قول و قرار 27 آبان 1392
ژنرال گفت:….-گوستاو، من کتاب را به این شرط به تو دادم که ساعت ده از آن دست برداری، همان طور که به من قول دادی، میبایست آن را سر ساعت مقرر کنار گذارده، میرفتی و میخوابیدی. سپس در دنبالهی کلام خود افزود:-اگر میخواهی در زندگی مرد موفقی بشوی، باید قولت را هم چون مقدسات مذهبی […]
درباره برنامهنویسان 10 اردیبهشت 1392
Mostly, when you see programmers, they aren’t doing anything. One of the attractive things about programmers is that you cannot tell whether or not they are working simply by looking at them. Very often they’re sitting there seemingly drinking coffee and gossiping, or just staring into space. What the programmer is trying to do is […]
Manifesto for Software Craftsmen 20 دی 1391
برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به اینجا گزیده:«هیچکس از پیش خود چیزی نشدهیچ آهن خنجر تیزی نشدهیچ قنادی نشد استادکارتا که شاگرد شکرریزی نشد» مرجع: ویکی گفتاورد
Thinking 25 بهمن 1390
“THINK.” In 1914, Thomas J. Watson, Sr. joined the company that was to become IBM, and he brought with him this simple one-word motto. It was an exhortation to all IBM employees, no matter their role, to take care in decision-making and do their jobs with intelligence. “THINK” soon became an icon, appearing on publications, […]
چیدن سپیده دم 25 آبان 1390
پیش از آنكه واپسین نفس را برآرم، پیش ازآنكه پرده فرو افتد، پیش از پژمردن آخرین گل، برآنم كه زندگی كنم، برآنم كه عشق بورزم، برآنم كه باشم، در این جهان ظلمانی، در این روزگار سرشار از فجایع، در این دنیای پر از كینه، نزد كسانی كه نیازمند منند، كسانی كه نیازمند ایشانم، كسانی كه […]
روز غیرعادی 25 مرداد 1390
فرض کنید که شبی از محل کارتان با شما تماس گرفته و به اطلاع شما رسانده شود که «فردا به دلایلی شرکت/مؤسسه/سازمان تعطیل است. لطفاً تشریف نیاورید». برنامه شما برای این تعطیلی ناخواسته و برنامهریزی نشده چه خواهد بود؟ گزیده:«کار و کوشش ما را از سه شر بزرگ میرهاند: ملالت و دلسردی، رذیلت و تباهی […]
خاطرهاي از زندهياد استاد كارولوكس 23 تیر 1389
«دو سال پیش برای داوری پایان نامه ای اینجا بود و موقع رفتن از ایشان خواستیم به جای گرفتن آژانس تا دانشکده فنی ایشان را برسانیم. در راه میگفت آن اوایل که من به ایران آمدم خواستند مثلا من رو تحویل بگیرن، بردند و رییس فلان بخش در فلان جا کردند. اتاقی بود که قرار […]
