برای همه دانشجویان عزیز در این ترم آرزوی مؤفقیت میکنم.
گاهی دانشجویان از روشهایی برای شانه خالی کردن از تمرینها، امتحانات یا هماندیشی در امتحان و کوییز
استفاده میکنند که در عین حال که نشانگر نبوغ آنهاست، بیانگر این موضوع نیز است که آنها فکر نمیکنند کسی که در مقابل آنها ایستاده با توجه به ماهيت كارياش الگوهاي مختلفي از اين دست خلاقيت ديده است!
یادم میآید یک بار چند نمونه از تمرین دانشجويان را تصادفي(رندم) انتخاب كردم و به کلاس بردم تا آن را بررسی کرده و اشکالاتش را با همکاری خودشان مشخص کنیم. اولین تمرین را با پروژکتور نمایش دادم و همه نظر دادند. تمرین دوم را که نشان دادم، پرسیدم: تفاوت این تمرین با قبلی چیست؟ همه بچهها پس از مکثی گفتند که این همان تمرین قبلی است، فقط به جای بعضی واژههای فارسی از واژه انگلیسی استفاده شده است (به جای بانک اطلاعاتی از database استفاده شده بود). به عبارت سادهتر، یکی از آنها از روی دیگری کپیبرداری کرده بود.
کلی خندهام گرفت. چقدر این دو دانشجو بدشانس بودند که از بین حدود چهل پاسخ تمرینی که وجود داشت، پاسخ تمرینهای آنها را انتخاب کرده بودم. خندهدارتر از همه اين كه دانشجويان فكر ميكردند كه همه تمرينها را به دقت خواندهام و از بين آنها به عمد اين دو مورد را انتخاب كردهام.
گزیده:
اتوبوس جهانگردی سالی یک بار از اینجا رد میشه، اونهم باید همین الان باشه.
از:(کارتون محبوب مورچه و مورچهخوار
خاطره
فربه تر از متدولوژي
در استفاده از متدولوژي و فرايند هميشه بايد به ياد داشت كه متدولوژي هدف نيست، همان طور كه تكنولوژي نيست.
هدف، مؤفقیت پروژه است. متدولوژي ابزاري است براي رسيدن به اين هدف مهم. يكي از كاربريهاي متدولوژي، كاهش ريسك پروژه است.
با اين مقدمه به موضوع اصلي اين نوشته ميپردازيم كه به بررسي يكي از دلايل فربهشدن متدولوژي در بعضي از پروژههاست.
وقتي كارفرما به استخدام ناظر و مشاور مبادرت ميورزد، ناگفته خود پيداست كه كاهش ريسكهاي پروژه و تسهيل پروژه را دنبال ميكند.
اگر ناظر و مشاور كارفرما به هر دليلي به حوزه مسأله (Domain) موضوع پروژه وقوف لازم و کافی نداشته باشند، مسير پروژه را به سمتي سوق خواهند داد كه مجري ملزم به توليد محصولات كاري يا فراوردههايي در پروژه ميشود كه تنها ريسك ناآشنايي مشاور و ناظر را نسبت به حوزه مسأله كاهش دهد و نه نيازها و ريسكهاي واقعي پروژه را. اينجاست كه متدولوژي انجام پروژه فربهتر از نياز پروژه خواهد گرديد.
گزيده:
پروانه گاهي فراموش ميكند زماني كرم بوده است. «اسپانيولي»
پرسش دشوار
چند وقت پیش یکی از آشنایان که مدت طولانی در خارج زندگی کرده و برای چند سالی در تهران ساکن است از من پرسید: آیا شما از زندگی در این شهر لذت میبرید؟
واقعاً که چه پرسش دشواری است برای پاسخ دادن.
با یکی از دوستان شوخ طبعم موضوع را مطرح کردم گفت: ابتدا باید لذت را تعریف کنید، بعد زندگی را و در آخر به پرسش پاسخ دهید! (گل بود به سبزه نیز آراسته شد)
گزیده:
در زندگی وضعی نیست که انسان نتواند به آن خو بگیرد، به ویژه هنگامی که ببیند همه اطرافیانش آن را پذیرفتهاند. لئو تولستوی
مرجع: ویکی گفتار
Ranking of Software Learning Channels

مرجع: http://www.scribd.com
گزیده:
آن اندازه که ما خود را فریب میدهیم و گمراه میکنیم، هیچ دشمنی نمیتواند.
درباره کتاب
آقای مهندس غانمزاده عزیز و دوستداشتنی مطلبی درباره کتاب نوشتهاند. برای این نادیده دوست آرزوی مؤفقیت و بهروزی دارم.
گزیده:
من در رقابت با هیچکس جز خودم نیستم. هدف من مغلوب کردن آخرین کاری است که انجام دادهام.
بیل گیتس
چابكسواری

عکس از: www.negarkhaneh.ir
چند وقت پيش با يكي از دوستانم قراري گذاشتم تا به پرسش وي پاسخ دهم: متدهاي چابك چيستند؟ به هنگام ملاقات دوستم قبل از اين كه به پرسشش پاسخ دهم از وي خواستم برايم توضيح دهد كه چرا به اين موضوع علاقهمند شده است. او هم شروع كرد به تشريح مسألهاي كه در شركت داشت. وي مدير يكي از واحدهاي شركت است. پس از اتمام، گفت كه تصميم دارد براي حل مسألهاش متدهاي چابك را به كار گيرد.
به هنگام شرح مسأله توسط وي متوجه عامل اصلي شدم و برايش شرح دادم كه راه حل چيست و چگونه معضل، رفعشدني است. مسأله ايجاد شده مربوط به رعايت نكردن تكنيكي از مهندسي نرمافزار بود كه تركيبي از مديريت پيكربندي، برنامهريزي و مديريت تغييرات در حوزه نيازمنديها بود كه اصطلاحاً آن را مبناگذاري(baselining) ميناميم. رعايت موضوع مذكور در فضاي مسألهاي كه دوستم ارائه كرد، لازم به استفاده از هيچ متد و فرایند مانند چابکها یا آریوپی نبود.
نميدانم چرا دوست عزيزم تصور ميكرد كه متدهاي چابك ميتواند حلال مشكلاتش باشد. كمي به گذشته فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اين موضوع بارها براي من نيز اتفاق افتاده است. موضوعات و روشهاي جديد به خصوص آنهايي كه چيز زيادي در موردشان نميدانم همواره به عنوان گزينههاي مهمتر و اوليتر براي حل مسائل پيش رويم بودهاند. پس از آگاهي به ناشناختهها به اين نتيجه رسيدهام كه باز پاسخ همه مسائلم نيستند و بايد بيشتر بينديشم، تجربه كنم و ياد بگيرم.
نكته ديگري كه به ذهنم رسيد اين بود كه بسياري از اوقات «خوشبختي در حيات خانه ماست، بيهوده آن را در باغچه همسايه جستجو ميكنيم». پاسخ بسياري از راهحلها را داريم ولي فكر ميكنيم كه همسايه راه حل بهتري دارد. قبول دارم كه ضروري است نگران «اختراع مجدد چرخ» باشيم.
به تجربه آموختهام بسیاری از مسائلی که با آن روبرو هستیم ریشه در استنباط و عمل به اصول پایه مهندسی نرمافزار دارند. اصولی که شاید بسیاری از روشها و متدها برخورد مشابهی با آنها دارند. رعايت نكردن اصول اوليه عواقبي را به دنبال دارد که رفع عواقب آنها را ناگزير در روشها و تكنيكهاي بسيار پيشرفته جستجو ميكنيم، در حالي كه رعايت اصول مذكور، به مراتب منطقيتر و سادهتر است تا رفع معضلات آنها.
گزیده:
ترجیح میدهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند.
بازخورد دورههای تخصصی کاربردی
شرایطی به وجود آمد تا پس از سپری شدن مدت نسبتاً طولانی از پایان دوره با شرکتکنندگان یکی از دورههای تخصصی نشستی داشته باشم. دو پرسش از آنها داشتم و خواهش کردم که پاسخ خود را برایم مکتوب کنند. دو پرسش این بود:
الف: از کدام بخشهای دوره در کارتان استفاده کردید؟
ب: چه شرایطی لازم است تا بتوانید در انجام کارتان، استفاده بیشتری از آموختهها داشته باشید؟
نمونهای از پاسخها:
شاید بتوان مهمترین نکته مثبت آن را ایجاد درک درستی در خصوص گامهای منطقی حل مسأله که احتمال دستیابی به راهحل مناسب را افزایش میدهد، دانست.
آرزو:
چقدر دوست داشتم این دو پرسش را از تمام عزیزانم که طی سالهای متمادی در خدمتشان بودم، بپرسم و پاسخ آنها را بشنوم و مطالعه کنم. نظرات آنها گنجینهای بسیار ارزشمند خواهد بود برای بهبود دورهها.
توسعه ایده:
بهتر است این پرسش را برای هر آن چه که آموختهایم طرح کنیم و پاسخها را تجزیه و تحلیل کنیم.
گزیده:
بر گامهای برداشته شده و بر مرگهای بهوقوع پیوسته نباید تأسف خورد. هرمان هسه
