یادگیری کانبان (17) 21 اردیبهشت 1396
مترجمها: یاسر کازرونی، مریم معصومیراد کار در جریان(ادامه) مارکوس عدد 2 را بالای ستون توسعه نوشت. ”در این ستون دو قلم در جریان داریم. حالا کار تحلیلگرها آماده شده و میخواهند اونها رو به ستون توسعه ببرند. این کار، محدودیت ما رو برای 2 قلم همزمان نقض میکنه، درسته؟“ یوآخیم پرسید: ”حالا چیکار کنیم؟“ فرانک […]
یادگیری کانبان (16) 14 اردیبهشت 1396
مترجمها: یاسر کازرونی، مریم معصومیراد کار در جریان(ادامه) یوآخیم پای فلپچارت رفت و به اولین چالش اشاره کرد: ”طبق تجربهای که ما داریم، وقتی به طور منظم سیستم شما خروجی داشته باشه، تقاضا برای تخمینها و پیشبینیهای دقیق کم میشه. دوم اینکه روی تعداد کارهایی که بهطور همزمان انجام میدید محدودیت دارید و دیگه […]
یادگیری کانبان (15) 7 اردیبهشت 1396
مترجمها: یاسر کازرونی، مریم معصومیراد کار در جریان همگی به کنار تابلو برگشتند. آدام درحالیکه هنوز روی این نکته تأکید داشت که به این نتایج اعتماد ندارد، با هیجان گفت: ”سکههای ما کجاست؟“ یوآخیم بدون توجه به سوال آدام از اعضای تیم پرسید: ”روی این تابلو، سکهها کدومها هستند؟“ بث گفت: ”برگههای یادداشت.“ مارکوس پرسید: […]
گفتاورد 22 فروردین 1396
تعطیلات سال نو، فرصت مناسبی است تا در کنار دید و بازدید و استقبال از بهار، کار نویی هم شروع کنید. تجربهی واچک (www.vachak.ir) برای خود من بسیار آموزنده بود. یک تیم کوچک، در مدتی کوتاه، برنامهای را تولید کرد که هم ماندگار است و هم کمک بزرگی است به علاقهمندان حوزهی نرمافزار. چند هفته […]
مستندات چقدر مفیدند؟ 13 اسفند 1395
نظر آقای مایک کوهن دربارهی مستندسازی در تیمهای چابک. How Helpful Is Your Documentation One of the myths I have to bust frequently is that agile teams avoid all documentation. That’s just not true. Agile teams value written documentation, but believe that most projects benefit from writing less. So, agile teams try to shift […]
The Agile Landscape v3 30 دی 1395
مرجع: اینجا گزیده: یک سفر هزار مایلی با اولین قدم شروع میشود. لائو تسو
یادگیری کانبان (14) 5 دی 1395
مترجمها: یاسر کازرونی، مریم معصومیراد پاس دادن سکهها (ادامه) مارکوس به ردیفهای خلاصهشده جدول اشاره کرد و با صراحت پرسید: ”اول، به زمانی که اولین سکه به مشتری میرسه توجه کنید. وقتی دستههای سکه رو کوچکتر کردیم، چه اتفاقی برای زمان افتاد؟“ فرانک سرش را با ناباوری تکان داد و گفت: ”زمان کم شد. 50 […]
