خاطرات
آشفتگی (Chaos)

این روزها بخشی از زمانم درگیر پروژه‌ای هستم که حدود پانزده دانشجو در آن مشغول به برنامه‌نویسی هستند. قرار است که نقش راهنما (منتور) را داشته باشم ولی این نقش را نمی‌توانم درست انجام بدهم، زیرا: – پیش‌نیازهای زبان انگلیسی محاوره‌ای: در زبان فارسی اگر کسی عبارت “رفت تو دیوار” را در یک تیم نرم‌افزاری […]

خاطرات
تغییر نام دانشکده

امروز ایمیلی از دانشکده دریافت کردم که نوشته بود قرار است نام دانشکده از “مهندسی برق و کامپیوتر” به “مهندسی برق و نرم افزار” تغییر پیدا کند. The School is considering a proposal to change the name of the Department to “Electrical and Software Engineering” to recognize the strong growth of the Software Engineering programs. […]

خاطرات
آموخته‌های کلاس دکتر پوچارد

به عنوان بخشی از وظایف دانشگاه باید دست‌یار آموزشی یا TA یا Teacher Assistant باشیم. کار تی‌ای، حضور در آزمایشگاه‌ و تصحیح تمرین‌ها است. در آزمایشگاه یا به اصطلاح لب (Lab)، دانشجویان تمرین‌ها را انجام می‌دهند و شما به عنوان تی‌ای باید اشکالات آنها را رفع کنید و به سوالات آنها پاسخ بدهید. یک نوع […]

خاطرات
ای-تبریک

به لطف تکنولوژی (اینترنت، موبایل، نرم افزار پیام‌رسان) و به کمک حنیف و علیرضا، امروز موفق شدم از راه دور، روز معلم را به آقای داوری تبریک بگویم و حدود چهل دقیقه‌ای به اتفاق احمد با ایشان صحبت کنیم. بی‌خبر از آقای داوری و برای این که ایشان را شگفت‌زده کنیم، زحمت آماده‌سازی ابزارها را […]

خاطرات
روز معلم

فردا روز معلم است! آرزو دارم همه‌ی معلمان سرزمین‌ام مصداق این شعر حافظ باشند که: سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام دلم برای […]

خاطرات
کووید-19

بیش از دو هفته است که به دلیل همه‌گیر شدن ویروس کورونا (کووید-19)، کلاس‌ها و جلسه‌های حضوری دانشگاه تعطیل شده است و باید از خانه درس و تحقیق را انجام بدهیم. شرایط زندگی، جدید، عجیب و کاملا دشوار است. مرز شب و روز از یک طرف و مرز کار دانشگاه و زندگی از طرف دیگر، […]

خاطرات
بنیاد لیلی

همیشه دوست داشتم روزی به یاد مادر مهربانم بنیادی تاسیس کنم به نام «بنیاد لیلی» که ماموریت‌اش کمک به بهبود آموزش دانش‌آموزان باشد. مادرم زن مهربان، بخشنده‌ و در عین حال زحمت‌کشی بود و البته الگوی بسیار خوبی برای من. هر چند تاکنون شرایط تاسیس این بنیاد را نداشته‌ام، اما یاد مادرم پیش‌ران و انگیزه‌ی […]