باخودی و بی‌خودی!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

https://youtu.be/Da4LJAgGJRk

Image result for HAVASI — Rise of the Instruments

آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت

آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای
وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت

آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای
وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت

آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند
وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت

آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت

جمله بی‌قراریت از طلب قرار تست
طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

جمله ناگوارشت از طلب گوارش است
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت

جمله بی‌مرادیت از طلب مراد تست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت

عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت

خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد
از مه و از ستاره‌ها والله عار آیدت

خودشناسی: وادی حیرت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

از طرف دانشگاه و به عنوان بخشی از درس توسعه‌ی فردی، به ما مجوز دسترسی به یکی از ابزارها و خدمات شرکت گالوپ داده شده است. تا جلسه‌ی بعد وقت داریم تا نتیجه‌ی یکی از آزمون‌های خودشناسی (شناساسی نقاط قوت) را آماده کنیم. این آزمون حدود سی دقیقه طول می‌کشید. شبیه به آزمون‌هایی که می‌توانید در اینترنت پیدا کنید و احتمالا تجربه‌ی آن را دارید.

بعد از اتمام آزمون گالوپ، نتایج آن را می‌توانید به همراه تحلیل و پیشنهادها ببینید. امروز در آزمون شرکت کردم. بعد از خواندن گزارش این ابزار شرکت گالوپ هنوز حیرانم که چه طور این همه اطلاعات در مورد شخصیت من به دست آورده‌اند. حیرت‌انگیز است! باور بفرمایید!

از این ابزارها کم ندیده‌ام؛ حتی در شرکت هم یکی از این ابزارها را پیاده‌سازی کرده بودیم و من در جریان مدل‌ها و کاربردهایش بودم. ولی باور بفرمایید این گزارش شرکت گالوپ از شخصیت من، مرا انگشت به دهان کرده است!

دوست عزیزم، محسن، می‌گفت که سال‌ها قبل تیمی آزمونی از آنها گرفته بودند و نتایج را وارد یک نرم‌افزار خارجی کرده بودند و بعد نتایج را برایشان ارسال کرده بودند. وقتی محسن نتایج را دیده بود، متعجب شده بود. الان به یاد گفته‌ی محسن افتادم. محسن از این متعجب بود که چگونه این همه موضوع از شخصیت‌اش فهمیده‌اند.

همیشه به دوستان و شاگردانم می‌گفتم که شنیده‌ام که گفته‌اند خودشناسی از خداشناسی بالاتر است. ولی به نظرم شرکت در آزمون گالوپ و دریافت نتایج آن حتی از خودشناسی مهم‌تر است! زیرا زوایایی از شخصیت شما را بیان می‌کند که باورنکردنی است؛ بماند که راهکارها و پیشنهادهایش جای خود دارد.

بعد ازین وادی حیرت آیدت
کار دایم درد و حسرت آیدت
هر نفس اینجا چو تیغی باشدت
هر دمی اینجا دریغی باشدت
آه باشد، درد باشد، سوز هم
روز و شب باشد، نه شب نه روز هم

عطار نیشابوری
مرجع: گنجور

آموزش: انواع بازخورد

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یادم نمی‌آید از چه زمانی عاشق درس دادن و معلمی شدم. درس دادن برای من نوعی “ارزش آفرینی” است.

بارها با خود فکر کرده‌ام که مهم‌ترین چیزهایی که به شاگردانم آموخته‌ام چه بوده است؟ حالا دلم می‌خواهد که چند مورد از آنها را بازگو کنم. امیدوارم که آنهایی که این مطالب را می‌خوانند فرصت یادگیری یا بازخوانی دوباره آنها را پیدا کنند.

یکی از مهم‌ترین مطالبی که به شاگردانم می‌گفتم و خودم را مقید می‌دانستم به آنها بیاموزم، مطلبی بود در مورد “بازخورد” (فیدبک) و “انواع بازخورد”.

سر کلاس از عزیزانم می‌پرسیدم که
* بازخورد را تعریف کنید
* انواع آن را بگویید

وقتی به انواع آن می‌رسیدم خاطره‌ای از تجربه‌ی شخصی‌ام را برایشان تعریف می‌کردم. یادم هست که در یک کلاس آنلاین آموزش نوشتن انگلیسی در سایت کورسرا (coursera.org) ثبت نام کرده بودم. یادم هست که استاد درس هم یک خانم دکتر حدودا پنجاه شصت ساله بود که خیلی هم با آرامش صحبت می‌کرد. پس از یکی دو جلسه‌ی مقدماتی، نوبت به اعلام اولین تمرین درس شد. تصحیح تمرین‌ها هم بر عهده‌ی همه‌ی شرکت‌کنندگان است. یعنی شما باید تمرین بقیه را تصحیح کنید و بازخورد بدهید.
خانم دکتر قبل از اعلام تمرین، شروع کرد به توضیح دادن در مورد فلسفه‌ی تمرین و فلسفه‌ی بازخورد و از این گونه موارد. من که صبح بسیار زود روز جمعه بیدار شده بودم تا قبل از خانواده‌ام بیدار شوند، یک یا دو جلسه را ببینم و وقت کمی هم داشتم، با بی‌صبری تمام با خودم فکر می‌کردم که “خانم دکتر، این ها را که ما می‌دانیم”، “همه‌ی اینها را به ما یاد داده‌اند” و “هر روز هم کار ما این است که این موارد را برای دیگران تکرار کنیم”. این بخش را زودتر تمام کنید بروید سر اصل مطلب یعنی آموزش نوشتن انگلیسی. از این که مبادا بخش مهمی را از دست بدهم، ویدیو را هم جلو نمی‌بردم. امیدوارم که شرایطم را درک کرده باشید که با این همه بی‌وقتی و کم‌وقتی، موقعی که تشنه‌ی چیزی هستید، چه حالی به انسان دست می‌دهد.
خلاصه، سرتان را درد نیاورم. خانم دکتر شروع کرد به توضیح: خوب، هدف از تصحیح تمرین این است که به نویسنده بازخورد بدهید. خوب همان طور که می‌دانید ما دو نوع بازخورد داریم…
من کماکان در ذهنم آشوبی به پا بود. مدام با خودم می‌گفتم: “خوب این که معلومه؛ ما دو جور بازخورد داریم؛ در درس الکترونیک هم خوانده‌ایم؛ بازخورد مثبت و بازخورد منفی”.
خانم دکتر توضیح‌اش را ادامه داد که: نوع اول بازخورد، بازخورد مثبت است. و نوع دوم بازخورد، بازخورد سازنده (Constructive).
من که بی‌حوصلگی تمام داشتم گوش می‌کردم یک دفعه جا خوردم و حواسم را جمع کردم؛ چه شد؟! بارخورد سازنده از کجا آمد. اگر دو نوع بازخورد داریم (مثبت و سازنده)، پس بازخورد منفی کجا رفت.
این شد که نصف عمر من بر فنا شد.
حالا دیگر با دقت تمام به صحبت‌های خانم دکتر گوش می‌کردم. احساس کردم واقعا نیمی از عمرم تباه شده است.
خانم دکتر ادامه داد که:
“خوب اگر می‌خواهید بازخورد مثبت بدهید، بازخورد را به نویسنده بدهید؛ مثلا مایکل عجب متن زیبابی نوشته‌ای؛ ماریا عجب ساختار خوبی برای جمله به کار برده‌ای”
و
“اگر بازخورد سازنده ارائه بدهید باید به متن اشاره کنید؛ مثلا این نوشته اگر مجهول بود بهتر بود، این فعل برای این جمله مناسب نیست”

حالا دیگر واقعا مطمئن شده بودم که کل عمر من بر فنا شد. این که چرا چنین احساسی داشتم را در نوشته‌ی بعدی توضیح خواهم داد.

گزیده:
آن یکی نحوی به کشتی در نشست / رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست
گفت هیچ از نحو خواندی گفت لا / گفت نیم عمر تو شد در فنا
دل‌شکسته گشت کشتیبان ز تاب / لیک آن دم کرد خامش از جواب
باد کشتی را به گردابی فکند / گفت کشتیبان بدان نحوی بلند
هیچ دانی آشنا کردن بگو / گفت نی ای خوش‌جواب خوب‌رو
گفت کل عمرت ای نحوی فناست / زانک کشتی غرق این گردابهاست
محو می‌باید نه نحو اینجا بدان / گر تو محوی بی‌خطر در آب ران

بهشت

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بهشت کجاست؟
بهشت برای من جایی است کنار خانواده‌ام، دوستان و عزیزانم؛
جایی است در کنار کارهایی که دوست‌شان دارم؛
جایی است که آرامش و امید همراه همیشگی‌ام باشند.

آقای جعفری همیشه این شعر را می‌خواند:

بهشت آن جاست که آزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد
رضای دوست می‌خواهی چنان باش
که بـــاری بر دل یـــاری نباشد

میرصدرالاسلام ترشیزی

12 شهریور 1398

خاطرات: بی‌همتای بی‌همتا

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

خاطرات: سپاسگزاریم آقای بقایی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

بی‌شک ترجمه‌ی دو جلد کتاب اصول و روش کاربردی اسکرام، از مهم‌ترین‌ اتفاقات زندگی من بود. سپاس از پویا شهبازیان، علیرضا اسماعیلی، شهاب فرحبخش، مریم معصومی راد، یاسر کازرونی و روح‌اله دلپاک.
برای من، این کتاب بخشی از ادای دین من به جامعه‌ی نرم‌افزاری ایران و کسانی است که برای من بسیار زحمت کشیدند. بی‌هیچ تعصبی باید اذعان کنم که این دو کتاب بخش مهمی از تاریخ توسعه‌ی نرم‌افزار ایران به ویژه در حوزه‌ی رویکردهای چابک خواهد بود.

از طرف خودم و دوستانم از آقای بقایی عزیز و دوست عزیزم مرتضی جان محلوجیان سپاسگزارم. حس خوبی از این نامه گرفتم.

خاطرات: بزرگ‌مردان کوچک!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

تصویر زیر، تعهدنامه‌ی حسین و جمال است که از نظر من بی‌تجربه‌های دیروز و کاردرست‌های امروزند. با اجازه‌ی خود عزیزان این تصویر منتشر شده است. برای آنها چون گذشته، بهترین‌ها را آرزومندم.
پ.ن.: هنوز یک سال از تعهد آنها باقی مانده است 🙂

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید