ماجراهاي پشت پرده

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اين‌ روزها با اين كه بسيار پرمشغله‌ام و وقت بسيار كمي دارم، با وجود سنگيني‌ كيف‌ دستي‌ام، به ناچار كتابي را در آن با خود هم‌سفر مي‌كنم به اميد آن كه وقتي بيابم و چند صفحه‌اي از آن را بخوانم. يكي از اين فرصت‌ها، زماني است كه درون خودرويي نشسته‌اي و در شلوغي شهر مورچه‌وار به سمت مقصد در حركتي. مطالعه در خودرو چشمانم را به درد مي‌آورد اما راضي نمي‌شوم كه از كتاب دل بكنم.

دو هفته پيش خدمت استاد ارجمند، انسان فرهيخته، جناب آقاي ابراهيم نقيب‌زاده مشايخ رسيده بودم و ايشان كتابي را كه خود ترجمه كرده بودند به من هديه دادند؛ چه هديه گران‌بهايي. با خود گفتم كه خواندن كتاب را مي‌گذارم براي بعد، زماني كه فرصت كافي داشته باشم. شب وقتي به خانه برگشتم، كتاب را ورقي زدم و يكي دو صفحه از آن را سرسري خواندم. خواندن يكي‌دو صفحه همان و جذب كتاب شدن همان.

عنوان كتاب «ماجراهاي پشت پرده، چگونه نهضت ضد فرهنگ دهة شصت به شكل‌گيري صنعت رايانه‌هاي شخصي انجاميد؟» و نويسنده آن جان ماركاف از نويسندگان ارشد نيويورك تايمز و ناشر آن انجمن انفورماتيك ايران است.

در مقدمه كتاب مي‌خوانيم:

«جرقة نخستين براي نوشتن اين كتاب، چند سال پيش و در جريان يك‌شام خاطره‌انگيز بر روي قايقي در سواحل كاليفرنيا زده شد. آن شب، يك تجديد ديدار غيررسمي بين داگلاس انگلبرت، يكي از پيشگامان صنعت رايانه، و گروه كوچكي از كساني بود كه قبلاً با او همكاري كرده بودند. …

در خلال شام آن شب با انگلبرت متوجه شدم كه عليرغم مطالعة زيادي كه درباره تاريخچة رايانش و درة سيليكان داشتم، با داستان‌هايي كه توسط حاضران در آن جلسه گفته مي‌شد، آشنايي ندارم. چيزي كه برايم جالب بود اين بود كه اين داستان‌ها نه دربارة فناوري‌ها بلكه بيشتر دربارة زندگي خود پژوهشگران، روابط شخصي آن‌ها، موسيقي‌هايي كه دوست داشتند، مواد مخدري كه مصرف مي‌كردند و اعتصاب‌هاي سياسي كه در آن‌ها شركت مي‌نمودند، بود.

در اين كتاب تلاش كرده‌ام برخي از اين داستان‌ها را پيش از آن كه فراموش شوند و از يادها بروند، جمع‌آوري و نقل كنم. داستان‌هايي كه در اين كتاب گردآوري شده، به منظور كشف حقايق يك دورة كوتاه زماني در يك محدوده و مكان پرآشوب كه رايانش شخصي را براي جهان به ارمغان آورد مي‌باشد.»

گزيده:
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی
نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان
بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی

نظرات (1)

wave
  • مهدیک

    17 آبان 1389 در 00:00

    علاقمند به خواندن بیشتر درباره این کتاب شدم برای همین به لینک زیر مراجعه کردم:
    http://www.ketab.ir/HomePage.aspx?TabID=3564Site=ketabLang=fa-IRBookID=1511694
    آقای مشایخ یکی از استادان خوب دوران تحصیل من در دانشکده فنی دانشگاه تهران بودند. برای ایشان آرزوی موفقیت روزافزون می کنم

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید