روزی با يکی از دوستانم قرار داشتم. قرارمان عصر بود. دوستم با يک ساعت تأخير آمد. گفتم چطور شد که دير کردی؟ گفت صبح يک ساعت ديرتر از منزل بيرون آمدم، تمامی کارهای من از صبح به اندازه يک ساعت با تأخير شروع شده است.
حکايت من هم در اين دو هفته همين بود. برای انجام کاری، دو روز روال عادی زندگی، دستخوش تغيير شد. به مدت دو هفته، به دنبال اين بودم که چرخدندهها به جای اولشان برگردند! نمیدانم چقدر با نظريه آشوب (Chaos) آشنا هستيد. میگويند قرن بيستم تحت تأثير سه نظريه بوده است. نظريه نسبيت انشتين، نظريه عدم قطعيت هايزنبرگ و نظريه آشوب. طبق اين نظريه، همه چيز در آشوب است. بنابراين دنبال تعادل گشتن، خيلی منطقی نيست. اما اين گونه سيستمهای دارای الگوهای خودمانا هستند، بنابراين تنها کاری که بايد انجام داد، اين است که الگوها را در آن بيابيم و ديگر هيچ.
گزيده:
Life moves pretty fast. If you don’t stop and look around once in a while, you could miss it.
– from Ferris Bueller’s Day Off
