کانبان – ترجمه‌ای دیگر

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

این روزها که کمی فرصت پیدا کرد‌ه‌ام و این فرصت کمک‌ کرده است تا تمرکزم را تا حدی به دست آورده‌ام، یک اتفاق خوب رقم زده شد. متن‌های ترجمه‌‌شده‌ای که منتظر بازنگری‌ من بودند، بازنگری کردم و خوشبختانه به پایان رسید.

متن‌هایی که بازنگری کردم، بخش‌هایی از کتابی است در مورد کانبان (Kanban). بعد از تمام شدن ترجمه‌ی کتاب دو جلدی اسکرام، این بار نوبت کانبان بود که کتاب درخوری برایش انتخاب و ترجمه کنیم. چون گذشته، امیدوارم این بار هم بتوانیم ایده‌ها و نوآوری‌های روز دنیا در حوزه‌ی متدهای توسعه‌ی نرم‌افزار را به عزیزان و دوستانمان تقدیم کنیم. همان طور که بارها عرض کرده‌ام بر این باورم که “مترجمی” قبایی است که “بر تن من گشاد است”.

شایسته‌ است تشکر دوباره‌ای داشته باشم از همه‌ی عزیزان دلبندم که در گذشته برای تدوین و ترجمه‌ی کتاب‌ها در کنارشان بودم: مظفر ایراف، پویا شهبازیان، شهاب فرحبخش، علیرضا اسماعیلی، ریحانه جعفری، امیر جلیلی‌فرد، مریم معصومی راد و یاسر کازرونی.

بد نیست یک نمونه از بازنگری‌ها را برایتان بازگو کنم تا هم لبخند بر لبتان نقش ببندد و هم با دشواری کار ترجمه بیشتر آشنا شوید:

متن ترجمه‌شده:
به جای آن‌چه که فکر یا احساس می‌کنید و شواهد نامعتبری (داستان‌گونه؟) که دارید، با سیاست‌‌‌های آشکار می‌توانید پیرامون فرایندتان بر اساس داده‌های عینی گفتگو کنید.

نظر بازنگر:
تکبیر! مرزهای ترجمه جا به جا شد! 🙂 😀

گزیده:
شروع کردن را متوقف کنید، تمام کردن را شروع کنید.

باز هم گریدی!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

گریدی بوچ برای من مانند قهرمان‌های دوران کودکی است. اگر با ایشان آشنایی ندارید می‌توانید معرفی ایشان را در ویکی پدیا ببینید. احتمالا روزی موهایم را مانند موهای گریدی بوچ آرایش خواهم کرد. 🙂

کتاب‌های او را، حتی کتاب‌هایی که مقدمه‌ای برای آنها نوشته است، با علاقه چندین و چند بار خوانده‌ام. جایی نیست که از فلسفه‌ی سیستم‌های نرم‌افزاری سخنی بگویم و اشاره‌ای به گریدی بوچ نکنم. همین چند وقت پیش همکارانم در شرکت فیوسافت مجبور شدند بخش زیادی از کتاب تحلیل و طراحی شی‌گرای گریدی بوچ را بخوانند و امتحان بدهند. 🙂

پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات فرصتی ایجاد کرده است تا بیشتر از گریدی بوچ بشنوم و بیشتر با نظراتش آشنا شوم. آخرین مطلبی که از وی خواندم و واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد، مطلبی بود که ایشان در مورد پروژه اخیرشان Computing: The Human Experience نوشته بود. این پروژه در حقیقت مستندسازی پیشرفت تکنولوژی و به ویژه کامپیوتر و تاثیر آن بر تمدن بشری است که گریدی بوچ به همراه همسرش جان (Jan) از حدود پنج سال پیش در حال انجام است.

اما نوشته‌ی گریدی بوچ درباره این پروژه:

The past several years, I’ve been conducting some deep and extensive research for my documentary project, Computing: The Human Experience. I’ve studied almost 1,500 books, read over 10,000 articles and other references, and watched dozens of other documentaries.

خدای من!

گزیده:
«به عقیده چارلی مانگر، یکی از بهترین سرمایه‌گذاران جهان، دو نوع دانش وجود دارد. اول، دانش واقعی. آن را در مردمی می‌بینیم که زمان و تلاش فراوانی را برای فهم یک موضوع صرف کرده‌اند. نوع دوم، دانش شوفر نامیده می‌شود، دانش افرادی که فقط وانمود می‌کنند بلدند. آن‌ها شاید صدا یا موی خوبی داشته باشند، اما دانشی که از آن حمایت می‌کنند مال خودشان نیست. آن‌ها طوطی‌وار کلمات را شیوا به زبان می‌آورند، طوری که انگار از روی نوشته می‌خوانند. متأسفانه تمایز قایل شدن بین دانش واقعی و دانش شوفر بیش از پیش سخت شده.»
مرجع: ویکی‌گفتار، از کتاب هنر شفاف اندیشیدن، رولف دوبلی

هدیه‌ی آقا مجتبی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

درس دادن برایم لذت بخش است، انگار با درس دادن و آموزشِ یادگرفته‌ها و تجربه‌هایم، بخشی از وجودم به آرامش می‌رسد و احساس “ارزش آفرینی” و “مفید بودن” می‌کند. همواره بر این باورم که “امانت‌دار” مطالبی هستم که از دوستان و همکارانم یاد گرفته‌ام و “وظیفه دارم” آنها را به دیگران منتقل کنم. امیدوارم امانت‌دار لایقی بوده باشم.

در دوره‌ی اخیر متدهای چابک (Practical Scrum+XP) اتفاق جالبی افتاد و آن هم حضور دو تن از دوستان بسیار قدیمی‌ام در دوره بود که فکر می‌کنم هدف‌شان این بود که به من ییاموزند “زیره به کرمان بردن” به چه معناست! 🙂 از این که هر هفته آنها را می‌دیدم بسیار خوشحال بودم. چقدر خوب بود که بهانه‌ای داشتیم برای حال و احوال و تازه شدن دیدار و یادآوری خاطرات؛ این دو دوست گرامی، آقا مجتبی و آقا مرتضی بودند که هر دو افراد بسیار موفقی در حوزه‌ی کاری خودشان هستند و خوشحالم که افتخار دوستی با آنها را دارم.

در آخرین جلسه‌ی دوره، آقا مجتبی عزیزم به تک‌تک شرکت‌کنندگان و خود من یک کتاب بسیار گران‌بها از مجموعه کتاب‌های انتشارات آریانا (آریانا قلم) هدیه دادند. جای شما واقعا خالی! چه کتاب‌هایی! آریانا هم که نیازی به معرفی ندارد.

سهم من از هدیه‌های آقا مجتبی، کتاب نوآفرینی آدام گرانت بود. چقدر خوب ترجمه شده بود و چقدر طراحی زیبایی داشت. خدا قوت به دست‌اندرکاران این انتشارات.
مجتبی جان، دست شما درد نکند.

فکر می‌کنم بهتر باشد که آقا مجتبی را به همه‌ی دوره‌ها دعوت کنم به ویژه جلسه‌ی آخر دوره! مطمئن هستم نظر شما هم مثبت است! 🙂

گزیده:
کسی که امروز کتاب می‌خواند، رهبر فرداست. مارگارت فولر
مرجع: انتشارات آریاقلم

پانوشت:
پیشنهاد می‌کنم این سخنرانی را در تد ببینید.

ٌTED.com: What makes a good life?
What keeps us happy and healthy as we go through life? If you think it’s fame and money, you’re not alone – but, according to psychiatrist Robert Waldinger, you’re mistaken.

دلتنگ

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دلم برای نوشتن تنگ شده است. دیرزمانی است که چیزی ننوشته‌ام. پس از یک دوره طولانی، زمان کوتاهی دارم تا تمرکز کنم و چیزهایی را که دوست دارم، بنویسم.

نه من سراغ شعر می‌روم
نه شعر از منِ ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به شادمانی می‌نگرم ری‌را
هرگز تا بدین پایه بیدار نبوده‌ام.

Clean or Unclean Code

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

… Bringing this back to code: I don’t believe we should use TDD because it’s a professional obligation. Instead I use TDD when it makes my work more enjoyable. I don’t think we should refactor our code because it violates a SOLID-principle. Instead I sometimes reach to a principle to understand why some piece of code is hard to change or understand. I don’t want to shame people for writing Unclean Code. Instead I believe in having an honest dialog among equals about how we want our code to look. I don’t believe that professionalism should compel us to introduce tests for all untested code. Instead I believe we should prioritize which deficiencies we fix and which code monsters we allow to live out their lives in their part of the code base.

Reference: Forget about Clean Code, let’s embrace Compassionate Code

ری‌را، حال همه ما خوب است!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در این روزها مدام یاد این شعر می‌افتم. امیدوارم حال‌تان خوب باشد، خوب خوب! حال من هم خوب است!

سلام!
حال همهٔ ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ‌گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهٔ باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!

راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار… هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت

دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچهٔ ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟

نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی‌حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همهٔ ما خوب است
اما تو باور نکن!

نوزدهم، اردیبهشت، هزار و سیصد و نود و هفت
تهران

ویدآموز: گفتگویی با آقای دلپاک

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

به بهانه‌ی انتشار اولین ویدیوی “ویدآموز”، گفتگویی داشتم با دوست گرامی‌ام، آقای روح‌اله دلپاک، بنیان‌گذار آن. ضمن تشکر از ایشان، شما را به خواندن این گفتگو دعوت می‌نمایم.


ویدآموز چگونه متولد شد؟
خب می‌دونیم که حجم زیادی از مطالب آموزشی مهندسی نرم‌افزار، به صورت ویدیویی منتشر میشن و همه ما بارها پای این ویدیوها نشسته‌ایم تا بیشتر یاد بگیریم. مثلا ویدیوی کنفرانس‌ها و یا مصاحبه‌هایی که با متخصصین انجام میشه، خیلی خیلی ارزشمندند. روش ارایه مطلب در ویدیو هم به شکلیه که بیننده رو درگیر می‌کنه و آخر ویدیو واقعا حس می‌کنی که یه ایده جدید، یا حرف تازه‌ای شنیدی. همینه که ویدیوها رو تاثیرگذار کرده و هیچی هم جای اونها رو نمی‌گیره.
اما دیدن ویدیوی زبان اصلی هم برای خیلی از ما که زبان شنیداری خوبی نداریم آسون نیست. دیدن ویدیو با زیرنویس انگلیسی هم خیلی وقتها خسته‌کننده می‌شه، چون مرتب باید دنبال معنی کلمه‌ها بگردیم و دیگه وسط‌های کار از خیر دیدنش می‌گذریم.
خب از یه طرف یه عالمه ویدیوی درجه یک برای دیدن وجود داره و از طرف دیگه هم متاسفانه مشکل زبان برای ما مشکلی جدیه.
خیلی ساده به نظرم رسید که این ویدیوها رو زیرنویس فارسی کنم. بعد توی گروه «متدهای چابک» این موضوع رو مطرح کردم و دوستان هم استقبال قابل‌توجهی کردند. این‌طوری بود که ایده «ویدآموز» شکل گرفت و کار شروع شد. تعطیلات نوروز هم فرصت عالی‌ای ایجاد کرد که کار سریع‌تر پیشرفت کنه.

چرا “ویدآموز”؟
انتخاب نام «ویدآموز» به این دلیل بود که اشاره‌ای کرده باشیم به هدفمون که انتشار «وید»یوهای «آموز»شی است.
البته بعد متوجه شدیم که «وید» در فارسی به معنی “چیز کمیاب و گم‌شده” هم است. خب به یک معنی ما هم داریم برای ویدیوهایی زیرنویس فارسی تولید می‌کنیم که جاشون واقعا در محتوای آموزشی‌ موجود، خالیه!
اینجوری شد که به نظر خودم اسم خوبی از آب در اومد.

زیرنویس ویدیوها چگونه آماده می‌شود؟
راستش فکر نمی‌کردم اینقدر دردسر داشته باشه. خب تا حالا همچین کاری نکرده بودم. حساسیت خاصی هم که روی کیفیت خروجی ترجمه و همین‌طور کیفیت ویدیو داشتیم، کار رو سخت‌تر کرد.
خب اول ویدیوهای معتبر و ارزشمند رو انتخاب می‌کنیم. بعد زیرنویس انگلیسی اون‌ها رو آماده می‌کنیم. فایل‌های زیرنویس انگلیسی رو روی گیت‌هاب «ویدآموز» قرار می‌دیم تا هر کسی که مایل به مشارکت در ترجمه باشه، بتونه ترجمه رو انجام بده.
ترجمه‌ها یکی دو بار بازنگری می‌شن و بعد از اون کارهای فنی مربوط به حک‌کردن زیرنویس روی ویدیو انجام می‌شه و در نهایت هم در کانال «ویدآموز» و به زودی هم در سایت «ویدآموز» منتشر می‌شن.
نکته‌ای که هستش اینه که ادامه این کار شدنی نیست مگر اینکه یک کامیونیتی فعال برای این کار شکل بگیره و افراد متخصص و علاقه‌مند بیان پای کار و در ترجمه کمک کنند.
همین‌جا از همه کسانی که دوست دارند سهمی در این کار داشته باشند، حتی یک سهم کوچک در حد ترجمه یک خط، دعوت می‌کنم که بیان و کمک کنند. گیت‌هاب ما اینجاست: https://github.com/Delpak/Vidamouz و روش کار هم در بخش ویکی توضیح داده شده.

«به خودت هدیه بده!» چرا این شعار رو انتخاب کردید؟
انتخاب شعار یکی از چالش‌های کار ما بود. در نهایت به این نتیجه رسیدم که هر ویدیو در واقع یه هدیه کوچولوی آموزشیه که به مخاطب‌مون می‌دیم. چون این ویدیوها با دقت و وسواس انتخاب می‌شن و با دقت مضاعفی ترجمه می‌شن. من به عنوان مخاطب هر بار که یکی از این ویدیوها رو ببینم انگار که به خودم یه تیکه از دانش رو هدیه دادم.

چه چشم‌اندازی برای ویدآموز متصور هستید؟
ما داریم به یک نیاز مهم از مخاطبین‌مون پاسخ می‌دیم. منابعی که تا قبل از این به راحتی نمی‌شد ازشون استفاده کنند، حالا خیلی راحت‌تر در اختیارشون قرار داده می‌شه. اگه همراهی و مشارکت دوستانی که مسلط به ترجمه هستند رو در کنار خودمون داشته باشیم، به نظرم «ویدآموز» به یه مرجع معتبر ویدیوهای آموزشی تبدیل می‌شه.

در پایان اگر مطلبی هست بفرمایید
جا داره از شما که بی دریغ حمایت کردید و همین‌طور دوستانی که با تشویق‌ها و دلگرمی‌هایی که دادند باعث شدند «ویدآموز» شروع به فعالیت کنه، تشکر کنم. مایلم از دوستان عزیزم سهیل صمدزاده، عزیزالله بنی‌هاشمی، محمدحسین احمدی، مسعود خاری و همین‌طور احسان میرسعیدی تشکر ویژه کنم.

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید