Performing use-case realizations

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

ماهنامه Rational Edge مقاله نسبتاً جالبی در مورد نحوه تحقق‏بخشی موارد کاربرد در شماره اخير آورده است. مهمترين بخش آن آورده Best Practice هايی در اين مورد است که عبارتند از:

* Design use-case realizations in team sessions.
* Communicate design ideas using interaction diagrams.
* Apply design and responsibility patterns.
* Code responsibility abstractions during design sessions.
* Get clearance before making major design changes.
* Audit changes that occurred during design implementations.

آدرس مقاله به شرح ذيل است. http://www.ibm.com/developerworks/rational/library/jun07/cuellar/index.html

گزیده:

Sometimes i wish that i had never met you, so i could go to sleep at night not knowing there was someone like you out there.
– from Good Will Hunting movie

Object Oriented Analysis and Design with Applications 3rd Edition

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بالاخره ويرايش سوم کتاب “تحليل و طراحی شیءگرا با کاربردها” از پير دنيای مهندسی نرم‏افزار، گريدی بوچ به بازار آمد. واقعاً بيراه نگفته‏ام، که اين کتاب، کتاب مقدس علاقمندان به شیءگرايی در دهه آخر قرن بیستم و حتی بعد از آن بود. نسخه اول آن سال 1991 و ويرايش دوم آن در سال 1994 به بازار آمد. نسخه اول آن را از آقای مهندس رامين عرفانيان دريافت کردم. فوق‏العاده پرمحتوا، سخت و جذاب.
ويرايش جديد آن با اضافاتی که در پايين آمده، همراه بوده است. خبر نسخه جديد آن را اولين بار در وبلاگ دوست عزيز، آقای مهدی خواجه ديدم و فی‏الفور آن را تهيه و مطالعه کردم. مطالعه آن را از دست ندهيد.

  • An introduction to the new UML 2.0, including the notation’s most fundamental and advanced elements with an emphasis on key changes

جنبه‏گرايی (Aspect Orientation)

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Aspect Oriented شايد يکی از قشنگترين بحثهای نسبتاً جديدی است که در حوزه مهندسی نرم‏افزار ارائه شده است. هر چند نمی‏توان در اينجا خيلی درباره آن صحبت کرد، ولی ذکر مثال ساده‏ای از آن خالی از لطف نيست.

اگر خيلی ساده بخواهم آن را توضيح دهم شايد بهتر است بگويم که در دنيای شیءگرايی، اشيا به صورت ايستا همديگر و محيطشان را می‏شناسند. يکی از عوامل تغيير نرم‏افزار تغيير اين ساختار ايستا مثلاً محيط است. می‏خواهيم با اين رويکرد کاری کنيم که اشيای نرم‏افزاری از محيطی که در آن استقرار می‏يابند، بی‏اطلاع باشند.

چون نتوانستم کد مثال را در اينجا قرار دهم، دو آدرس زير را از اينترنت پيدا کرده و در زير آورده‏ام.

Developing a Simple Aspect

Hello World (AspectJ) –

نکته: حتی اشيا هم دارند ياد می‏گيرند که جنبه داشته باشند.
گزيده:

“Oh yes, the past can hurt. But, you can either run from it or, learn from it.”

– from The Lion King

کاربردهای اينترنت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بعضی اوقات در زندگی اتفاقاتی می‏افتد که مفاهيم رنگ کاربرد به خود می‏گيرند و آنگاه است که مفاهيم بازتعريف می‏شوند.
يادم است زمان دانشجويی‏، جزوه گرفتن از همکلاسی، عبارت بود از به امانت گرفتن جزوه، کپی‏برداری يا تصحيح جزوه شخصی از روی آن. اواخر ترم جاری ايميلی روی گروهی که دانشجويان درس شیءگرایی، آقای صبوريان و من عضو آن هستيم، ارسال شده بود که عنوان آن “جزوه” بود. ايميل شامل فايل pdf که اسکن شده جزوه يکی از دانشجويان بود که برای ساير دانشجويان ارسال کرده بود. باور کنيد آن قدر موضوع برايم جالب بود که مدت زيادی به اين موضوع فکر کردم که چگونه تکنولوژی و ابتکار، مفاهيم را بازتعريف و مسائل را به شکل ديگری حل می‏کنند و چقدر ما به دليل “شرطی شدنمان” قدرت ابتکارمان را از دست داده‏ایم.

گزیده:

Worrying is like a rocking chair it gives you something to do, but doesn’t get you anywhere.

– Van Wilder

وقتی چرخ‏دنده‏ها از تعادل خارج می‏شوند

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

روزی با يکی از دوستانم قرار داشتم. قرارمان عصر بود. دوستم با يک ساعت تأخير آمد. گفتم چطور شد که دير کردی؟ گفت صبح يک ساعت ديرتر از منزل بيرون آمدم، تمامی کارهای من از صبح به اندازه يک ساعت با تأخير شروع شده است.
حکايت من هم در اين دو هفته همين بود. برای انجام کاری، دو روز روال عادی زندگی، دستخوش تغيير شد. به مدت دو هفته، به دنبال اين بودم که چرخ‏دنده‏ها به جای اولشان برگردند! نمی‏دانم چقدر با نظريه آشوب (Chaos) آشنا هستيد. می‏گويند قرن بيستم تحت تأثير سه نظريه بوده است. نظريه نسبيت انشتين، نظريه عدم قطعيت هايزنبرگ و نظريه آشوب. طبق اين نظريه، همه چيز در آشوب است. بنابراين دنبال تعادل گشتن، خيلی منطقی نيست. اما اين گونه سيستمهای دارای الگوهای خودمانا هستند، بنابراين تنها کاری که بايد انجام داد، اين است که الگوها را در آن بيابيم و ديگر هيچ.

گزيده:

Life moves pretty fast. If you don’t stop and look around once in a while, you could miss it.

– from Ferris Bueller’s Day Off

در جمع من و اين بغض بی‏قرار، جای تو خالی.

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

مهدی عزيز خواسته بودند که نام شاعر شعری که در مطلب قبلی نوشته بودم، را قید کنم. حدود سيزده سال پيش، کاستی با صدای خسرو شکيبايی، با آهنگ زمينه‏ای از کيتارو (آهنگساز جاده ابريشم) که مربوط به فيلم “روزی، روزگاری” بودو با اشعاری از “سید علی صالحی” با نام “نامه‏های ری را” (اگر درست به ياد بياورم)به بازار آمد. اشعار، فوق‏العاده زيبا بودند. بخشهايی از شعر در خاطر من ماندگار شده است که “من از دوردستها آمده‏ام” بخشی از آن است. تنها دليل اين امر، زيبایی فوق‏العاده شعر بوده است.
در اينترنت جستجو کردم و بخشهايی از نامه‏های عاشقانه ری‏را را پيدا کردم و در زير آدرس دادم، توصيه می‏کنم که کاست آن را حتماً تهيه نماييد. متأسفانه اين کاست را در اختيار ندارم.
بخشهايی از نامه‏های ری‏را را که دوست دارم در زير آورده‏ام.

سايت سيدعلی صالحی:http://www.seyedema.com
کاستها: http://www.seyedema.com/content/view/78/9

سلام.
حال همه ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاهی خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .
با این حال هم اگر عمری باقی ماند طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان .
تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود
می دانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است .
اما تو لااقل گاهی هراز گاهی ببین انعکاس تبسم رویا، شبیه شمایل شقایق نیست.
راستی خبرت دهم :
خواب دیدم خانه ای خریده ام .
بی در
بی پرده
بی پنجره
هی بخند ‌‌‌.
بی پرده بگویمت چیزی نمانده است من ۴۰ ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت .
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر از فراز کوچه ما می گذرد .
باد بوی نامه های کسان من می دهد .
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری .
نه ری را جان نامه ام باید کوتاه باشد .
ساده باشد .
بی حرفی از ابهام و آینه .

از نو برایت می نویسم حال همه خوب است اما تو باور مکن .

————————————————————

با تو ايمنم
و با تو سرشارم
از هر چه زيبايي است
پناهم باش
تا سنگيني غربت
از شانه هايم فرو ريزد
و ملال تنهايي از چشمهايم
من از دور دستها آمده‏ام
از مزارع گندم
و از سرزميني که آسمانش
تنها دو پيراهن دارد
روزها آبي مي‏پوشد
وشبها پيراهني بلند
که تاب مي خورد
در رقص هزار و يک ستاره روشن
من از دور دستها آمده‏ام
از کوچه هاي کودکي
از شهر رنگين قصه‏هاي پدر
در شبهاي کشدار زمستان
و از چشمان هستي بخش مادرم
که تمام مهربانيش را
در نگاهش به من مي‏بخشيد
باورم کن که شعر در من
طغيان يگانگي است
و حماسه دوست داشتن
من ديگرگونه دوست مي‏دارم
و ديگر گونه يگانه‏ام
مرا تنها مي توان با من سنجيد
و تو را تنها با تو
که سالهاست در جستجويت بوده‏ام
با تو آبي مي‏بينم
تمام بينايي‏ام را
چشمانت
شکوه شکيبايي
گيسوانت ادامه باران ها
و دلت
ترانه درياهاست
زمزمه سرانگشتان باد
در خواب خوش گيسوانت
زيبايي شاعرانه‏اي است
که دلم را به بازي مي گيرد
و نجابت کلامت
آنچنانکه
هر کلام ديگري را بي رنگ مي کند
در چشم انداز هر کجاي طبيعت
تو را مي بينم
در چشمه، در رود، در دريا
در گل، در درخت، در جنگل
در کوه، در دره، در صحرا
با اين همه
هنوز در تو حيرانم
که تمامي عشقي در يک وجود
وتمامي آرزويي
در يک لباس
با هرچه عشق نام تو را مي توان نوشت
با هر چه رود راه تو را مي توان سرود
بيم از حصار نيست كه هر قفل بسته را، با دست هاي روشن تو مي توان گشود

گزیده:
از مخالفت نهراسيد.بادبادك هنگامي بالا مي رود كه با باد مخالف مواجه شود. چرچیل

وقتی عکس‌ها حرف می‌زنند؛ هيس!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

حتماْ عکسهای زیر را به دقت مشاهده کنید.

وقتی عکس‌ها حرف می‌زنند؛ هيس! (1)

وقتی عکس‌ها حرف می‌زنند؛ هيس! (2)

من از دور دستها آمده ام
از مزارع گندم
و از سرزميني که آسمانش
تنها دو پيراهن دارد
روزها آبي مي پوشد
وشبها پيراهني بلند
که تاب مي خورد
در رقص هزار و يک ستاره روشن.

گزیده:
پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنستکه بعداز هر زمين خوردنی برخيزی. مهاتما گاندی
مرجع:کلمات قصار

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید