فرآیندهای آینده تولید و توسعه نرم‌افزار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

داده‌های زیر برآوردهای Walker Royce است از سه دسته فرآیند تولید نرم‌افزار: فرآيندهای آبشاری، فرآیندهای تکراری و فرآیندهای آینده.
نکات مهم در داده‌های زیر را می‌توان در دو بخش خلاصه کرد:
1- اتوماتیک کردن هر چه بیشتر پياده‌سازی و بازبه‌کارگیری مؤلفه‌های نرم‌افزاری باعث کاهش حجم فعالیتهای پیاده‌سازی و افزایش بار فعالیتهای طراحی خواهد گردید.
2-بلوغ روشهای تولید تکراری و نیز معماری‌های مبتنی بر وب منجر به افزایش نقش فعالیتهای استقرار در چرخه تولید نرم‌افزار خواهند گردید.
3- اختلاف حجم فعالیتهای دیسپیلین‌ها رو به کاهش گذاشته و به تعادل نزدیک گردیده است.

Workflow

Future

Process

Iterative

Process

Waterfall

Process

Management

12%

10%

5%

Requirements

12%

10%

5%

Design

20%

15%

10%

Implementation

14%

25%

30%

Test

18%

25%

40%

Deployment

12%

5%

5%

Environment

12%

10%

5%

100%

100%

100%

What is a Service-Oriented Architecture

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

SOA is different things to different people:

for Business Executive, Consultant:
a set of services that a business wants to expose to their customers and partners, or other portions of the organization

for Architect:
– an architectural style which requires a service provider, requestor and a service description
– a set of architectural principles, patterns and criteria which address characteristics such as modularity, encapsulation, loose coupling, separation of concerns, reuse, composability and single implementation

for Developer:
a programming model complete with standards, tools and technologies such as Web services

گزیده:
هلیا! برای دوست داشتن هر نفَس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را و – برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را.
نادر ابراهیمی

آفت بچه‌ی زشت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

نکته جالبی از وبلاگ شارپدیا خواندم که جالب بود.

“افرادی وجود دارند که نتیجه‌ی کارشون رو حتی از بچه‌شون هم بیشتر دوست دارند. کسی جرات داره بهشون بگه که بچه‌ات زشته ؟!

چه راه‌حلی وجود داره که بتونید یه جوری متقاعدش کنید که بچه‌اش زشته؟ ازش که انتظار ندارید بره بچه‌اش رو سربه‌نیست کنه؟ حالا گیریم که شما ازش این انتظار رو داشتید، اون اینکار رو می‌کنه؟

راستی،‌ تا کجا باید این «تلاش برای متقاعد کردن» رو ادامه داد”

موضوع برایم جالب بود به خصوص نمونه‌های آن در کارهای فنی. با خودم فکر کردم که اگر کسی از کارم ایراد بگیرد چه خواهم کرد؟ چرا که به قول قدما بهتر است اول یک سوزن به خودم بزنم بعد یک جوالدوز به دیگری. پیشنهاد می‌کنم شما هم سوزنی به خود بزنید.

توضیحات پویای عزیز به این مطلب که خواندنی است:
… بسیار جالب بود،و من شخصا بارها تجربه این را داشته‌ام که به حق باید بچه زشت خودم را در کار می‌کشتم، و اعتراف می‌کنم بسیار سخت است، من که فکر می‌کنم همیشه نتونسم به راحتی حقیقت رو در این زمینه بپذیرم، هرچند همیشه سعی می‌کنم بیشتر ازقبل و راحت‌تر خودم رو متقاعد کنم و اینکه به تجربه فهمیدم هرکدوم از این قتلها باعث پیشرفت من شده‌اند.

گزیده:
درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

سال نو مبارک

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

سلام، سال نو مبارک.
آغاز سالی دیگر، تکراری دیگر، نو شدنی دیگر را به همه شما خوبان شادباش عرض می‏کنم.
بهترین آرزوها پیش‏کش مهرتان.
به یاد گل‏آقا، شعر زیر را از وب سایتش انتخاب کردم تا تقدیم نمایم.
ایام به خیر و به میل

قصيده بهاريه نوروزيه!

حمد بي پايان به گرداننده ليل و نهار
كز سر ما سوز سرما رفت و پيدا شد بهار
گرچه يك سال دگر از عمر ما بگذشت، ليك
بود توأم با سرافرازي و مجد و افتخار
گوسفند آمد ز گرد راه، طي شد سال اسب
شو پياده عازم باغات و سوي لاله‌زار
چون زمستان شد فراري، ديگر از سرما مترس
كم كمك برخيز و آن رخت كلفت از تن درآر
شد عمو نوروز وارد مقدمش نيكو بدار
آنكه هر دم مي‌كشيدي مقدمش را انتظار
هفت سين آماده كن، آجيل و شيريني بخر
بهر خوردن، روي ميز آماده كن سيب و انار
دست در جيب مبارك كرده و عيدي بده
جان من، از دادن عيدي مكن هرگز فرار
روز نوروز است، شيرين باش چون نقل و نبات
هان مبادا تلخ باشي همچو برج زهر مار!
اول سال است و ماه خنده و عيش و نشاط
از براي بچه‌ها كن بزم شادي برقرار
عيد نوروز است در منزل چرا بنشسته‌اي؟
از براي سير در باغ و چمن شو رهسپار
آذر و دي، بهمن و اسفند رفتند و رسيد
ماه فروردين، پر از گل شد زمين در نوبهار
وقت آن شد كز پي تفريج و گردش رو كنيم
جانب دشت و دمن، لذت بريم از كوهسار
در چمن‌ها قمري و دراج، هر سو پرزنان
سوي ديگر نغمه خوان بلبل به روي شاخسار
گور باباي زياد و كم، نمي‌خندي چرا؟
چيست حاصل از شكايت كردن و داد و هوار؟
بنده هم مثل شما يك لاقبا هستم، ولي
شادمان هستم، ندارم شكوه‌ها از روزگار
خود قضاوت كن كه از اين دو كدامين بهتر است
«خنده كردن قاه قاه و گريه كردن زار زار»
شعر من آمد به پايان خواهم از لطف خدا
ملت ايران بماند جاودان و برقرار

گل مولا

گزیده:
بکوش تا زیبایی در نگاه تو باشد، نه در آن چه که می‌نگری. آندره ژید
(به نقل از دوست خوبم علی)


Common Misconceptions about Software Architecture – Part III

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Architecture is the work of a single architect.”
“A great architecture is the work of a single architect. ” Fred Brooks wrote this in 1975.
Granted, there are some great examples of this: But in practice, geniuses are rare, and in many organizations good architectures are most often the work of a small group of people working as a team.
The architecture team acts as a team as defined by Katzenbach and Smith A team is a small number of people with complementary skills who are committed to a common purpose, performance goals, and approach for which they hold themselves mutually accountable.
So the architecture team is not a committee, meeting every Tuesday at 15:00; it is not a problem clearinghouse; it is not an ivory tower, a resting place for successful but tired designers.
Especially for complex systems, a well-chosen architecture team is needed to bring the right mix of domain and software engineering experience, and the right mix of design specialties (hence minimizing the [my favorite architecture] effect mentioned above). The architecture team needs significant flexibility in composition and structure. Some of the architects may become the architects of subsystems, once those have been defined.
However, it is important to have a clearly designated team leader: a lead software architect who can drive the effort, arbitrate, resolve conflicts, and bring timely closure to project tasks.
Philippe Kruchten

گزیده:
«موفقيت» به دست‌ آوردن چيزی است که دوست‏داری و «خوشبختی» دوست داشتن چيزی است که به دست ‌آورده‌ای.

گروه 99

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می‏کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی‏دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می‏زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می‏کرد، صدای ترانه‏ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‏شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: “چرا اینقدر شاد هستی؟” آشپز جواب داد: “قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می‏کنم تا همسر و بچه‏ام را شاد کنم. ما خانه‏اي حصیری تهیه کرده‏ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…”
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : “قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.”
پادشاه با تعجب پرسید: “گروه 99 چیست؟؟؟”
نخست وزیر جواب داد: “اگر می‏خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید اين کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!”
پادشاه بر اساس حرفهای نخست‏وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه‏های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه‏های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق‏ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده‏اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‏خواند؛ او فقط تا حد توان کار می‏کرد!!!
مرجع: از نامه‏های ارسالی دوست خوبم مرتضی
گزیده:
زندگي پل است. از آن عبوركنيد، ولي روي آن چيزي بنا نكنيد. بودا

بازگشت به اینترنت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بیش از یک هفته بود که از نعمت اینترنت محروم بودم. بعد از مدتها، امروز ارتباط با اینترنت دوباره برقرار شد. احساس خوبی است، احساس ارتباط با دهکده جهانی

گزیده:

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید