developer: I’ll need to konw your requirements before I start to design the software.
user: OK.
developer: First of all, what are you trying to accomplish?
user: I’m trying to make you desgin my software.
developer: I mean what are you trying to accomplish with the software?
user:I won’t know what I can accomplish until you tell me what the software can do.
developer: Try to get this concept through your thick skull: The software can do whatever I design it to do!
user: Can you design it to tell you my requirements? ![]()
![]()
Reference: cs.uwaterloo.ca
Quote:
We have to stop optimizing for programmers and start optimizing for users. Jeff Atwoo
Reference:comp.nus.edu.sg

مظفری
10 مهر 1390 در 00:00سلام
خیلی جالب بود
هم متن هم quote
—————————–
سلام آقای مظفری عزیز
حال شما چطوره؟ سایر دوستانتان خوب هستند؟
از لطف شما سپاسگزارم
مهرداد
مظفری
10 مهر 1390 در 00:00سلام
خیلی جالب بود
هم متن هم quote
—————————–
سلام آقای مظفری عزیز
حال شما چطوره؟ سایر دوستانتان خوب هستند؟
از لطف شما سپاسگزارم
مهرداد
امیر جلیلی
11 مهر 1390 در 00:00خیلی جالب و قابل تامل بود استاد..
استاد سوالی از شما دارم..
وقتی یک برنامه نویس یا تحلیل گر وارد پروسه تولید نرم افزار میشن , در ایران اولین چیزی که بهشون گفته میشه اینه که : وقت اصلا نداریم و فرصت تحلیل به اون صورتی که شما مد نظرتون هست نیست و سریع یه تحلیلی از کار روی یه کاغذی چیزی واسه خودتون بدید و کار رو شروع کنید. خلاصه استاد من تا به حال پروژه ای ندیدم که بگن وقت داریم و میخواهیم اصولی کار کنیم و نیازمندی ها رو به صورت دقیق دربیاریم و ….
اولش در اتاق جلسه حرف های قشنگ و امیدواری دادن که با یه تحلیل سریع هم میشه کار رو پیش برد و بعدش در وسط های پروژه تا پایان دعوا و مرافعه و تقصیر رو گردن هم انداختن.
استاد آیا اشتباه از من هست که طرز فکر درستی ندارم و یا من دارم درست فکر میکنم که باید تحلیل درستی از مساله بشه و مشکل از مدیران و مشتری هستش.
راه حل در روبرو شدن با چنین شرایطی برای من به عنوان برنامه نویس یا تحلیل گر نرم افزار چیه؟به عبارت دیگه راه روبرو شدن با آفت وقت نداریم چیه؟
استاد چون من واقعا هرجوری که فکرش رو کنید تلاش کردم تا مدیران و یا مشتری نرم افزار رو (شامل یک سازمان یا فرد عادی) متقاعد کنم که درست کار کردن و داشتن دید درست از نرم افزاری که قرار هست تولید بشه و نیازمندی ها و تحلیل کامل مسئله به نفع خودشون هست اما قبول نمیکنن و چون این مشتری عموما مدیران سازمان من هستند نمیتونم از دستورشون هم سرپیچی کنم و مجبورم به خاطر فشار اونها کار رو از طریقی انجام بدم که میدونم مشکل ساز خواهد شد نرم افزار تولید شده عموما شکست میخوره یا هزینه زیادی برای اون سازمان خواهد داشت.
ممنون میشم راه مواجهه با این مشکل رو بهم بگید.
با تشکر
———————————————————
آقاي جليلي عزيز
سلام،
پيشنهاد ميكنم كه جلسهاي را تنظيم فرماييد تا صورت مسأله را بهتر دريابم. ترجيح ميدهم كه نمونه كارهايي كه انجام دادهايد را از نزديك ببينم، اگر سازمان مطبوع شما مجوز آن را صادر كند.
پس از آن در اين مورد بيشتر صحبت كنيم و اشكالات كار خودمان (به عنوان متخصص توليد نرمافزار) را بيشتر بدانيم و نسبت به رفع آن بكوشيم.
به اميد ديدار
مهرداد
سلام
26 آذر 1390 در 00:00سلام
این موضوع را در یکی از کاریکاتورهای دیلبرت دیدم
اگر از اصل کاریکاتور استفاده کنید جالب تر می شود
——————————–
سلام
خيلي ممنون از راهنمايي شما.
لطفاً آدرس آن را برايم ارسال فرماييد.
سپاسگزارم.
مهرداد