یکی از ایراداتی که به جاوا در مقابل دات نت وارد است، سخت و تخصصی بودن انتخاب کتابخانهها و منابع متن بازي است كه در سراسر اينترنت پخش شدهاند. شما با جنگلي از تكنولوژي و نيز اسامي مواجه ميشويد كه يكي از مهمترين و حساسترين كارهايي كه بايد انجام دهيد، انتخاب اين بستر است. به عنوان نمونه، چند روز پیش، سری به نیما زدم.نیمایکی از همکاران خوبم در واحدR D شرکت در حوزه جاواست. دیدم یک تکه کاغذ روی مونیتورش چسبانده. کنجکاوانه پرسیدم اینها چیست؟ گفت لیست مواردی است که باید در موردشان تحقیق کنم.
لیست بلند بالایی از تکنولوژیهاي مبتني بر جاوا.
در مقابل تكنولوژيهاي مبتني بر دات نت به دليل عدم وسعت و گستردگي در اين سطح و انحصاري بودن، انتخاب شما را راحتتر ميكند.(جاي مهندس محمدرضا معطر عزيز خالي كه شديداً به اين مسئله اعتراض كند!) البته توصيه من اين است كه در اين گونه پروژهها، همان كاري را انجام دهيد كه مايكروسافت ميگويد. در غير اين صورت خيلي بايد هزينه نماييد. نكته بسيار جذاب قضيه اين است كه حداقل در ايران، وقتي شما با ابزار و تكنولوژياي كار ميكنيد، به سبب تسلط روي آن، به ديگران موضوع مورد علاقه خودتان را توصيه مينماييد. نكته جذاب ديگر آن است كه بعضي از چيزها نيز مد ميشود.
مهندس هادي ميگفت كه در يكي از كتابها فصلي در مورد انتخاب زبان برنامهنويسي صحبت شده بود و آخر نويسنده گفته بود كه بخش عمدهاي از معيار انتخاب زبان به آشنايي شما با آن برميگردد و نه چيز ديگر.
در مورد ابزارهاي كمك مهندسي يا CASE، مسئله نيز به همين منوال شده است. بلوغ ابزارها و ميزان راحتي كاربر بسيار مهم و اثرگذار در انتخاب آن است. سطح كمكي هم كه از ابزار ميخواهيد، به نوبه خود تأثيرگذار خواهد بود. Agile Modeling اصلي دارد با عنوان”استفاده از سادهترين ابزار”. حتي استفاده از تخته سياه وسفيد بسیار میتواند مفید باشد.
آدرس زير ليستي از ابزارهايي كه UML را پشتيباني مينمايند، نشان ميدهد. به نظر شما كدام یک ابزار مناسبتري است؟
