همدلي از همزباني خوش‌تر است

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

منازعت چهار كس جهت انگور كي هر يكي به نام ديگر فهم كرده بود آن را:

چار كس را داد مردي يك درم آن يكي گفت اين بانگوري دهم
آن يكي ديگر عرب بد گفت لا من عنب خواهم نه انگور اي دغا
آن يكي تركي بد و گفت اين بنم من نمي‌خواهم عنب خواهم ازم
آن يكي رومي بگفت اين قيل را ترك كن خواهيم استافيل را
در تنازع آن نفر جنگي شدند كه ز سر نامها غافل بدند
مشت بر هم مي‌زدند از ابلهي پر بدند از جهل و از دانش تهي
صاحب سري عزيزي صد زبان گر بدي آنجا بدادي صلحشان
پس بگفتي او كه من زين يك درم آرزوي جمله‌تان را مي‌دهم
چونك بسپاريد دل را بي دغل اين درمتان مي‌كند چندين عمل
يك درمتان مي‌شود چار المراد چار دشمن مي‌شود يك ز اتحاد
گفت هر يكتان دهد جنگ و فراق گفت من آرد شما را اتفاق
پس شما خاموش باشيد انصتوا تا زبانتان من شوم در گفت و گو
گر سخنتان مي‌نمايد يك نمط در اثر مايهء نزاعست و سخط
گرمي عاريتي ندهد اثر گرمي خاصيتي دارد هنر
سركه را گر گرم كردي ز آتش آن چون خوري سردي فزايد بي گمان
زانك آن گرمي او دهليزيست طبع اصلش سرديست و تيزيست
ور بود يخ‌بسته دوشاب اي پسر چون خوري گرمي فزايد در جگر

واقعاً چه كلامي است، كلام مولانا. جاي ديگر مي‌فرمايد:
ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی خوشتر است

يكي از مشكلات ما در كار و زندگي همين است. كساني كه آشنايي ديرينه دارند، به واژه‌ها، كلمات و اصطلاحات همديگر آشنا هستند. اما آنهايي كه تازه آشنا شده‌اند و يا به تازگي بر اثر ضرورت، مثلاً براي انجام پرو‍ژه‌اي، در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند، يا با واژه‌هاي جديد مواجه شده‌اند، به اين عارضه دچارند. بيان اصطلاحات و كلمات مختلف براي بيان يك مفهوم.

یکی دیگر از عارضه‌هايي كه به آن دچار مي‌شويم، برداشتهاي مختلف از يك اصطلاح يا بيان منظورهاي مختلف گويندگان با كلمات و اصطلاحات مشابه است.
آن يكي شيري است اندر باديه آن دگر شيري است اندر باديه
آن يكي شيري است كادم مي خورد آن دگر شيري است كادم مي خورد!
اين موضوع وقتي كه سطح گفتگو از حوزه تخصصي به حوزه غيرتخصصي و بالعكس كشيده مي‌شود، بسيار مشكل‌زا است. چرا كه در حوزه‌هاي عمومي، كلي‌ و عام‌گويي غالب است بر در نظر گرفتن موارد تفاوت، آن طور كه در بحثهاي تخصصي رخ مي‌دهد. مثلاً نياز، نيازمندي و مشكل در بيان عام، معادل هم استفاده مي‌شوند، در حالي كه در حوزه تخصصي “مهندسي نيازمندي‌ها”، به طور كل، متفاوتند.

عارضه ديگر، وجود تعابير و تعاريف مختلف از يك اصطلاح فني است. براي نمونه به تعريف مفهوم «معماري نرم‌افزار» توجه فرماييد.

+Modern Definitions
+Classic Definitions
— Rational Unified Process, 1999
— Perry and Wolf, 1992
— Garlan and Shaw, 1993
— Bass, et al., 1994
— Hayes-Roth, 1994
— Garlan and Perry, 1995
— Boehm, et al., 1995
— Soni, Nord, and Hofmeister, 1995
— Shaw, 1995
+Bibliographic Definitions

Reference: Published Software Architecture Definitions Carnegie Mellon University

درخواست پيشنهاد:
۱- آيا شما عوارض ديگري را مي‌توانيد نام ببريد؟
۲-آيا براي رفع يا كاهش عوارض بالا پيشنهادي داريد؟

گزيده:

Juliet:
“What’s in a name? That which we call a rose By any other name would smell as sweet.”
Shakespeare

نظرات (3)

wave
  • ابوذر نوذری

    27 تیر 1387 در 00:00

    نام ها یک پوسته هستند، و معنای درون آنها هسته. متاسفانه ما در همه کارهایمان بیش از آنکه به هسته توجه کنیم، به پوسته توجه می کنیم. چاره همان است که حضرت مولانا به زیبایی بیان کرده است :

    صاحبِ سرّی، عزيزی صد زبان گر بُدی آنجا بدادی صلحشان

    نیاز به یک عزیز و صاحب سرّ است، که هسته را نشانمان بدهد. متاسفانه ما زیادی ملا لغتی شده ایم.

    پاسخ
  • اعرابی

    29 تیر 1387 در 00:00

    سلام
    پست بسیار خوبی بود جناب مهرداد
    دست مریزاد

    پاسخ
  • مهدی

    30 تیر 1387 در 00:00

    راه هموار است و زيرش دامها
    قحطی معنی ميان نام‌ها
    لفظها و نامها چون دامهاست
    لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
    آن يكی ريگی كه جوشد آب ازو
    سخت كمياب است رو آن را بجو

    موضوع بسيار خوبي بود و مصداق‌هاي آن در زندگي بي‌شمار.
    سربلند باشيد

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید