فيلم Patch Adams را پس از مدتها دوباره تماشا کردم.
در صحنههای از فيلم، آدامز (نقش اصلی فيلم) که در بيمارستان روانی بستری بود با يکی ديگر از بيماران – Arthur Mendelson يکی از معروفترين مبتکرين و مخترعين زمان – مشغول صحبت بود. قبلاً او چهار انگشت دستش را به آدامز نشان داده بود و از او پرسيده بود که اين چند تاست؟ آدامر گفته بود: “چهار تا”. آرتور به او گفته بود: يک ديوانه ديگه!
اين بار بيمار همان پرسش را دوباره پرسيد و در ادامه به آدامز جملاتی را گفت که واقعاً انسان را به فکر وا میدارد. اين ديالوگ را در اينجا آوردهام.
A: How many do you see?
P: There are four fingers, Arthur.
A: No, no, no. Look at me.
P: What?
A: You’re focusing on the problem. if you focus on the problem, you can’t see the solution. Never focus on the problem. Look at me.
P: How many do you see? No, look beyond the fingers. See what no one else sees. See what everyone else choses not to see. Out of fear and confirmity and laziness. See the whole world anew each day. The truth is you’re well on the way.
برداشت از ديالوگ بالا را به خودتان واگذار میکنم، ولی برای من چون پتکی بود که بر سرم فرود آمد.
ديدن این فیلم را اکيداً توصيه میکنم.
