خاطرات
خاطرات ترجمه (بخش اول)

نویسنده: یاسر کازرونی یادآوری و بیان خاطرات کار مشکلی است ولی وقتی می‌خواهیم دوره‌های زمانی یا موضوعاتی را بیاد بیاوریم که در ذهن‌مان نقش بسته باشد کار آسان‌تر است. با مشورت و اجازه‌ی استاد گرانقدر و برادر مهربانم جناب آقای مهندس مهرداد چند خطی را در وصف خاطرات و تجربیات خود در طول آماده‌سازی جلد […]

خاطرات
جشن تولد

جشن تولد ده سالگی: جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 10:34 صبح، زمان نوشتن اولین یادداشتِ وبلاگ سماموس.   ده سال از آن روز و تولد سماموس می‌گذرد. از این که توانسته‌ام این راه سخت و دشوار را ده سال ادامه بدهم، بی‌نهایت خوشحال هستم. از همه‌ی خوانندگان و دوستان عزیزتر از جانم که بازخوردها و […]

خاطرات
گزارش یک Meetup

پیش‌گفتار: چند وقتی است که آقای مهندس رسولی در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند. ایشان لطف می‌کنند و برخی تجربه‌های خود را می‌نویسند و برایم ارسال می‌کنند. یکی از آخرین نوشته‌های ایشان، تجربه‌ی شرکت در یک Meetup بود که شرح آن در ادامه آمده است. از ایشان سپاسگزارم که زحمت کشیدند و گزارشی در […]

خاطرات
خاطرات امیر (آشغال ها را دوست داشته باش)

پیش‌گفتار: جدیدترین نامه‌ی امیر را در ادامه آورده‌ام امیدوارم برای همه ما درس بزرگی باشد. گفتار: ۵ سال قبل بود که شروع کردم به نوشتن مقاله در Codeproject, بار اول که مقاله را فرستادم, یک جواب ناراحت کننده گرفتم : “این مقاله یک آشغال کد است”. اینطور بود که مقاله ریجکت شد و من پرت […]

خاطرات
حرفهایی برای نگفتن

مقدمه: در دوره هایی که برگزار می کنم معمولا دانشجویان باید یک پروژه را انجام بدهند. میزان مشارکت دانشجویان در پروژه، شدت و ضعف دارد. اما در یکی از دوره ها، دانشجویان آن قدر خوب کار کردند که خیلی تحت تأثیر قرار گرفتند. این نوشته را برای آنها نوشتم. نامه: سلام، شب به خیر! کارهای […]

خاطرات
بزرگ‌زاده

مقدمه: چند وقت پیش، جایی بودم. صحبت از این بود که فلان شرکت نیروهایش را شب عیدی تعدیل کرده است و به آنها گفته است که قرارداد آنها با شرکت بعد از عید تمدید نخواهد شد. خاطره‌ای به یادم آمد که چندسالی است دوست دارم در وبلاگ بنویسم ولی به دلایلی از نوشتن آن خودداری […]

خاطرات
خاطرات امیر – بخش چهارم

1: این روزها برخی اتفاقات افتاده که حسابی من رو شگفت زده کرده که در چند خط بعدی راجع بهشون بهتون میگم. …