شناسايي پروژه‌هاي بدفرجام

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

شناسايي پروژه‌هايي كه فرجامي جز شكست ندارند، خود از مهارتهاي مهم مهندسي است. در نوشته‌اي، نويسنده 26 روش براي شناسايي اين گونه پروژه‌ها پيشنهاد كرده بود كه خواندن آنها، هم فال بود و هم تماشا. هنگام خواندن آنها، نمي‌توانستم جلوي خنده‌‌ي بي‌اختبارم را بگيرم.
اصل نوشته را مي‌توانيد در اين آدرس پيدا كنيد. چند مورد از آنها را در زير آورده‌ام.

1- The project name changes for the third time in as many months.

2- The requirements definition is begun four months after development started.

3-
The newly hired director of R proudly informs the board of directors that the project will be 99 percent completed six months ahead of schedule

4-
You realize the reason the company hired you as a consultant is to referee a dispute among two competing departments over which technical platform to use.

5-
The developer doesn’t understand the spec document and continues to develop anyway. And the QA team doesn’t know how to test, but they “test” anyway.

6-
When you see the project budget, you realize that over half of it was spent on a Web designer to create a Photoshop mock-up of the home page—with no regard to whether that design is feasible.

7-
The user or client requests new features instead of focusing on bug fixing and performance enhancements

8-
You find a list of 16 software development best practices and realize that not a single one of them is being followed

9-
The technical project manager asks you to compose the list of user requirements—without consulting any actual potential users.

10-
The new CIO replaces all the people who have deep organizational knowledge with outsiders from his old firm.

11-The program manager decided to try Agile methodology “to save time.”

12-
The lead developer tells you that maintaining a complete history of all database updates is a requirement for the application, but he hasn’t had time to (read: doesn’t know how to) design a data model for it yet. So he decides to go ahead and start with the Web front end and worry about it later. And this is the lead developer.

Quote:
It is hard to fail, but it is worse never to have tried to succeed. Theodore Roosevelt

نظرات (7)

wave
  • پویان پاریاس

    15 بهمن 1387 در 00:00

    سلام عرض شد استاد

    پاسخ
  • پویان پاریاس

    15 بهمن 1387 در 00:00

    سلام عرض شد استاد

    پاسخ
  • نرگس

    17 بهمن 1387 در 00:00

    سلام جناب مهرداد. امیدوارم که خوب و سلامت باشید. 🙂
    مطلب خیلی جالبی بود. به ازای هر پروژه توی شرکتمون، حداقل دو، سه تایی از گزینه ها صادق بود. فکر کنم همه پروژه ها کله پا میشن. 😛

    پاسخ
  • نرگس

    17 بهمن 1387 در 00:00

    سلام جناب مهرداد. امیدوارم که خوب و سلامت باشید. 🙂
    مطلب خیلی جالبی بود. به ازای هر پروژه توی شرکتمون، حداقل دو، سه تایی از گزینه ها صادق بود. فکر کنم همه پروژه ها کله پا میشن. 😛

    پاسخ
  • ازگمی

    18 بهمن 1387 در 00:00

    سلام. محمد حسین ما را برد پونک ببینیمتان!

    پاسخ
  • ازگمی

    18 بهمن 1387 در 00:00

    سلام. محمد حسین ما را برد پونک ببینیمتان!

    پاسخ
  • مهرداد

    6 اسفند 1387 در 00:00

    آقاي پارياس سلام؛
    حالتون چطوره؟ دوستان چطورند؟ بنده هم خدمت شما عرض ادب و احترام دارم. هر وقت نام فاولر را به زبان مي‌آورم، ياد شما مي‌افتم.
    اميدوارم خوب، خوش و سلامت باشيد.

    —————–
    نرگس خانم
    سلام،
    حال شما چطوره؟ كم سعادتيم.
    با خواندن مطلبي كه نوشته‌ بوديد، كلي خنديدم. ولي مواردي كه عرض كردم بيشتر براي بهبود وضعيت پروژه‌ها بود.
    اميدوارم هيچ پروژه‌اي در دنيا به شكست منجر نگردد، از جمله پروژه‌هاي شركت محترمتان.
    به اميد ديدار

    ———–
    علي اقاي ازگمي سلام
    بابا هم، باباهاي قديم.
    ديروز: بچه‌ها مي‌گفتند كه ما رفتيم پونك،‌ چرا؟ چون محل كار بابامون عوض شده.
    امروز: باباها مي‌گويند كه ما رفتيم پونك. چرا؟ چون مدرسه پسرمان عوض شده.
    سلامت باشيد
    😛

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید