گزیده‌ها
date-time

At five minutes and six seconds after 4 AM on the 8th of July this year, the time and date will be 04:05:06 07/08/09. This will never happen again! گزيده:دو نيرو وجود دارد كه انسانها را با هم پيوند مي‌دهد: ترس و منفعت. ناپلئون بناپارت

گزیده‌ها
امروز کاری کن!

شعری از پابلو نروداترجمه : احمد شاملو به آرامی آغاز به مردن می‌کنیاگر سفر نکنیاگر کتابی نخوانیاگر به اصوات زندگی گوش ندهی اگر از خودت قدردانی نکنی.به آرامی آغاز به مردن می‌کنیزمانی که خودباوری را در خودت بکشی،وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.به آرامی آغاز به مردن می‌کنیاگر برده عادات خود شوی،اگر همیشه از […]

گزیده‌ها
اقتصاددان عزیز چرا همسرم به ميهمانی‌ها نمی‌آید؟

اقتصاددان عزیزمن از خانواده‌ای بزرگ هستم، و اعضای خانواده‌ام به قدری برایم مهم‌اند که هیچ فرصتی را برای دیدنشان از دست نمی‌دهم، اما متاسفانه شوهر بی‌فکر من اهمیتی به این روابط نمی‌دهد. او صبح تا شب سر کارش است و وقتی هم به خانه برمی‌گردد به محض اینکه بفهمد قرار است جایی ميهمانی برویم، می‌گوید: […]

گزیده‌ها
توانايي‌هاي كامپيوتر

مطلب زیر یکی از لطیفه‌هاي کامپیوتری سايت Reader’s Digest است. امیدوارم خنده از لبانتان جدا نشود. Students at Iowa State University proved once and for all that the computer just can’t replace human calculations. They held an “IBM mixer” dance, where each student fed his vital statistics and interests into a computer and was then […]

گزیده‌ها
خاطره‌‌خواني

مطالعه‌ي خاطرات و زندگي بزرگان، گاهي از مطالعه‌ي صدها كتاب و مقاله، مفيد‌تر است. خاطرات يكي از نوابغ ورزش ايران و گيلان را مطالعه مي‌كردم، بخشي از آن را انتخاب كرده و در زير آوردم. روحش شاد. «شب مادرم سکینه خاتون خواب دیده بود. یه سیمرغ میاد خونه ما و بعد وقتی مادرم می ره […]

گزیده‌ها
رستم و ويروس

كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنوكه اسفندیارش یكی disk داد بگفتا به رستم كه ای نیكزاد در این disk باشد یكی file ناب كه بگرفتم از site افراسیاببرو حال­ می كن بدین disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان […]

گزیده‌ها
چند حکایت

اولین نوشته وبلاگ در سال جدید، حكايتهاي آموزنده‌اي است كه دوست خوب و استاد ارجمند، جناب آقاي مهندس قمصري برايم ارسال كرده‌اند. حكايت ۱:شخصي سر كلاس رياضي خوابش برد. زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسئله را كه روي تخته سياه نوشته شده بود، يادداشت كرد و با اين «باور» كه استاد […]