مطلب زیر را سالها پیش در وبلاگ نوشته بودم(اینجا). خواندن آن را به یکی از عزیزانم پیشنهاد کردم و گفتم شاید بد نباشد، خودم و دیگر عزیزانم یک بار دیگر آن را بازخوانی کنیم.
درباره سخنران:كورت ونه گات، يكي از دوست داشتنیترين نويسندههاي زنده دنيا است [وی هم اکنون از دنیا رفتهاند]. او سال 1922 در اينديانا پوليس آمريكا به دنيا آمده است. اگرچه خيليها او را يك نويسنده داستانهاي علمي تخيلي به شمار میآورند، رمانهاي او عموما” خيلي فراتر از يك قصه علمي تخيلي معمولي است. نگاه انتقادي ونه گات نسبت به جامعه مدرن به خصوص جامعه امريكا به همراه طنزي كه استادانه در لابه لاي كلمات و جملههايش استفاده ميكند، از او نويسندهاي دقيق و تيزبين ساخته است.
متن زیر با عنوان «كرم ضد آفتاب بماليد»، سخنراني كورت ونه گات در مراسم فارغ التحصيلي سال 1997 دانشگاه ام آی تی آمریکاست.
خانم ها و آقايان فارغ التحصيل! كرم ضد آفتاب بماليد.
اگر میخواستم برای آينده شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن كرم ضد آفتاب را توضيح میدادم. خواص و آثار مفيد درازمدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است. در حالی كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادی جز تجربههای پرپيچ و خم شخص خودم ندارد. اينك اين نصايح را خدمتتان عرض میكنم.
قدر نيرو و زيبايی جوانیتان را بدانيد، ولی اگر هم ندانستيد، ولش. روزی قدر نيرو و زيبايی جوانیتان را خواهيد دانست كه طراوت آن رو به افول میگذارد، اما باور كنيد تا بيست سال ديگر به عكسهای جوانی خودتان نگاه خواهيد كرد و به ياد میآوريد چه امكاناتی در اختيارتان بوده و چقدر فوقالعاده بودهايد.
آن طوركه تصور میكنيد چاق نيستيد.
نگران آينده نباشيد. اگر هم دلتان میخواهد نگران باشيد، فقط بدانيد كه نگرانی همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكی درحل يك مساله جبر.
مشكلات اساسی زندگي شما، بیترديد چيزهايی خواهند بود كه هرگز به مخيله نگران شما خطور هم نكردهاند. از همان نوعی كه ساعت چهار بعدازظهر يك روز سهشنبه عاطل و باطل ناگهان ديد انسان را كور میكند.
هر روز يكی از كارهايی را كه از آن وحشت داريد انجام بدهيد.
آواز بخوانيد.
با دل ديگران بیرحم نباشيد و با كسانی كه با دل شما بیرحم بودهاند سر نكنيد.
نخ دندان به كار ببريد.
عمرتان را با حسادت تلف نكنيد. گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب، مسابقه طولاني است و سر آخر خودتان هستيد كه داريد با خودتان مسابقه ميدهيد.
تعريفهايی را كه از شما میشود به خاطر بسپاريد. ناسزاها را فراموش كنيد. اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.
نامههای عاشقانه قديمیتان را حفظ كنيد. صورت حسابهای بانكی گذشته را دور بيندازيد.
نرمش كنيد. بدنتان را هر قدر كه میتوانيد كش بياوريد. اگر نمیدانيد میخواهيد با زندگیتان چه كنيد، احساس گناه نكنيد. جالبترين افرادي را كه در زندگي شناختهام در بيست و دو سالگي نميدانستهاند ميخواهند با زندگيشان چه كنند.برخی از جالبترين چهل سالههايی را هم كه میشناسم هنوز نمیدانند.
تا میتوانيد كلسيم بخوريد. با زانوهايتان مهربان باشيد. وقتی قدرت زانوهای خود را از دست داديد كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.
ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد، ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد، ممكن است در چهل سالگی طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هفتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكی هم بكنيد. هر چه میكنيد نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد. انتخابهای شما بر پايه احتمال پنجاه درصد بوده است، همان طور كه مال همه بود.
از بدنتان لذت ببريد و از آن چه ديگران درباره آن میانديشند وحشت نداشته باشيد. اين بهترين ابزاری است كه در سراسر عمر خواهيد داشت.
از خواندن مجلات مربوط به زيبايی پرهيز كنيد. تنها خاصيت آنها اين است كه به شما بقبولانند زشتيد.
دستورالعملها را بخوانيد، حتی اگر از آنها پيروی نمیكنيد.
در شناخت پدر و مادر خود بكوشيد. هيچ كس نمیداند كی آن ها را برای هميشه از دست خواهد داد.
با خواهران و برادران خود مهربان باشيد، آنها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به ظن قوی، كسانی كه بيش از هر كس ديگری در آينده به شما خواهند رسيد.
به ياد داشته باشيد كه دوستان میآيند و میروند ولی آن تك و توك دوستان جانی خود را حفظ كنيد. براي پل زدن ميان اختلافهای جغرافيايی و روشهای زندگی سخت بكوشيد، زيرا هر چه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پی میبريد كه به افرادی كه در جوانی میشناختيد محتاجيد.
سفر كنيد.
برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمتها صعود میكنند، سياستمداران كلك میزنند، شما هم پير میشويد. و آن گاه كه شديد، در تخيلاتتان به ياد میآوريد كه وقتی جوان بوديد قيمتها مناسب بودند، سياستمداران شريف بودند، و بچهها به بزرگترهايشان احترام میگذاشتند.
به بزرگترها احترام بگذاريد.
توقع نداشته باشيد كه كس ديگری نان آور شما باشد. ممكن است حساب پساندازی داشته باشيد، شايد هم همسر ثروتمندی نصيبتان شده باشد، ولی هيچ گاه نمیتوانيد پيشبيني كنيد كه كدام خالی میشود يا جا خالی میدهد.
خيلي به موهايتان ور نرويد، وگرنه وقتی چهل سالتان شد شبيه موهای هشتاد سالهها میشود.
دقت كنيد كه نصايح چه كسي را میپذيريد، اما با كساني كه آنها را صادر میكنند بردبار باشيد. نصيحت، گونه ديگر غم غربت است. ارايه آن روشی است براي بازيافت گذشته از ميان تل زبالهها، گردگيری آن، و ماله كشيدن بر روي زشتیهايش و مصرف دوباره آن به قيمت بالاتر از آن چه ارزش دارد.
اگر نخواستيد توصیههايم را گوش كنيد، نكنيد. اما حرفم را در مورد كرم ضد آفتاب بپذيريد.
گزیده:
ندارد.


شهاب
26 اسفند 1391 در 00:00درود بر استاد عزیز
این متن را قبلا هم خوانده بودم ولی اینبار با دقت بیشتری خواندم و لذت بردم.
بنظرم تا 100 بارهم جای خواندن و یاد گرفتن دارد.
شاد باشید.
محسن
26 اسفند 1391 در 00:00اين متن هميشه مرا به ياد جلسه ي اخر و به ياد ماندني كلاس يو ام ال خواهد انداخت…
اين متن را از زبان شما بايد شنيد خواندنش لطفي ندارد…!
—————
سلام محسن جان
از لطف و محبت شما سپاسگزارم.
دلم برای همه شما تنگ شده است.
امیدوارم هر چه زودتر دیدارها تازه گردد.
مهرداد
حسین
5 دی 1395 در 11:38خیلی خوب بود ممنون
راهنمایی | سُماموس
10 آذر 1399 در 21:14[…] مشورتیام را با کسی در میان بگذارم، یاد نوشتهی “کرم ضد آفتاب بمالید” میافتم که نویسنده پس از کلی نصیحت گفته بود: […]