رستم و ويروس

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو
كه اسفندیارش یكی disk داد بگفتا به رستم كه ای نیكزاد

در این disk باشد یكی file ناب كه بگرفتم از site افراسیاب
برو حال­ می كن بدین disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مران disk را در drive اش گذاشت
نكرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت یكی list از root دیسكت گرفت

در ان disk دیدش یكی file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
كزان یك demo گشت زان پس عیان به فیلم و به موزیك و شرح­ و بیان

به ناگه چنان سیستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود همی كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد كه لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش یكی bootable دیسك آورد پیش

یكی toolkit اندر آن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پی مادرش

به ناگه یكی رمز virus یافت پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virus را نیك بشناختش مر از boot sector بر انداختش

یكی ضربه زد بر سرش toolkit كه هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه با شوهرش كه این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مكن ز رایانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار نگیرد دگر disk از اسفندیار

با تشكر از دوست عزيز، آقاي مهندس قمصري

گزيده:

A question that sometimes drives me hazy: am I or are the others crazy?
Albert Einstein

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید