نوبت کانبان بود که کتاب درخوری برایش انتخاب و ترجمه کنیم. چون گذشته، امیدوارم این بار هم بتوانیم ایدهها و نوآوریهای روز دنیا در حوزهی متدهای توسعهی نرمافزار را به عزیزان و دوستانمان تقدیم کنیم. همان طور که بارها عرض کردهام بر این باورم که “مترجمی” قبایی است که “بر تن من گشاد است”.
شایسته است تشکر دوبارهای داشته باشم از همهی عزیزان دلبندم که در گذشته برای تدوین و ترجمهی کتابها در کنارشان بودم: مظفر ایراف، پویا شهبازیان، شهاب فرحبخش، علیرضا اسماعیلی، ریحانه جعفری، امیر جلیلیفرد، مریم معصومی راد و یاسر کازرونی.
بد نیست یک نمونه از بازنگریها را برایتان بازگو کنم تا هم لبخند بر لبتان نقش ببندد و هم با دشواری کار ترجمه بیشتر آشنا شوید:
متن ترجمهشده:
به جای آنچه که فکر یا احساس میکنید و شواهد نامعتبری (داستانگونه؟) که دارید، با سیاستهای آشکار میتوانید پیرامون فرایندتان بر اساس دادههای عینی گفتگو کنید.
نظر بازنگر:
تکبیر! مرزهای ترجمه جا به جا شد! 🙂 😀
گزیده:
شروع کردن را متوقف کنید، تمام کردن را شروع کنید.
گریدی بوچ برای من مانند قهرمانهای دوران کودکی است. اگر با ایشان آشنایی ندارید میتوانید معرفی ایشان را در ویکی پدیا ببینید. احتمالا روزی موهایم را مانند موهای گریدی بوچ آرایش خواهم کرد. 🙂
کتابهای او را، حتی کتابهایی که مقدمهای برای آنها نوشته است، با علاقه چندین و چند بار خواندهام. جایی نیست که از فلسفهی سیستمهای نرمافزاری سخنی بگویم و اشارهای به گریدی بوچ نکنم. همین چند وقت پیش همکارانم در شرکت فیوسافت مجبور شدند بخش زیادی از کتاب تحلیل و طراحی شیگرای گریدی بوچ را بخوانند و امتحان بدهند. 🙂
پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات فرصتی ایجاد کرده است تا بیشتر از گریدی بوچ بشنوم و بیشتر با نظراتش آشنا شوم. آخرین مطلبی که از وی خواندم و واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد، مطلبی بود که ایشان در مورد پروژه اخیرشان Computing: The Human Experience نوشته بود. این پروژه در حقیقت مستندسازی پیشرفت تکنولوژی و به ویژه کامپیوتر و تاثیر آن بر تمدن بشری است که گریدی بوچ به همراه همسرش جان (Jan) از حدود پنج سال پیش در حال انجام است.
اما نوشتهی گریدی بوچ درباره این پروژه:
The past several years, I’ve been conducting some deep and extensive research for my documentary project, Computing: The Human Experience. I’ve studied almost 1,500 books, read over 10,000 articles and other references, and watched dozens of other documentaries.
خدای من!
گزیده:
«به عقیده چارلی مانگر، یکی از بهترین سرمایهگذاران جهان، دو نوع دانش وجود دارد. اول، دانش واقعی. آن را در مردمی میبینیم که زمان و تلاش فراوانی را برای فهم یک موضوع صرف کردهاند. نوع دوم، دانش شوفر نامیده میشود، دانش افرادی که فقط وانمود میکنند بلدند. آنها شاید صدا یا موی خوبی داشته باشند، اما دانشی که از آن حمایت میکنند مال خودشان نیست. آنها طوطیوار کلمات را شیوا به زبان میآورند، طوری که انگار از روی نوشته میخوانند. متأسفانه تمایز قایل شدن بین دانش واقعی و دانش شوفر بیش از پیش سخت شده.»
مرجع: ویکیگفتار، از کتاب هنر شفاف اندیشیدن، رولف دوبلی