درگذشت پدر 11 شهریور 1388
خداوند رفتگان همه را رحمت كند.دو هفته پيش، پنجشنبه بيست و نهم مرداد، پدر، جان به جان آفرين تسليم كرد. خدايش رحمت كند. جايش خيلي خالي است و لحظات يادآوري خاطراتش، آزاردهندهترين لحظات زندگي است.
باز باران 22 فروردین 1388
در اين روزهای بارانی به ويژه هنگامي كه چتر به همراه نداشته باشي، با اين كه براي همه باعث دردسر است اما براي من يادآور بهترين خاطرات است. چرا كه من از دور دستها آمدهام، از مزارع گندم، ….با تو ايمنمو با تو سرشارماز هر چه زيبايي استپناهم باشتا سنگيني غربتاز شانه هايم فرو ريزدو […]
وداع دوستان (2) 14 آذر 1387
احمد هم رفت. هنوز هفت ماه از رفتن نوید نگذشته است که احمد عزیز هم رفت. بازهم باید این جمله را تکرار کنم که «صرف نظر از دليل رفتن عزيزانمان، نتايج آن براي كشورمان و مهمتر از آن، براي خودمان، اسفبار است. »خدا پشت و پناهشان. گزيده:موطن آدمی را بر هیچ نقشهای نشانی نیستموطن آدمی […]
تولدت مبارک 13 مرداد 1387
امروز وبلاگ سماموس دو ساله شد.صبح روز جمعه سیزدهم مردادماه سال 1385 ساعت 9 صیح، سماموس متولد گرديد. در كنار همه آموزهها و تجربهها، بزرگترين دستاورد وبلاگ سماموس برايم، ارتباط با دوستان عزيزي است كه سعادت ديدار برخي از آنان هنوز ميسر نشده است.هيچگاه در باورم نميگنجيد كه توان و وقت ادامه اين كار را […]
وداع دوستان 14 اردیبهشت 1387
اين روزها به هر دوستي كه ميرسي، در هر مصاحبه استخدامي كه شركت ميكني، بدون نياز به پرسيدن اين سئوال كه آيا براي اقامت در خارج از كشور اقدام كردهاي يا نه؟ بايد تنها پرسيد كي اقدام كردهاي و مقصدت كجاست؟ كانادا يا استراليا.صرف نظر از دليل رفتن عزيزانمان، نتايج آن براي كشورمان و مهمتر […]
به یاد افشین 16 بهمن 1386
امروز نامهای از دوست خوب و همکلاسی قدیمیام، فرهاد داشتم راجع به جایزه سالانه “افشین جعفری مژدهی” برای بهترین مقاله دانشجویی در موضوع اقتصاد. آدرس ارسال شده را دنبال کردم و ….روحش شاد. همکلاسی با معرفت، بمب خنده، باهوش و فعال در امور درسی و دانشجویی. با بیماری سختی دست به گریبان بود. آخرین باری […]
