Design and programming are human activities; forget that and all is lost. Stroustrup, Bjarne.
بدون شرح: رویای جوانی
تصویر پس زمینه
تصویر پس زمینهی سایت، تصویری است که از بیبالان گرفتهام وقتی که به همراه داداش مظاهر و پویان رفته بودیم مزرعه پدری. تصویری که در آن سماموس و بخشی از بیجارهای بیبالان (مزارع برنج) در آن مشخص است.
از آقای مهدی عرب، علیرضا و حسین عزیزم هم سپاسگزارم.
بیشتر بدانید: بیبالان در ویکی پدیا
گیلان گیلان گل سبزه زار گیلان / سرخه گول سپیده گل مرز کناره گیلان
جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان / جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان
کوه و کامان دشت و دامان الاله زاره گیلان / روخونه کول بنفشه گول همه گونه شاد و خندان
همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان / همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان
تام بزن تام گپ نزن گپ گوش بدن گوش لب نزن لب / بلبل صدا ببرده می سر هوش
آی برار جان چومه واکون می ترانه خب نیه کن / سالار برنج دربیاده خو خوشه
گیلان باغ چایی داره گیل دریا ماهی داره برنج مرواری داره / تی زیمین هم خانه داره ایلاهی وارش بباره گیلان همیشه بهاره
اگر دونیا بداره چند تا خوبی، همه خوبی یجا داره می گیلان
گوش کنید: آهنگ گیلان با صدای فریدون پوررضا
سخنرانی: مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرمافزار
در اولین رویداد DDD Talks ایران چه گذشت؟
ما در این رویداد یک مهمان ویژه هم داشتیم. جناب مهندس «یوسف مهرداد» که قبول دعوت کردند تا از تجربیات گرانبهای خود در طی سالها فعالیت و تدریس سخن بگویند.
ایشان در ارایه خود با عنوان «مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرمافزار» نکاتی بسیار مفید و گرهگشا برای عموم توسعهدهندگان نرمافزار بیان کردند.
توجه به موضوعاتی مانند داشتن حس مالی نسبت به تصمیمات طراحی، خودشناسی، آشنایی با شرایط عدم قطعیت، یادگیری عمیق و ساده، رعایت احترام و عشق به کار، بخشی از توصیههای برخاسته از تجربهی ایشان به حاضرین بود.
توجه شما را به این سخنرانی به یاد ماندنی و آموزنده جلب میکنیم:
https://www.aparat.com/v/9Yn45
پانوشت:
خدا قوت به عزیزانم روحالله دلپاک، مسعود بهرامی، هادی احمدی، سپهر نامدار، ابراهیم نبیئی در انجمن DDD ایران
بازفهم!
دیروز در افتتاحیه یک برنامه و مسابقهی نوآوری با نام I4H شرکت کرده بودم. افتتاحیه شامل شبکهسازی، سخنرانی سخنران اصلی و دو میزگرد بود.
سخنران اصلی مراسم افتتاحیه دکتر Todd Chang بود که دربارهی جایگاه تکنولوژی و تجربهی شخصیاش در به کارگیری واقعیت مجازی در آموزش و سنجش پزشکان کودک بود.
یکی از سوالات ایشان در سخنرانی این بود که تکنولوژی چیست و چه کارکردی دارد؟ جواب ایشان این بود: تکنولوژی نرمال را به یک نرمال جدید تبدیل میکند. یعنی آن چه که ما امروز عادی میپنداریم، فردا با یک موضوع دیگری جایگزین میشود. برای مثال قبلا گفتگو با تلفن (با صدا) نرمال و عادی بود و البته همان زمان گفتگو با تصویر غیرعادی و غیرنرمال بود؛ اما امروزه استفاده از یک گوشی کوچک و گفتگو با صدا و تصویر امری عادی و نرمال است. در حالی که همین امروز گفتگو با امکان انتقال احساسات امری است غیرعادی. تکنولوژی در دل خود شبیه به معجزه است.
بخش دیگر سخنرانی ایشان، تجربهی ایشان در به کارگیری واقعیت مجازی برای آموزش و سنجش میزان مهارت پزشکان و بازخورد به آنها با هدف بهبود یادگیری بود. آموزش به پزشکان به ویژه پزشکان کودک برای بیماریهای که کمتر اتفاق میافتند، به گفته ایشان، کار بسیار دشواری است. تیم ایشان با کمک تکنولوژی به پزشکان کمک کرده بود تا این مساله را حل کنند. ویدیویی که نشان دادند واقعیت تاثیرگذار بود.
در حین شنیدن صحبتهای ایشان با خودم فکر میکردم که حالا جایگاه دانشگاه در طراحی زندگی و جامعهی مدرن برایم مشخص شد؛ با خودم فکر میکردم میزان دانشگاهها، به ویژه در ایران، در تحقق این جایگاه و رسالتشان، سوال بسیار مهمی است. هر روز اینجا بارها و بارها عبارت “حل مساله” (problem solving) را میشنوید، آن هم مساله واقعی که مشتری حاضر است برای حل آن هزینه کند. انگار دربارهی چیزی که میدانستم، به فهم دوبارهای دست یافتم که به صورت بنیادی با قبلی متفاوت است. واژهای برای آن پیدا نکردم جز “بازفهم“.
گزیده:
Any sufficiently advanced technology is indistinguishable from magic. ― Arthur C. Clarke
رقابت با تکشاخها
سخنران این ماه دورهمی چابکی آقای جاناتان راسموسن (Jonathan Rasmusson) بود. موضوع سخنرانی ایشان هم این بود که شرکتهای استارتاپی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار معروف به تکشاخها (unicorn) چگونه کار میکنند. وی که نویسنده کتاب The Agile Samurai است سابقهی همکاری با شرکتهای تراز اولی چون Spotify، Microsoft و ThoughtWorks را داشته است.

How the world’s best ship software and work differently.
Today’s tech unicorns develop software differently. They don’t do text book Agile. They certainly don’t do Scrum. What they do do is something all together completely different. Something that enables them to:
– scale like an enterprise
– while working like a startup.
This talk is about taking you behind the scenes, and showing you how the Googles, Facebooks, and Spotify’s of the world do it.
– How they scale
– How they organize
– How they empower
– And how they trust
In essence how they work.
This will not only help you and your teams work better. It will give you insight into how these companies move so fast, how they innovate so quickly, and what the rest of us need to compete and keep up.
جلسهی بسیار آموزندهای بود؛ هر چند بازگویی کل آن امکانپذیر نیست و خیلی هم مطمئن نیستم حق مطلب را ادا کند، با این حال بخشهایی از آن را به صورت خلاصه در اینجا میآورم. :
* استارتاپها ماشینهای یادگیریاند.
* تفاوت نگاه پروژهای با نگاه محصولی. از مدیر پروژه، بودجه، زمانبندی بگیرید تا تقسیم کار و تعریف موفقیت.
* شیوهی تعریف رسالت و اهداف بلندمدت در کل شرکت
* محیط امن برای دادن بازخورد در کل شرکت با ذکر نمونههای بسیار جالب و آموزنده
* پاسخگویی مدیران و نفرات اول شرکت به تک تک افراد در جلسات عمومی
* اسکوآد (squad) به مشابه یک مینی استارتاپ و خودمختاری بیقید و شرط آن
* سرمایهگذاری روی افزایش بهرهوری
* این یک ماراتن است، نه یک اسپرینت؛ تیمهای قوی از افراد قوی موفقترند
* توانایی شما در یادگیری و سازگاری به مراتب مهمتر از دانش و توانایی کنونی شماست.
* از کجا شروع کنیم:
** تعیین هدف با تبیین رسالت
** تامین مالی تیمها، نه پروژهها
** همسویی با شرطبندیهای شرکت (bet)
** ساخت تکنولوژی درجه یک
** تیمهای کوچکِ توانمند و بااختیار
** محصول با پروژه متفاوت است
باخودی و بیخودی!
آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشهای
وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت
آن نفسی که باخودی بسته ابر غصهای
وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که باخودی یار کناره میکند
وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت
آن نفسی که باخودی همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
جمله بیقراریت از طلب قرار تست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
جمله ناگوارشت از طلب گوارش است
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت
جمله بیمرادیت از طلب مراد تست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد
از مه و از ستارهها والله عار آیدت
خودشناسی: وادی حیرت
از طرف دانشگاه و به عنوان بخشی از درس توسعهی فردی، به ما مجوز دسترسی به یکی از ابزارها و خدمات شرکت گالوپ داده شده است. تا جلسهی بعد وقت داریم تا نتیجهی یکی از آزمونهای خودشناسی (شناساسی نقاط قوت) را آماده کنیم. این آزمون حدود سی دقیقه طول میکشید. شبیه به آزمونهایی که میتوانید در اینترنت پیدا کنید و احتمالا تجربهی آن را دارید.
بعد از اتمام آزمون گالوپ، نتایج آن را میتوانید به همراه تحلیل و پیشنهادها ببینید. امروز در آزمون شرکت کردم. بعد از خواندن گزارش این ابزار شرکت گالوپ هنوز حیرانم که چه طور این همه اطلاعات در مورد شخصیت من به دست آوردهاند. حیرتانگیز است! باور بفرمایید!
از این ابزارها کم ندیدهام؛ حتی در شرکت هم یکی از این ابزارها را پیادهسازی کرده بودیم و من در جریان مدلها و کاربردهایش بودم. ولی باور بفرمایید این گزارش شرکت گالوپ از شخصیت من، مرا انگشت به دهان کرده است!
دوست عزیزم، محسن، میگفت که سالها قبل تیمی آزمونی از آنها گرفته بودند و نتایج را وارد یک نرمافزار خارجی کرده بودند و بعد نتایج را برایشان ارسال کرده بودند. وقتی محسن نتایج را دیده بود، متعجب شده بود. الان به یاد گفتهی محسن افتادم. محسن از این متعجب بود که چگونه این همه موضوع از شخصیتاش فهمیدهاند.
همیشه به دوستان و شاگردانم میگفتم که شنیدهام که گفتهاند خودشناسی از خداشناسی بالاتر است. ولی به نظرم شرکت در آزمون گالوپ و دریافت نتایج آن حتی از خودشناسی مهمتر است! زیرا زوایایی از شخصیت شما را بیان میکند که باورنکردنی است؛ بماند که راهکارها و پیشنهادهایش جای خود دارد.
بعد ازین وادی حیرت آیدت
کار دایم درد و حسرت آیدت
هر نفس اینجا چو تیغی باشدت
هر دمی اینجا دریغی باشدت
آه باشد، درد باشد، سوز هم
روز و شب باشد، نه شب نه روز هم
عطار نیشابوری
مرجع: گنجور



