با هم این کار رو انجام می‌دیم!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دکتر خوب (Good Doctor) سریال جذابی است؛ البته اگر نیم‌چه علاقه‌ای هم به پزشکی و جراحی دارید، پیشنهاد می‌کنم آن را نبینید، چون بخش مهمی از سریال، بیانگر سختی‌های کار پزشکان جراح است. دست همه‌ی پزشکان دلسوز درد نکند. امیدوارم همیشه تندرست و شاد باشند.

نقش اصلی داستان سریال، پزشک جوانی است به نام شاون مورفی(Dr. Shaun Murphy) که دوره‌ی رزیدنتی خود را در یک بیمارستان می‌گذراند. او دارای بیماری اوتیسم است و آرون گلسمن (Dr. Aaron Glassman)، رییس بیمارستان، که با وی آشنایی قبلی دارد برای آن که مجوز حضور وی در بیمارستان را از کمیته‌ی بیمارستان دریافت کند، قول می‌دهد که اگر شاون دچار اشتباهی شد، شاون را از بیمارستان اخراج کند و خودش نیز از ریاست بیمارستان استعفا بدهد. رییس بخش جراحی، دکتر مارکوس اندروز (Dr. Marcus Andrews)، از این موضوع استقبال می‌کند، چرا که گزینه‌ی بعدی ریاست بیمارستان بعد از دکتر گلسمن است.

روش کار بیمارستان این است که پزشکان رزیدنت در قالب یک تیم، زیر نظر پزشکان جراح بیمارستان کار می‌کنند. در یکی از قسمت‌ها شاون در تیمی است که زیر نظر دکتر نیل ملندز ( Dr. Neil Melendez) کار می‌کند. پزشکان رزیدنت در اتاق عمل به همراه پزشک جراح حضور پیدا می‌کنند و وی را در انجام عمل جراحی همراهی می‌کنند تا آموزش ببینند.

در یکی از قسمت‌ها، شاون می‌فهمد که دکتر گلسمن (رییس بیمارستان؛ که رابطه‌ی نزدیکی هم با او دارد) بیمار است و دچار سرطان مغزی شده است. این اتفاق باعث می‌شود که شاون موقع عمل جراحی تمرکز نداشته باشد و با فشار نامتعارف یکی از ابزارهای پزشکی، به بیمار آسیب بزند و بیمار بعد از عمل جراحی، کماکان شرایط نامساعدی داشته باشد. دکتر اندروز (رییس بخش جراحی) از موضوع خبردار می‌شود و دکتر ملندز، مدیر شاون مورفی، را تحت فشار قرار می‌دهد. یادتان باشد که اشتباه شاون مساوی است با اخراج وی و استعفای گلسمن و ریاست اندروز؛ (اندروز هنوز نمی‌داند که گلسمن بیمار است)

حالا بعد از عمل جراحی و ناپایدار بودن وضعیت جسمی بیمار، آنها حدس می‌زنند که مشکل از کجاست ولی مطمئن نیستند. بیمار دوباره به اتاق عمل برده می‌شود. دکتر ملندز مشغول جراحی است اما مطمئن نیستند این کار باعث درمان بیمار شود.

و اما بخش مهم داستان و گفتگوی شاون و دکتر ملندز موقع عمل جراحی ….

شاون: می‌تونم من انجام بدم؟
ملندز: این کار خیلی حساسیه
شاون: نه، این طور نیست. ممکنه جواب بده، ممکنه جواب نده. اگر ایده‌ی من اشتباه باشه، بیمار به محض این که مرحله‌ی بعدی رو انجام بدیم، می‌میره. شما نباید با تبعات (عواقب) این اتفاق زندگی کنی. (مسئولیت تبعات اشتباه من نباید به دوش شما بیفته )
ملندز: هر اتفاقی که توی این اتاق بیفته، مسئولیتش بر عهده‌ی منه. ما با هم این کار رو انجام می‌دیم.

Melendez: Everything that happens in this room is my responsibility. We’ll do it together.

 

ای کاش همه‌ی ما یاد می‌گرفتیم؛ و بزرگ‌ترها بیشتر!

خاطرات: بامرام!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

درس‌های نرم‌افزاری از واکسیناسیون

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یک نکته جالب اینجا این است که همه چیز در کمال خونسردی و آرامش انجام می‌شود و برای من که به سیستم “بدو بدو” و “عجله‌ای”‌ عادت کردم، این موضوع در ابتدا آزاردهنده است.

دیروز با رویا رفته بودیم درمانگاه نزدیک خانه تا واکسن آنفلوآنزا بزنیم. واکسیناسیون یک طرح استانی است که برای همه انجام می‌شود. صف بود و کمی هم توی صف منتظر ماندیم و بعد هم که نوبت ما شد، رفتیم تا اطلاعات ما را ثبت کنند. یک خانم میان سال پشت میز نشسته بود و یک لپ‌تاپ هم جلوی ایشان بود. مدتی طول کشید تا اطلاعات ما را ثبت کند. چون ما تازه وارد این استان شدیم، ایشان باید اطلاعات ما را از ابتدا و کامل وارد می‌کرد؛ یک جا هم نمی‌دانست که چه کاری باید انجام بدهد، سرپرستش را صدا کرد و از او پرسید. از ما هم به خاطر تاخیر عذرخواهی کرد، ما هم تشکر کردیم و گفتیم که راحت هستیم و عجله‌ای هم نداریم.

بعد از ثبت اطلاعات، باز وارد یک صف شدیم تا برای تزریق واکسن به پرستارانی که مستقر بودند مراجعه کنیم. بعد از مدت کوتاهی نوبت ما شد. وقتی روی صندلی جلوی خانم پرستار نشستیم شروع کرد در مورد این که واکسن حاوی چه چیزهایی است صحبت کرد. بعد در مورد عوارض احتمالی مانند تب و قرمز شدن دست‌ها و سردرد توضیح داد، گفت به هیچ عنوان از این قرص مسکن استفاده نکنید و از این استفاده کنید؛ اگر هم رفع نشد حتما با این شماره تماس بگیرید. بعد هم یک برگه را که روی آن، همین اطلاعات بود به ما داد که جاهای مهم آن رنگی شده بود. نکته جالب این بود که قبل از تزریق واکسن، تاریخ اعتبار آن را به ما نشان داد.

و اما همه را نوشتم که به اینجا برسم…

در این مدت که در صف بودیم، در و دیوار درمانگاه را ورانداز می‌کردم که یک دفعه چشمم به این دو برگه افتاد که روی دیوار و درست رو به روی مراجعه‌کننده نصب شده بود.

 

واقعا برایم جالب بود. نمی‌دانم شما چه برداشتی از این دو تصویر خواهید داشت. ولی برای من جالب بود؛ علاوه بر این که تمام اطلاعات مربوط به واکسیناسیون را در اختیارم قرار دادند (مانند تاریخ اعتبار واکسن، عوارض و …)، به من اطلاع دادند که مشغول استفاده از یک سیستم نرم‌افزاری جدید هستند. و من به خوبی می‌فهمم که استفاده از یک سیستم جدید، آن هم در چنین طرحی ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاورد. حالا درک می‌کنم که چرا مرحله‌ی ثبت نام این قدر طول کشید و چرا آن خانم از سرپرستش در مورد کار با سیستم سوال پرسید.

تجربه‌ی آموزنده‌ای بود!

Respect works – make it a priority!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اینجا، درسی با نام توسعه‌ی فردی (Personal Development) برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی اجباری است. در این درس، هر هفته یک موضوع با دعوت از افراد مختلف بررسی می‌شود. هر جلسه هم نکات جالبی دارد و بسیار آموزنده است.

هفته گذشته، موضوع درس، “محیط تحقیقاتی احترام آمیز” بود. ابتدا سه برگه به دانشجویان داده شد که باید به یک سری سوال در قالب یک جدول چهار ستونی، پاسخ می‌دادند. ستون اول، شماره سوال؛ ستون دوم، خود سوال؛ ستون سوم، پاسخ شما که عددی بین یک تا ده است که نشان می‌دهد شما چقدر از این موضوع ناراحت می‌شوید یا آن را توهین‌آمیز می‌دانید؛ ستون چهارم، پاسخ شما که بله/خیر است که نشان می‌دهد که این موضوع منجر به برخورد یا واکنش شما می‌شود یا خیر.

حالا بپردازیم به برخی از پرسش‌ها:
* یک سفیدپوست مدام از یک غیرسفیدپوست می‌پرسد “شما کجایی هستید؟”
* چند نفر در گروه تحقیقاتی شما، همیشه به جای زبان انگلیسی با زبان مادری‌شان با هم صحبت می‌کنند.
* گفتگوهای آزمایشگاه معمولا با ناسزا و کلمات زشت همراه است.
* یکی از همکاران، عکس شما در یک مهمانی خصوصی را در صفحه‌ی اجتماعی خود منتشر کرده است.
* یکی از همکاران مخالف پخش موسیقی در آزمایشگاه است.
* یک نفر از موضوع دانش‌نامه‌ی دیگری خوشش نمی‌آید و مدام آن را مسخره می‌کند.
* استاد شرکت جدیدی تاسیس کرده است و از دانشجویان به عنوان کارمندان بی‌دستمزد استفاده می‌کند (بیگاری می‌کشد)
* …

علاوه بر سوالات، دو سناریوی نمونه هم ذکر شده بود که شما باید نظرتان را راجع به آن ابراز می‌کردید. یکی از آنها این بود که استاد انتظار دارد که شما شبانه روز و حتی آخر هفته هم روی تحقیق کار کنید و …

جلسه‌ی خیلی جالبی بود؛ دو استاد مدعو هم از خاطرات خودشان تعریف می‌کردند و دانشجویان هم نمی‌توانستند جلوی خنده‌شان را بگیرند.

نکته بسیار مهم این بود که تاکید دو استاد این بود که “احترام منجر به افزایش انگیزه” می‌شود. همان طور که در عنوان این نوشته هم آورده‌ام: احترام جواب می‌دهد، آن را به عنوان یک الویت بپذیرید.

همیشه در دوره‌های چابک وقتی به بخش “ارزش‌ها” (values) می‌رسید، ارزش‌های اکس‌پی را بیان می‌کردم و از آنها می‌پرسیدم که در کتاب اول اکس‌پی، چهار ارزش و در کتاب دوم، به پنج ارزش اشاره شده است. به نظر شما کدام ارزش به چهار ارزش ابتدایی افزوده شده است و چرا؟

اگر به موضوع علاقه‌مند هستید، بد نیست نگاهی هم به این سخنرانی در تد بیندازید:

Why being respectful to your coworkers is good for business by Christine Porath

بدون شرح: رویای جوانی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Design and programming are human activities; forget that and all is lost. Stroustrup, Bjarne.

تصویر پس زمینه

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

تصویر پس زمینه‌ی سایت، تصویری است که از بی‌بالان گرفته‌ام وقتی که به همراه داداش مظاهر و پویان رفته بودیم مزرعه پدری. تصویری که در آن سماموس و بخشی از بیجارهای بی‌بالان (مزارع برنج) در آن مشخص است.

از آقای مهدی عرب، علیرضا و حسین عزیزم هم سپاسگزارم.

بیشتر بدانید: بی‌بالان در ویکی پدیا

گیلان گیلان گل سبزه زار گیلان / سرخه گول سپیده گل مرز کناره گیلان
جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان / جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان
کوه و کامان دشت و دامان الاله زاره گیلان / روخونه کول بنفشه گول همه گونه شاد و خندان
همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان / همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان
تام بزن تام گپ نزن گپ گوش بدن گوش لب نزن لب / بلبل صدا ببرده می سر هوش
آی برار جان چومه واکون می ترانه خب نیه کن / سالار برنج دربیاده خو خوشه
گیلان باغ چایی داره گیل دریا ماهی داره برنج مرواری داره / تی زیمین هم خانه داره ایلاهی وارش بباره گیلان همیشه بهاره
اگر دونیا بداره چند تا خوبی، همه خوبی یجا داره می گیلان

گوش کنید: آهنگ گیلان با صدای فریدون پوررضا

سخنرانی: مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرم‌افزار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در اولین رویداد DDD Talks ایران چه گذشت؟

ما در این رویداد یک مهمان ویژه هم داشتیم. جناب مهندس «یوسف مهرداد» که قبول دعوت کردند تا از تجربیات گران‌بهای خود در طی سالها فعالیت و تدریس سخن بگویند.

ایشان در ارایه خود با عنوان «مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرم‌افزار» نکاتی بسیار مفید و گره‌گشا برای عموم توسعه‌دهندگان نرم‌افزار بیان کردند.
توجه به موضوعاتی مانند داشتن حس مالی نسبت به تصمیمات طراحی، خودشناسی، آشنایی با شرایط عدم قطعیت، یادگیری عمیق و ساده، رعایت احترام و عشق به کار، بخشی از توصیه‌های برخاسته از تجربه‌ی ایشان به حاضرین بود.

توجه شما را به این سخنرانی به یاد ماندنی و آموزنده جلب می‌کنیم:

https://www.aparat.com/v/9Yn45

Imagen

پانوشت:
خدا قوت به عزیزانم روح‌الله دلپاک، مسعود بهرامی، هادی احمدی، سپهر نامدار، ابراهیم نبیئی در انجمن DDD ایران

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید