business یا busyness؟ مساله این است!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

یکی از مشاوران خبره‌ای که در حوزه ی مدیریت می‌شناسم چندین سال پیش، زمانی که جویای حال‌شان شدم به شوخی گفت: “من همیشه مشغولم و گرفتار؛ اما این که ته‌اش چیزی در بیاید یا نه، نمی‌دانم”، “ولی من همیشه مشغولم”. 🙂

این جمله همیشه‌ی آویزه‌ی گوشم بود تا این که امروز داشتم فصل دوم کتاب “کار عمیق” را می‌خواندم. در آن به واژه busyness به معنای پرمشغلگی اشاره کرده بود. با خواندن آن ناگاه به یاد واژه business یعنی کسب‌وکار افتادم. این دو واژه از نظر آوایی خیلی شبیه به هم هستند!

با خود اندیشیدم گاهی به جای business (یعنی کار منجر به ایجاد ارزش)، گرفتار busyness (پرمشغلگی و صرفا مشغول بودن) هستیم، درست همانند آن مشاور خبره‌!

 

سخن روز شهر کتاب آنلاین

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

این جمله را در فروشگاه شهر کتاب آنلاین دیدم و جالب آمد. اینجا یادداشت کردم تا یادم بماند!

برای این مردم، هرگز خودت را تغییر مده،

 

چون اینان هرروز تو را به یک شکل می‌خواهند.

 

شکل تصورات غلطشان که فکر می‌کنند


تنها حقیقت درست جهان است…

هرتا مولر/ سرزمین گوجه‌های سبز
هرتا مولر/ سرزمین گوجه‌های سبز

 

پر فروش‌ترین کتاب در حوزه کامپیوتر

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

این تصویر را یکی از دوستان برایم ارسال کرده است که نشان می‌دهد کتاب “اصول و روش کاربردی اسکرام”، پرفروش‌ترین کتاب فروشگاه “شهرکتاب آنلاین” شده است.

خوشحال شدم که کتاب در بین خوانندگان محبوبیت پیدا کرده است و خوانده می‌شود.

نقش‌های مرتبط با تحلیل‌

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

اگر علاقه‌مند به نقش‌های مرتبط با تحلیل هستید فایل زیر، راهنمای مناسبی برای شما است.
آدرس فایل: اینجا

* Business Requirements Analyst
* Business Systems Analyst (BSA)
* Systems Analyst
* Functional Analyst
* Service Request Analyst
* Agile Analyst

 

دن کیشوت تحلیل!

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پیش گفتار:

چندی پیش گفتگویی در گروه تلگرامی مهندسی نیازمندی‌ها در گرفت؛ متن زیر نوشته‌ای که برای مشارکت در بحث در گروه نوشتم.

دن کیشوت تحلیل:

از این که در گفتگوها شرکت نمی‌کنم پوزش می‌خواهم. لازمه‌ی ورود به گفتگو، ادامه دادن آن است که متاسفانه با توجه به شرایطم مقدور نیست و از این رو از ورود به گفتگوهای عزیزان دوری می‌نمایم.

در مورد نکته‌ای که درباره‌ی تحلیل و تحلیل‌گری گفته شد چند نکته به نظرم رسید که عرض می‌کنم.
اجازه بدهید با ذکر یک مثال از دنیای فوتبال شروع کنم:

* دنیای فوتبال: مهارت‌های پایه
در دنیای فوتبال هر بازیکن باید مجموعه‌ای از مهارت‌های پایه را کسب نماید: ضربه زدن به توپ، پاس دادن، دریبل زدن، ….
در هر پستی که بازیکن قرار بگیرد، بدون این مهارت‌های پایه عملا راه به جایی نخواهد برد.

* دنیای فوتبال: سیستم‌سازی و نقش‌سازی
در هر سیستم فوتبالی (نوع چینش و نوع بازی هر تیم)، با مجموعه‌ای از نقش‌ها رو به رو هستیم؛ دروازه‌بان که همیشه هست، دفاع، دفاع وسط، هافبک، لیبرو، سوییپر، خط حمله، بازی‌ساز،….
بی‌شک این نقش‌ها علاوه بر مهارت‌های پایه، به یک سری مهارت‌ها و ویژگی‌های فردی بازیکن نیز نیاز دارند.
شما نمی‌توانید هافبکی داشته باشید که پاس دادن را نداند، نمی‌توانید خط حمله‌ای داشته باشید که نتواند با سر به توپ ضربه بزند. ممکن است این مهارت‌ها در آنها شدت و ضعف داشته باشد، ولی متصور نیستیم که برای یک تیم حرفه‌ای، بازیکنی این مهارت‌های پایه را نداشته باشد.

* تحلیل و تحلیل‌گری
جدای از این که چه اسمی برای این مقوله انتخاب می‌کنید، بزرگ‌ترین ضعف ما و در بین تحلیل‌گران‌مان (همین نامی که فعلا به کار می‌بریم) این است که دانش و مهارت‌های پایه‌ی تحلیل را به درستی نمی‌دانند؛
موضوع دیگر این است که متدها و رویکردهای نوین ایجاد و توسعه‌ی نرم‌افزار را اگر مشابه با سیستم‌های فوتبالی در نظر بگیریم، هر بازیکن (تحلیل‌گر یا کسی که دانش و مهارت تحلیل را دارد)، برای آن که در این سیستم‌ها بتواند بازی کند، ناگزیر است که مهارت‌های پایه را به درستی آموخته باشد، که در بسیاری از مواقع این گونه نیست.

حالا در نظر بگیرید بازیکنی (تحلیل‌گری) که دانش و مهارت‌های پایه را به درستی نمی‌داند وارد سیستم‌های فوتبالی (متدها و روش‌های نوین توسعه نرم‌افزار) نمایید و هر بار یک نام برایش انتخاب کنید: تحلیل‌گر، تحلیل‌گر کسب‌وکار، مالک محصول، مشتری مستقر درسایت، …؛ چه نتیجه‌ای به دست خواهد آمد؟ بدیهی است، هیچ!

ما در گروه‌ها و سایت‌ها و حتی گفتگوهای رو در رو درباره‌ی موضوعات مدرنی صحبت می‌کنیم که “پیش‌نیازها” و “دانش و مهارت پایه‌”ی آن وجود ندارد.
برای آن که تفکرم را بهتر منتقل کرده باشم، اجازه بدهید نمونه‌ای عرض کنم:
همیشه از عزیزانم در کلاس‌ها می‌پرسم با چند روش برای استخراج نیازمندی‌ها آشنایی دارید و کدام یک را تجربه کرده‌اید؟ به نظر می‌رسد که این پاسخ به دانش و مهارت‌های پایه‌ی تحلیل ارتباط دارد.

این مساله در حوزه‌های دیگر هم به ویژه در برنامه‌نویسی هم مشهود است؛ بدون آن که مهارت‌های پایه در ما شکل گرفته باشد، به دنبال اسامی مدرن هستیم: معمار، طراح ارشد، …

موضوع: تحلیل‌گر در نقش دن کیشوت
آیا تحلیل‌گران در حال حاضر دارند نقش دن کیشوت را بازی می‌کنند؟ بد نیست در این باره کمی گفتگو کنیم.

عیدی: کتاب “کار عمیق” ترجمه‌ی استاد مشایخ

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

استاد ارجمند آقای ابراهیم نقیب‌زاده مشایخ از آن دست انسان‌های تاثیرگذاری است که کمتر در جامعه‌ی انفورماتیک ایران شناخته‌ شده است. خواندن یکی از کتاب‌های ایشان، مسیر زندگی کاری‌ام را به حدی تغییر داد که باور کردنش حتی برای خودم هم دشوار است. برای آشنایی بیشتر با ایشان این سایت (www.emashayekh.com) را ببینید که توسط دانشجویان استاد راه‌اندازی شده است.

به تازگی کتاب دیگری از ایشان به دستم رسیده است که احساس می‌کنم بار دیگر زندگی‌ام را دچار تحول خواهد کرد. بخش‌هایی از آن را خوانده‌ام و همین بخش کوتاه تاثیر عمیقی روی چارچوب ذهنی‌ام گذاشته است.

این کتاب که عنوان لاتین آن Deep Work است، توسط استاد به “کار عمیق” برگردان شده است. در سایت انجمن انفورماتیک درباره‌ی این کتاب می‌خوانیم:

” کتاب کار عمیق نوشتۀ کَل نیوپورت (2016) توسط آقای ابراهیم نقیب‌زادۀ مشایخ ترجمه گشته و از سوی انجمن انفورماتیک ایران در بهمن ماه امسال به چاپ خواهد رسید.

محتوای این کتاب دربارۀ اختلالات فراوانی است که به کارگیری فناوری‌های اینترنتی در قابلیّت تمرکز انسان‌ها در عصر حاضر به وجود آورده است و رهنمودهایی برای بازیابی تمرکز و گذار از انجام کارهای سطحی و کم‌عمق به کارهای عمیق و هدفمند و در نهایت، رسیدن به زندگی با معنی‌تر و ارزشمندتر.

این کتاب با استقبال وسیعی در دنیا روبرو گشته و نقدهای مثبت فراوانی دربارۀ آن نوشته شده است. انجمن انفورماتیک ایران امیدوار است این کتاب نیز همچون انتشارات پیشین انجمن با استقبال جامعه فناوری اطلاعات کشور روبرو گردد.”

Image result for ‫"کار عمیق" مشایخ‬‎

تعریف کار عمیق: فعالیت‌های حرفه‌ای که با تمرکز کافی و بدون حواس‌پرتی انجام می‌گیرند و نهایت استفاده را از ظرفیت‌های شناختی شما می‌برند. این تلاش‌ها به ایجاد ارزش‌های جدید و تقویت مهارت‌های شما می‌انجامد و کپی‌کردن آن بسیار دشوار است.

فرضیه کار عمیق: توانایی انجام کار عمیق به‌طور فزاینده‌ای کمیاب می‌شود و دقیقا در همان زمان به‌طور فزاینده‌ای در اقتصاد ما با ارزش می‌گردد. در نتیجه معدود افرادی که این مهارت را در خود پرورش دهند و سپس آن را هسته اصلی زندگی کاری خود قرار دهند شکوفا خواهند شد.

توصیه می‌نمایم کتاب “کار عمیق” را حتما مطالعه بفرمایید و آن را به عزیزانی که موفقیت آنها برای‌تان مهم است، هدیه بدهید.

برای خرید کتاب می‌توانید به سایت انجمن انفورماتیک ایران مراجعه بفرمایید.

We believe in learning

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

داشتم بخشی از یک کتاب را در سایت آمازون می‌خواندم، بخش “درباره‌ی ما” شرکت “پیرسون”، نظرم را جلب کرد.
خواندن آن، خالی از لطف نیست و البته بسیار آموزنده است.

گزیده:
ندارد

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید