آدرس مقاله زير که در آن آقای Scott Ambler نحوه نگاشت مفاهيم شیءگرا به بانکهای اطلاعاتی رابطهای را به تفصيل بررسی کرده است به دوستان خوب کلاس الگوهای طراحی قول داده بودم، که هر چند با تأخير در اينجا قرار دادهام.
عنوان: Mapping Objects to Relational Databases: O/R Mapping In Detail
گزيده: (تفاوتهای من و رئيسم)
وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند.

مهدی
1 خرداد 1386 در 00:00خسته نباشید. مثل همیشه مقاله بسیار جالبی معرفی کرده اید. مقالاتی از این دست به یادگیری مفاهیم پایه در ذهن عمق بیشتری می بخشند.
اما باید توجه کرد که در حل مسائلی از این دست در نهایت آنچه بکار می آید (و لذت حل مسئله هم در آن است) خلاقیت است. این الگوها اگرچه بسیار کارآمد و در اغلب موارد حلال مشکلات هستند اما یک مهندس نرم افزار هرگز نباید خود را در حصاری از الگوهای از پیش تعریف شده ببیند. به عبارت دیگر محصور شدن در الگوها بهمان اندازه ناشایسته است که عدم آشنایی با آنها.
شاید آوردن مثالی دراین باره خالی از لطف نباشد. همانگونه که میدانید دوستانی که در زمینه موسیقی کار می کنند آموزشها زیادی از تکنیک های این رشته از هارمونی آهنگسازی کنترپوان فرم فوگ و غیره می بینند که همه آنها مجموعه ای از قوانین و الگوهای هنرمندی! است. در عین حال بتهوون می گوید: هیچ قانونی نیست که برای رسیدن به زیبایی نتوان از آن سرپیچی کرد.
به دوستان توصیه می کنم دوباره مطلب الگوهای طراحی، محاسن و معایب (Design Patterns Pros Cons) را مطالعه کنند.