هيچم به سخت جانی خود اين گمان نبود

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دوست خوبم، علی (آدمیات)، میخواهد دیگر ننویسد:

این آخرین یاداشت این وبلاگه

نوشتن اینجا دیگه برام خیلی سخته

از همتون تشکر میکنم:

هم از دوستانی که اومدن و با نوشتن نظرشون افقهای جدیدی به روم باز کردن

هم ازرفقایی که دورادور حرفشون رو گفتن و راهنماییم کردن

و هم ازدوست عزیزی که باعث شد یه مدت با شور بیشتری بنویسم …

برایش کامنت گذاشتم تا شاید از تصمیم منصرفش کنم. نمیدانم سودی خواهد داشت یا خیر. از دوستان مشترک من و علی خواهش میکنم که با گذاشتن کامنت ایشان را از این حرکت غیرفرهنگی! منصرف کنند.چرا که مطالب وبلاگشان بسیار خواندنی و نشان از روح لطیف وعمق نگاهشدارد.

نظرات (3)

wave
  • مهدی

    13 تیر 1386 در 00:00

    من هم به ایشان همین پیشنهاد را دادم.

    پاسخ
  • علی

    13 تیر 1386 در 00:00

    خیلی ممنون از لطفتون
    اصلا در این حدها نبود. بیشتر ازین شرمنده نکنید
    بازم مرسی

    پاسخ
  • نرگس

    18 تیر 1386 در 00:00

    سلام. احوال شما؟
    فکر کنم که این روزا حسابی سرتون شلوغه. چون خیلی وقته که وبلاگ رو بروز نکردید.
    خلاصه اینکه منتظریم. 🙂

    یا علی

    پاسخ

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید