درد مشترك (3) 3 تیر 1387
با تشکر از عزیزانی که در هماندیشی موضوع “درد مشترک” شركت كردند، ادامه نظرات دوستان را در زير آوردهام. علی:… اما در مورد نوشته آقای نوذری به نظرم به نکات درستی اشاره کرده اند. مخصوصا آنجا که نوع تفکر را در شرکت نرم افزاری کارگاهی دانسته اند و صنعتی شدن آن را خواستار شده اند […]
درد مشترک(2) 24 خرداد 1387
پس از نوشتن مطلب درد مشترک به نقل از وبلاگ رادمان، آقای ابوذر نوذری پیشنهاداتی در این زمینه ارائه دادهاند كه ضمن تشكر از ايشان، پيشنهاداتشان در ادامه آورده شده است: «همه اینها مشکلاتی هستند که تقریبا به طور عام در سایر صنایع کشور هم دیده می شوند، که البته با شدت و ضعف همراه […]
درد مشترک (1) 22 خرداد 1387
مطلب زیر از وبلاگ رادمان نقل شده است: «این روزها فرصتی فراهم شده است که با چند شرکت متوسط و بزرگ نرم افزاری از نزدیک آشنا شوم، نه آنطوری که خود را برای مشتریان خود نمایش می دهند، آنگونه که واقعا هستند. مواجه شدم با یک “حقیقت ساده” انکه سایز شرکتها هر چقدر هم که […]
تقدير و سپاس 24 اردیبهشت 1387
به همه عزيزانم، سلامايام به كام.مدتهاست كه ميخواستم نوشتههاي محبتآميزتان را با سپاسي، پاسخ دهم كه ميسر نميشد. عذر و تقصير را بر من ببخشاييد. مهندس طاهريرادمهندس مهدي نگاهيخانم مهندس كراريآقا پويا خانم مهندس تشكريآقاي بهروز بختياريآقا محمد حسننرگس خانم به اميد ديدارتان گزيده:تا نقش خيال دوست با ماست دلا ما را همه عمر خود […]
برنج، گوجه فرنگی و نرم افزار 24 اردیبهشت 1387
در این اوضاع و احوال که گرانی بیداد میكند، مطلب زير از وبلاگ رادمان هم خواندني است: “اوایل اسفند، یک مشتری گرامی از ما درخواست پیش فاکتور برای سیستم تلفن گویا داشت، ارسال کردیم با یک قیمت مناسب. هفته پیش مجددا تماس گرفته بود و از همکاران استعلام قیمت کرده بود، بچه ها هم همان […]
خرابي كامپيوتر 14 اردیبهشت 1387
چند وقتي است كه كامپيوترم خراب شده است. دليل آن هم ساده بود. براي آن كه بتوانم در منزل روي يكي از نرمافزارهاي پشتيانكننده از SOA كار كنم، مجبور بودم كه حافظه كامپيوتر را افزايش دهم. جدا كردن حافظه، همان و خراب شدن كامپيوتر نيز همان. به قول قدما، نبايد دست به خانه كهنه زد، […]
آفت بچهی زشت 22 فروردین 1387
نکته جالبی از وبلاگ شارپدیا خواندم که جالب بود. “افرادی وجود دارند که نتیجهی کارشون رو حتی از بچهشون هم بیشتر دوست دارند. کسی جرات داره بهشون بگه که بچهات زشته ؟! چه راهحلی وجود داره که بتونید یه جوری متقاعدش کنید که بچهاش زشته؟ ازش که انتظار ندارید بره بچهاش رو سربهنیست کنه؟ حالا […]
