درس‌های نرم‌افزاری از واکسیناسیون

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یک نکته جالب اینجا این است که همه چیز در کمال خونسردی و آرامش انجام می‌شود و برای من که به سیستم “بدو بدو” و “عجله‌ای”‌ عادت کردم، این موضوع در ابتدا آزاردهنده است.

دیروز با رویا رفته بودیم درمانگاه نزدیک خانه تا واکسن آنفلوآنزا بزنیم. واکسیناسیون یک طرح استانی است که برای همه انجام می‌شود. صف بود و کمی هم توی صف منتظر ماندیم و بعد هم که نوبت ما شد، رفتیم تا اطلاعات ما را ثبت کنند. یک خانم میان سال پشت میز نشسته بود و یک لپ‌تاپ هم جلوی ایشان بود. مدتی طول کشید تا اطلاعات ما را ثبت کند. چون ما تازه وارد این استان شدیم، ایشان باید اطلاعات ما را از ابتدا و کامل وارد می‌کرد؛ یک جا هم نمی‌دانست که چه کاری باید انجام بدهد، سرپرستش را صدا کرد و از او پرسید. از ما هم به خاطر تاخیر عذرخواهی کرد، ما هم تشکر کردیم و گفتیم که راحت هستیم و عجله‌ای هم نداریم.

بعد از ثبت اطلاعات، باز وارد یک صف شدیم تا برای تزریق واکسن به پرستارانی که مستقر بودند مراجعه کنیم. بعد از مدت کوتاهی نوبت ما شد. وقتی روی صندلی جلوی خانم پرستار نشستیم شروع کرد در مورد این که واکسن حاوی چه چیزهایی است صحبت کرد. بعد در مورد عوارض احتمالی مانند تب و قرمز شدن دست‌ها و سردرد توضیح داد، گفت به هیچ عنوان از این قرص مسکن استفاده نکنید و از این استفاده کنید؛ اگر هم رفع نشد حتما با این شماره تماس بگیرید. بعد هم یک برگه را که روی آن، همین اطلاعات بود به ما داد که جاهای مهم آن رنگی شده بود. نکته جالب این بود که قبل از تزریق واکسن، تاریخ اعتبار آن را به ما نشان داد.

و اما همه را نوشتم که به اینجا برسم…

در این مدت که در صف بودیم، در و دیوار درمانگاه را ورانداز می‌کردم که یک دفعه چشمم به این دو برگه افتاد که روی دیوار و درست رو به روی مراجعه‌کننده نصب شده بود.

 

واقعا برایم جالب بود. نمی‌دانم شما چه برداشتی از این دو تصویر خواهید داشت. ولی برای من جالب بود؛ علاوه بر این که تمام اطلاعات مربوط به واکسیناسیون را در اختیارم قرار دادند (مانند تاریخ اعتبار واکسن، عوارض و …)، به من اطلاع دادند که مشغول استفاده از یک سیستم نرم‌افزاری جدید هستند. و من به خوبی می‌فهمم که استفاده از یک سیستم جدید، آن هم در چنین طرحی ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاورد. حالا درک می‌کنم که چرا مرحله‌ی ثبت نام این قدر طول کشید و چرا آن خانم از سرپرستش در مورد کار با سیستم سوال پرسید.

تجربه‌ی آموزنده‌ای بود!

Respect works – make it a priority!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اینجا، درسی با نام توسعه‌ی فردی (Personal Development) برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی اجباری است. در این درس، هر هفته یک موضوع با دعوت از افراد مختلف بررسی می‌شود. هر جلسه هم نکات جالبی دارد و بسیار آموزنده است.

هفته گذشته، موضوع درس، “محیط تحقیقاتی احترام آمیز” بود. ابتدا سه برگه به دانشجویان داده شد که باید به یک سری سوال در قالب یک جدول چهار ستونی، پاسخ می‌دادند. ستون اول، شماره سوال؛ ستون دوم، خود سوال؛ ستون سوم، پاسخ شما که عددی بین یک تا ده است که نشان می‌دهد شما چقدر از این موضوع ناراحت می‌شوید یا آن را توهین‌آمیز می‌دانید؛ ستون چهارم، پاسخ شما که بله/خیر است که نشان می‌دهد که این موضوع منجر به برخورد یا واکنش شما می‌شود یا خیر.

حالا بپردازیم به برخی از پرسش‌ها:
* یک سفیدپوست مدام از یک غیرسفیدپوست می‌پرسد “شما کجایی هستید؟”
* چند نفر در گروه تحقیقاتی شما، همیشه به جای زبان انگلیسی با زبان مادری‌شان با هم صحبت می‌کنند.
* گفتگوهای آزمایشگاه معمولا با ناسزا و کلمات زشت همراه است.
* یکی از همکاران، عکس شما در یک مهمانی خصوصی را در صفحه‌ی اجتماعی خود منتشر کرده است.
* یکی از همکاران مخالف پخش موسیقی در آزمایشگاه است.
* یک نفر از موضوع دانش‌نامه‌ی دیگری خوشش نمی‌آید و مدام آن را مسخره می‌کند.
* استاد شرکت جدیدی تاسیس کرده است و از دانشجویان به عنوان کارمندان بی‌دستمزد استفاده می‌کند (بیگاری می‌کشد)
* …

علاوه بر سوالات، دو سناریوی نمونه هم ذکر شده بود که شما باید نظرتان را راجع به آن ابراز می‌کردید. یکی از آنها این بود که استاد انتظار دارد که شما شبانه روز و حتی آخر هفته هم روی تحقیق کار کنید و …

جلسه‌ی خیلی جالبی بود؛ دو استاد مدعو هم از خاطرات خودشان تعریف می‌کردند و دانشجویان هم نمی‌توانستند جلوی خنده‌شان را بگیرند.

نکته بسیار مهم این بود که تاکید دو استاد این بود که “احترام منجر به افزایش انگیزه” می‌شود. همان طور که در عنوان این نوشته هم آورده‌ام: احترام جواب می‌دهد، آن را به عنوان یک الویت بپذیرید.

همیشه در دوره‌های چابک وقتی به بخش “ارزش‌ها” (values) می‌رسید، ارزش‌های اکس‌پی را بیان می‌کردم و از آنها می‌پرسیدم که در کتاب اول اکس‌پی، چهار ارزش و در کتاب دوم، به پنج ارزش اشاره شده است. به نظر شما کدام ارزش به چهار ارزش ابتدایی افزوده شده است و چرا؟

اگر به موضوع علاقه‌مند هستید، بد نیست نگاهی هم به این سخنرانی در تد بیندازید:

Why being respectful to your coworkers is good for business by Christine Porath

بدون شرح: رویای جوانی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Design and programming are human activities; forget that and all is lost. Stroustrup, Bjarne.

تصویر پس زمینه

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

تصویر پس زمینه‌ی سایت، تصویری است که از بی‌بالان گرفته‌ام وقتی که به همراه داداش مظاهر و پویان رفته بودیم مزرعه پدری. تصویری که در آن سماموس و بخشی از بیجارهای بی‌بالان (مزارع برنج) در آن مشخص است.

از آقای مهدی عرب، علیرضا و حسین عزیزم هم سپاسگزارم.

بیشتر بدانید: بی‌بالان در ویکی پدیا

گیلان گیلان گل سبزه زار گیلان / سرخه گول سپیده گل مرز کناره گیلان
جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان / جانم همیشه بهاره گیلان می دیله قراره گیلان
کوه و کامان دشت و دامان الاله زاره گیلان / روخونه کول بنفشه گول همه گونه شاد و خندان
همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان / همیشه بهاره گیلان خدا می دیله قراره گیلان
تام بزن تام گپ نزن گپ گوش بدن گوش لب نزن لب / بلبل صدا ببرده می سر هوش
آی برار جان چومه واکون می ترانه خب نیه کن / سالار برنج دربیاده خو خوشه
گیلان باغ چایی داره گیل دریا ماهی داره برنج مرواری داره / تی زیمین هم خانه داره ایلاهی وارش بباره گیلان همیشه بهاره
اگر دونیا بداره چند تا خوبی، همه خوبی یجا داره می گیلان

گوش کنید: آهنگ گیلان با صدای فریدون پوررضا

سخنرانی: مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرم‌افزار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

در اولین رویداد DDD Talks ایران چه گذشت؟

ما در این رویداد یک مهمان ویژه هم داشتیم. جناب مهندس «یوسف مهرداد» که قبول دعوت کردند تا از تجربیات گران‌بهای خود در طی سالها فعالیت و تدریس سخن بگویند.

ایشان در ارایه خود با عنوان «مباحث خیلی خیلی پیشرفته در مهندسی نرم‌افزار» نکاتی بسیار مفید و گره‌گشا برای عموم توسعه‌دهندگان نرم‌افزار بیان کردند.
توجه به موضوعاتی مانند داشتن حس مالی نسبت به تصمیمات طراحی، خودشناسی، آشنایی با شرایط عدم قطعیت، یادگیری عمیق و ساده، رعایت احترام و عشق به کار، بخشی از توصیه‌های برخاسته از تجربه‌ی ایشان به حاضرین بود.

توجه شما را به این سخنرانی به یاد ماندنی و آموزنده جلب می‌کنیم:

https://www.aparat.com/v/9Yn45

Imagen

پانوشت:
خدا قوت به عزیزانم روح‌الله دلپاک، مسعود بهرامی، هادی احمدی، سپهر نامدار، ابراهیم نبیئی در انجمن DDD ایران

بازفهم!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

دیروز در افتتاحیه یک برنامه‌ و مسابقه‌ی نوآوری با نام I4H شرکت کرده بودم. افتتاحیه شامل شبکه‌سازی، سخنرانی سخنران اصلی و دو میزگرد بود.

سخنران اصلی مراسم افتتاحیه دکتر Todd Chang بود که درباره‌ی جایگاه تکنولوژی و تجربه‌ی شخصی‌اش در به کارگیری واقعیت مجازی در آموزش و سنجش پزشکان کودک بود.

یکی از سوالات ایشان در سخنرانی این بود که تکنولوژی چیست و چه کارکردی دارد؟ جواب ایشان این بود: تکنولوژی نرمال را به یک نرمال جدید تبدیل می‌کند. یعنی آن چه که ما امروز عادی می‌پنداریم، فردا با یک موضوع دیگری جایگزین می‌شود. برای مثال قبلا گفتگو با تلفن (با صدا) نرمال و عادی بود و البته همان زمان گفتگو با تصویر غیرعادی و غیرنرمال بود؛ اما امروزه استفاده از یک گوشی کوچک و گفتگو با صدا و تصویر امری عادی و نرمال است. در حالی که همین امروز گفتگو با امکان انتقال احساسات امری است غیرعادی. تکنولوژی در دل خود شبیه به معجزه است.

بخش دیگر سخنرانی ایشان، تجربه‌ی ایشان در به کارگیری واقعیت مجازی برای آموزش و سنجش میزان مهارت پزشکان و بازخورد به آنها با هدف بهبود یادگیری بود. آموزش به پزشکان به ویژه پزشکان کودک برای بیماری‌های که کمتر اتفاق می‌افتند، به گفته ایشان، کار بسیار دشواری است. تیم ایشان با کمک تکنولوژی به پزشکان کمک کرده بود تا این مساله را حل کنند. ویدیویی که نشان دادند واقعیت تاثیرگذار بود.

در حین شنیدن صحبت‌های ایشان با خودم فکر می‌کردم که حالا جایگاه دانشگاه در طراحی زندگی و جامعه‌ی مدرن برایم مشخص شد؛ با خودم فکر می‌کردم میزان دانشگاه‌ها، به ویژه در ایران، در تحقق این جایگاه و رسالت‌شان، سوال بسیار مهمی است. هر روز اینجا بارها و بارها عبارت “حل مساله” (problem solving) را می‌شنوید، آن هم مساله واقعی که مشتری حاضر است برای حل آن هزینه کند. انگار درباره‌ی چیزی که می‌دانستم، به فهم دوباره‌ای دست یافتم که به صورت بنیادی با قبلی متفاوت است. واژه‌ای برای آن پیدا نکردم جز “بازفهم“.

گزیده:

Any sufficiently advanced technology is indistinguishable from magic. ― Arthur C. Clarke

رقابت با تک‌شاخ‌ها

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

سخنران این ماه دورهمی چابکی آقای جاناتان راسموسن (Jonathan Rasmusson) بود. موضوع سخنرانی ایشان هم این بود که شرکت‌های استارتاپی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار معروف به تک‌شاخ‌ها (unicorn) چگونه کار می‌کنند. وی که نویسنده کتاب The Agile Samurai است سابقه‌ی همکاری با شرکت‌های تراز اولی چون Spotify، Microsoft و ThoughtWorks را داشته است.

 

How the world’s best ship software and work differently.

Today’s tech unicorns develop software differently. They don’t do text book Agile. They certainly don’t do Scrum. What they do do is something all together completely different. Something that enables them to:

– scale like an enterprise
– while working like a startup.

This talk is about taking you behind the scenes, and showing you how the Googles, Facebooks, and Spotify’s of the world do it.

– How they scale
– How they organize
– How they empower
– And how they trust

In essence how they work.

This will not only help you and your teams work better. It will give you insight into how these companies move so fast, how they innovate so quickly, and what the rest of us need to compete and keep up.

جلسه‌ی بسیار آموزنده‌ای بود؛ هر چند بازگویی کل آن امکان‌پذیر نیست و خیلی هم مطمئن نیستم حق مطلب را ادا کند، با این حال بخش‌هایی از آن را به صورت خلاصه در اینجا می‌آورم. :
* استارتاپ‌ها ماشین‌های یادگیری‌اند.
* تفاوت نگاه پروژه‌ای با نگاه محصولی. از مدیر پروژه، بودجه، زمان‌بندی بگیرید تا تقسیم کار و تعریف موفقیت.
* شیوه‌ی تعریف رسالت و اهداف بلندمدت در کل شرکت
* محیط امن برای دادن بازخورد در کل شرکت با ذکر نمونه‌های بسیار جالب و آموزنده
* پاسخگویی مدیران و نفرات اول شرکت به تک تک افراد در جلسات عمومی
* اسکوآد (squad) به مشابه یک مینی استارتاپ و خودمختاری بی‌قید و شرط آن
* سرمایه‌گذاری روی افزایش بهره‌وری
* این یک ماراتن است، نه یک اسپرینت؛ تیم‌های قوی از افراد قوی موفق‌ترند
* توانایی شما در یادگیری و سازگاری به مراتب مهم‌تر از دانش و توانایی کنونی شماست.
* از کجا شروع کنیم:
** تعیین هدف با تبیین رسالت
** تامین مالی تیم‌ها، نه پروژه‌ها
** همسویی با شرط‌بندی‌های شرکت (bet)
** ساخت تکنولوژی درجه یک
** تیم‌های کوچکِ توانمند و بااختیار
** محصول با پروژه متفاوت است

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید