پرسش دشوار

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

چند وقت پیش یکی از آشنایان که مدت طولانی در خارج زندگی کرده و برای چند سالی در تهران ساکن است از من پرسید: آیا شما از زندگی در این شهر لذت می‌برید؟
واقعاً که چه پرسش دشواری است برای پاسخ دادن.
با یکی از دوستان شوخ طبعم موضوع را مطرح کردم گفت: ابتدا باید لذت را تعریف کنید، بعد زندگی را و در آخر به پرسش پاسخ دهید! (گل بود به سبزه نیز آراسته شد)

گزیده:
در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفته‌اند. لئو تولستوی
مرجع: ویکی گفتار

Ranking of Software Learning Channels

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

Ranking of Software Learning Channels

مرجع: http://www.scribd.com

گزیده:
آن اندازه که ما خود را فریب می‌دهیم و گمراه می‌کنیم، هیچ دشمنی نمی‌تواند.

درباره کتاب

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

آقای مهندس غانم‌زاده عزیز و دوست‌داشتنی مطلبی درباره کتاب نوشته‌اند. برای این نادیده دوست آرزوی مؤفقیت و بهروزی دارم.

گزیده:
من در رقابت با هیچ‌کس جز خودم نیستم. هدف من مغلوب کردن آخرین کاری است که انجام داده‌ام.
بیل گیتس

چابك‌سواری

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

http://negarkhaneh.ir
عکس از: www.negarkhaneh.ir

چند وقت پيش با يكي از دوستانم قراري گذاشتم تا به پرسش‌ وي پاسخ دهم: متدهاي چابك چيستند؟ به هنگام ملاقات دوستم قبل از اين كه به پرسشش پاسخ دهم از وي خواستم برايم توضيح دهد كه چرا به اين موضوع علاقه‌مند شده است. او هم شروع كرد به تشريح مسأله‌اي كه در شركت داشت. وي مدير يكي از واحدهاي شركت‌ است. پس از اتمام، گفت كه تصميم‌ دارد براي حل مسأله‌اش متدهاي چابك را به كار گيرد.

به هنگام شرح مسأله توسط وي متوجه عامل اصلي شدم و برايش شرح دادم كه راه حل چيست و چگونه معضل، رفع‌شدني است. مسأله‌ ايجاد شده مربوط به رعايت نكردن تكنيكي از مهندسي نرم‌افزار بود كه تركيبي از مديريت پيكربندي، برنامه‌ريزي و مديريت تغييرات در حوزه نيازمندي‌ها بود كه اصطلاحاً آن را مبناگذاري(baselining) مي‌ناميم. رعايت موضوع مذكور در فضاي مسأله‌اي كه دوستم ارائه كرد، لازم به استفاده از هيچ متد و فرایند مانند چابک‌ها یا آریوپی نبود.

نمي‌دانم چرا دوست عزيزم تصور مي‌كرد كه متدهاي چابك مي‌تواند حلال مشكلاتش باشد. كمي به گذشته فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اين موضوع بارها براي من نيز اتفاق افتاده است. موضوعات و روشهاي جديد به خصوص آنهايي كه چيز زيادي در موردشان نمي‌دانم همواره به عنوان گزينه‌هاي مهم‌تر و اولي‌تر براي حل مسائل پيش رويم بوده‌اند. پس از آگاهي به ناشناخته‌ها به اين نتيجه رسيده‌ام كه باز پاسخ همه مسائلم نيستند و بايد بيشتر بينديشم،‌ تجربه كنم و ياد بگيرم.

نكته ديگري كه به ذهنم رسيد اين بود كه بسياري از اوقات «خوشبختي در حيات خانه ماست، بيهوده آن را در باغچه همسايه جستجو مي‌كنيم». پاسخ بسياري از راه‌حلها را داريم ولي فكر مي‌كنيم كه همسايه راه حل بهتري دارد. قبول دارم كه ضروري است نگران «اختراع مجدد چرخ» باشيم.

به تجربه آموخته‌ام بسیاری از مسائلی که با آن روبرو هستیم ریشه در استنباط و عمل به اصول پایه مهندسی نرم‌افزار دارند. اصولی که شاید بسیاری از روش‌ها و متدها برخورد مشابهی با آن‌ها دارند. رعايت نكردن اصول اوليه عواقبي را به دنبال دارد که رفع عواقب آنها را ناگزير در روشها و تكنيك‌هاي بسيار پيشرفته جستجو مي‌كنيم، در حالي كه رعايت اصول مذكور،‌ به مراتب منطقي‌تر و ساده‌تر است تا رفع معضلات آنها.

گزیده:
ترجیح می‌دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند.

بازخورد دوره‌های تخصصی کاربردی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

شرایطی به وجود آمد تا پس از سپری شدن مدت نسبتاً طولانی از پایان دوره‌ با شرکت‌کنندگان یکی از دوره‌های تخصصی نشستی داشته باشم. دو پرسش از آنها داشتم و خواهش کردم که پاسخ خود را برایم مکتوب کنند. دو پرسش این بود:
الف: از کدام بخش‌های دوره در کارتان استفاده کردید؟
ب: چه شرایطی لازم است تا بتوانید در انجام کارتان، استفاده بیشتری از آموخته‌ها داشته باشید؟

نمونه‌ای از پاسخ‌ها:
شاید بتوان مهم‌ترین نکته مثبت آن را ایجاد درک درستی در خصوص گام‌های منطقی حل مسأله که احتمال دست‌یابی به راه‌حل مناسب را افزایش می‌دهد، دانست.

آرزو:
چقدر دوست داشتم این دو پرسش را از تمام عزیزانم که طی سالهای متمادی در خدمتشان بودم، بپرسم و پاسخ آنها را بشنوم و مطالعه کنم. نظرات آنها گنجینه‌ای بسیار ارزشمند خواهد بود برای بهبود دوره‌ها.

توسعه ایده:
بهتر است این پرسش را برای هر آن چه که آموخته‌ایم طرح کنیم و پاسخها را تجزیه و تحلیل کنیم.

گزیده:
بر گام‌های برداشته شده و بر مرگ‌های به‌وقوع پیوسته نباید تأسف خورد. هرمان هسه

دکتر بعدی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

پیش‌گفتار:
روزی پزشکی از منشی خود خواست که بیمار بعدی را به اتاق معاینه راهنمایی کند. بیمار پس از حضور از پزشک خواست که: آقای دکتر لطفاً دو تا آمپول …، یک شربت … و قرص … برایم بنویسید. پزشک هم در دفترچه بیمار داروها را نوشت و تأیید کرد. پس از رفتن بیمار، پزشک منشی‌اش را صدا کرد و گفت: پزشک بعدی رو بفرستید تو.

گفت‌وگو:
چند وقت پیش قرار بود دوره‌ای برای سازمانی برگزار شود. روش معمول این است که ابتدا جلسه‌ای برگزار می‌شود تا با آشنایی و مشاهده روش تولید نرم‌افزار و شرایط فعلی سازمان، راه حلی پیشنهاد و بر اساس آن، دوره‌ای تنظیم و برگزار گردد. همان طور که در تولید نرم‌افزار آن چه کاربر می‌خواهد لزوماً چییزی نیست که مسأله‌اش را حل کند، در این گونه موارد نیز شرایطی مشابه آن رخ می‌دهد. مثلاً تیم کارفرما دنبال یادگیری Design Pattern هستند اما تشخیص داده می‌شود که این موضوع با همه اهمیتش، مسأله‌ای را حل و مشکلی را رفع نمی‌کند. این جا نیز همین اتفاق افتاد. هر چه تلاش کردیم که کارفرما را توجیه کنیم که دوره درخواست شده، کمکی به حل مسائل و مشکلاتش نمی‌کند، کاری از پیش نرفت. در این گونه مواقع معمولاً از برگزاری دوره انصراف می‌دهم. در این حین بود که یاد داستان بالا افتادم و در آن زمان که با نماینده کارفرما، کمی صمیمی شده بودم، داستان ذکرشده را بیان کردم و کلی هم خندیدیم.

نمی‌توان تعمیم داد اما نکته بارز در مشاوره به شرکت‌ها و حتی اشخاص این است که کارفرما و طرف مذاکره دوست دارد مشاور بر آن چه که وی می‌خواهد یا درست می‌پندارد، صحه بگذارد و تأیید کند. منکر این قضیه نمی‌توان شد که کارفرما و طرف مذاکره مسائل و مشکلات خودش را بهتر از مشاور می‌داند، اما مسائل و مشکلات معمولاً دارای عوامل بروزی هستند که آنها از آن غافلند و مهم‌ترین وظیفه‌ای که مشاور و پیشنهاددهنده دارد، شناسایی عوامل بروز مسائل و ارائه راه حل برای آنهاست و نه حل خود مشکلات و مسائل.

گزیده:
مشورت ادراک و هشیاری دهد عقل‌ها را عقل‌ها یاری دهد
مولوی

روز غیرعادی

  • یوسف مهرداد بی‌بالان

فرض کنید که شبی از محل کارتان با شما تماس گرفته و به اطلاع شما رسانده شود که «فردا به دلایلی شرکت/مؤسسه/سازمان تعطیل است. لطفاً تشریف نیاورید». برنامه شما برای این تعطیلی ناخواسته و برنامه‌ریزی نشده چه خواهد بود؟

گزیده:
«کار و کوشش ما را از سه شر بزرگ می‌رهاند: ملالت و دلسردی، رذیلت و تباهی و فقر و نیازمندی. در هر جامعه‌ای که کارها بر اساس استعدادها تقسیم نشود، درواقع همه بی‌کارند.» فرانسوا ولتر
مرجع: ویکی گفتار

برای خروج از جستجو کلید ESC را بفشارید