این تصویر را یکی از دوستان برایم ارسال کرده است که نشان میدهد کتاب “اصول و روش کاربردی اسکرام”، پرفروشترین کتاب فروشگاه “شهرکتاب آنلاین” شده است.
خوشحال شدم که کتاب در بین خوانندگان محبوبیت پیدا کرده است و خوانده میشود.
این تصویر را یکی از دوستان برایم ارسال کرده است که نشان میدهد کتاب “اصول و روش کاربردی اسکرام”، پرفروشترین کتاب فروشگاه “شهرکتاب آنلاین” شده است.
خوشحال شدم که کتاب در بین خوانندگان محبوبیت پیدا کرده است و خوانده میشود.
اگر علاقهمند به نقشهای مرتبط با تحلیل هستید فایل زیر، راهنمای مناسبی برای شما است.
آدرس فایل: اینجا
* Business Requirements Analyst
* Business Systems Analyst (BSA)
* Systems Analyst
* Functional Analyst
* Service Request Analyst
* Agile Analyst
پیش گفتار:
چندی پیش گفتگویی در گروه تلگرامی مهندسی نیازمندیها در گرفت؛ متن زیر نوشتهای که برای مشارکت در بحث در گروه نوشتم.
دن کیشوت تحلیل:
از این که در گفتگوها شرکت نمیکنم پوزش میخواهم. لازمهی ورود به گفتگو، ادامه دادن آن است که متاسفانه با توجه به شرایطم مقدور نیست و از این رو از ورود به گفتگوهای عزیزان دوری مینمایم.
در مورد نکتهای که دربارهی تحلیل و تحلیلگری گفته شد چند نکته به نظرم رسید که عرض میکنم.
اجازه بدهید با ذکر یک مثال از دنیای فوتبال شروع کنم:
* دنیای فوتبال: مهارتهای پایه
در دنیای فوتبال هر بازیکن باید مجموعهای از مهارتهای پایه را کسب نماید: ضربه زدن به توپ، پاس دادن، دریبل زدن، ….
در هر پستی که بازیکن قرار بگیرد، بدون این مهارتهای پایه عملا راه به جایی نخواهد برد.
* دنیای فوتبال: سیستمسازی و نقشسازی
در هر سیستم فوتبالی (نوع چینش و نوع بازی هر تیم)، با مجموعهای از نقشها رو به رو هستیم؛ دروازهبان که همیشه هست، دفاع، دفاع وسط، هافبک، لیبرو، سوییپر، خط حمله، بازیساز،….
بیشک این نقشها علاوه بر مهارتهای پایه، به یک سری مهارتها و ویژگیهای فردی بازیکن نیز نیاز دارند.
شما نمیتوانید هافبکی داشته باشید که پاس دادن را نداند، نمیتوانید خط حملهای داشته باشید که نتواند با سر به توپ ضربه بزند. ممکن است این مهارتها در آنها شدت و ضعف داشته باشد، ولی متصور نیستیم که برای یک تیم حرفهای، بازیکنی این مهارتهای پایه را نداشته باشد.
* تحلیل و تحلیلگری
جدای از این که چه اسمی برای این مقوله انتخاب میکنید، بزرگترین ضعف ما و در بین تحلیلگرانمان (همین نامی که فعلا به کار میبریم) این است که دانش و مهارتهای پایهی تحلیل را به درستی نمیدانند؛
موضوع دیگر این است که متدها و رویکردهای نوین ایجاد و توسعهی نرمافزار را اگر مشابه با سیستمهای فوتبالی در نظر بگیریم، هر بازیکن (تحلیلگر یا کسی که دانش و مهارت تحلیل را دارد)، برای آن که در این سیستمها بتواند بازی کند، ناگزیر است که مهارتهای پایه را به درستی آموخته باشد، که در بسیاری از مواقع این گونه نیست.
حالا در نظر بگیرید بازیکنی (تحلیلگری) که دانش و مهارتهای پایه را به درستی نمیداند وارد سیستمهای فوتبالی (متدها و روشهای نوین توسعه نرمافزار) نمایید و هر بار یک نام برایش انتخاب کنید: تحلیلگر، تحلیلگر کسبوکار، مالک محصول، مشتری مستقر درسایت، …؛ چه نتیجهای به دست خواهد آمد؟ بدیهی است، هیچ!
ما در گروهها و سایتها و حتی گفتگوهای رو در رو دربارهی موضوعات مدرنی صحبت میکنیم که “پیشنیازها” و “دانش و مهارت پایه”ی آن وجود ندارد.
برای آن که تفکرم را بهتر منتقل کرده باشم، اجازه بدهید نمونهای عرض کنم:
همیشه از عزیزانم در کلاسها میپرسم با چند روش برای استخراج نیازمندیها آشنایی دارید و کدام یک را تجربه کردهاید؟ به نظر میرسد که این پاسخ به دانش و مهارتهای پایهی تحلیل ارتباط دارد.
این مساله در حوزههای دیگر هم به ویژه در برنامهنویسی هم مشهود است؛ بدون آن که مهارتهای پایه در ما شکل گرفته باشد، به دنبال اسامی مدرن هستیم: معمار، طراح ارشد، …
موضوع: تحلیلگر در نقش دن کیشوت
آیا تحلیلگران در حال حاضر دارند نقش دن کیشوت را بازی میکنند؟ بد نیست در این باره کمی گفتگو کنیم.
استاد ارجمند آقای ابراهیم نقیبزاده مشایخ از آن دست انسانهای تاثیرگذاری است که کمتر در جامعهی انفورماتیک ایران شناخته شده است. خواندن یکی از کتابهای ایشان، مسیر زندگی کاریام را به حدی تغییر داد که باور کردنش حتی برای خودم هم دشوار است. برای آشنایی بیشتر با ایشان این سایت (www.emashayekh.com) را ببینید که توسط دانشجویان استاد راهاندازی شده است.
به تازگی کتاب دیگری از ایشان به دستم رسیده است که احساس میکنم بار دیگر زندگیام را دچار تحول خواهد کرد. بخشهایی از آن را خواندهام و همین بخش کوتاه تاثیر عمیقی روی چارچوب ذهنیام گذاشته است.
این کتاب که عنوان لاتین آن Deep Work است، توسط استاد به “کار عمیق” برگردان شده است. در سایت انجمن انفورماتیک دربارهی این کتاب میخوانیم:
” کتاب کار عمیق نوشتۀ کَل نیوپورت (2016) توسط آقای ابراهیم نقیبزادۀ مشایخ ترجمه گشته و از سوی انجمن انفورماتیک ایران در بهمن ماه امسال به چاپ خواهد رسید.
محتوای این کتاب دربارۀ اختلالات فراوانی است که به کارگیری فناوریهای اینترنتی در قابلیّت تمرکز انسانها در عصر حاضر به وجود آورده است و رهنمودهایی برای بازیابی تمرکز و گذار از انجام کارهای سطحی و کمعمق به کارهای عمیق و هدفمند و در نهایت، رسیدن به زندگی با معنیتر و ارزشمندتر.
این کتاب با استقبال وسیعی در دنیا روبرو گشته و نقدهای مثبت فراوانی دربارۀ آن نوشته شده است. انجمن انفورماتیک ایران امیدوار است این کتاب نیز همچون انتشارات پیشین انجمن با استقبال جامعه فناوری اطلاعات کشور روبرو گردد.”

تعریف کار عمیق: فعالیتهای حرفهای که با تمرکز کافی و بدون حواسپرتی انجام میگیرند و نهایت استفاده را از ظرفیتهای شناختی شما میبرند. این تلاشها به ایجاد ارزشهای جدید و تقویت مهارتهای شما میانجامد و کپیکردن آن بسیار دشوار است.
فرضیه کار عمیق: توانایی انجام کار عمیق بهطور فزایندهای کمیاب میشود و دقیقا در همان زمان بهطور فزایندهای در اقتصاد ما با ارزش میگردد. در نتیجه معدود افرادی که این مهارت را در خود پرورش دهند و سپس آن را هسته اصلی زندگی کاری خود قرار دهند شکوفا خواهند شد.
توصیه مینمایم کتاب “کار عمیق” را حتما مطالعه بفرمایید و آن را به عزیزانی که موفقیت آنها برایتان مهم است، هدیه بدهید.
برای خرید کتاب میتوانید به سایت انجمن انفورماتیک ایران مراجعه بفرمایید.
خواندن نامهی این هفتهی مایک کوهن دربارهی عید شکرگزاری در آمریکا و فلسفهی چابکی، خالی از لطف نیست.
Hi …,
It’s Thanksgiving here in the United States, so I had not planned to send my usual Thursday tip this week.
But I got up this morning and changed my mind. I decided to take this opportunity to tell you how grateful I am to you for reading these emails each week. I appreciate it. So thank you for joining me on this agile journey we’re on together.
If we both continue to work at it, here’s what I can guarantee: by next Thanksgiving, we and our teams will be better than we are today. And that’s the essence of agility.
Happy Thanksgiving!
Mike
پیشگفتار:
به دعوت دوستان گرامیام در یکی از شرکتهای نرمافزاری، پایان هفته مهمان گردهمایی مدیران فروش و مدیران استقرار شرکت بودم. موضوع سخنرانیام “پروژههای بزرگ” بود.
یکی از مسالههایی که در پروژههای بزرگ پیش میآید، تعهداتی است که در زمان فروش به مشتری داده میشود ولی بعد در زمان استقرار باید تعهد عملی گردد. بخش اول با مدیران فروش و بخش دوم با مدیران استقرار است.
مسالهی دیگری که پیش میآید، به دلیل ابعاد بزرگ فروش، بسیاری از مسائل و چالشها در ابتدا قابل شناسایی نیست ولی در زمان استقرار، مسائل و چالشها یک یک رخ مینمایند و مدیران استقرار را به چالش میکشد.
از این دست مسائل بسیار است. بخشی از این مسائل، موضوع گفتگوی من در این گردهمایی بود.
گفتار:
در بخشی از سخنرانیام قصد داشتم مشکلات را از دید مدیران استقرار بازگو کنم. نمیدانم چه شد یاد این غزل حضرت حافظ افتاد. وقتی این غزل را از نگاه مدیران استقرار میخوانید، واقعا نمیتوانید جلوی خندهتان را بگیرید. بخشهایی از غزل را انتخاب کردم و از مدیران خواهش کردم که تفسیر خودشان را از کلمات و عبارات اعلام کنند.
شما هم بخوانید و تفسیر خودتان را ببینید.
گزیده:
“The most powerful tool we have as developers is automation.” Scott Hanselman