اوربل – پسر چابک 11 مهر 1395
نامهای از یک دوست خوب: سلام شبتون بخیر؛ من الان یه عکس جالب دیدم که فکر کنم برای شما هم جالب باشه دیدنش. مدیرعامل و مدیرفنی شرکت ما که زن و شوهر هم هستند یه پسر نه ساله به اسم اوربل دارند. اونموقع که شما اون ویدئو تد در مورد اجایل در خانه را روی […]
برنامهنویسی چابک را به خانه ببرید: بیانیهی چابکی خانواده 30 شهریور 1395
گفتار: بدون آن که توضیحی ارائه کنم خواهش میکنم این سخنرانی آموزنده و شگفتانگیز را ببینید. بینظیر است! Bruce Feiler: Agile programming — for your family بیانیهی چابک خانواده: *Plank number one: Adapt all the time * Plank number two: Empower your children * Plank number three: Tell your story گزیده: وقتی اولین بار […]
بدون شرح 13 شهریور 1395
كار در جريان يک قاتل بیصداست. پانوشت: ای کاش میشد در مورد این جملهی گهربار یک سمینار گذاشت.
برنتهای ایرانی 30 مرداد 1395
پیشگفتار: بخشی از وقت روزهای تعطیلم به بازخوانی و ویراستاری کتابی میگذرد که به همراه یکی از دوستان گرانقدرم در حال ترجمهی آن هستیم. البته زحمت اصلی با ایشان است. فعلا تا نهایی نشدن کار، نامی از آن نخواهم برد، ولی بخشهایی از آن را اینجا خواهم آورد. کتاب دربارهی فردی است که به تازگی […]
به احترام هدف، گلدرات و نقشینه (بخش دوم) 29 مرداد 1395
بخش سوم: به احترام دیوید جی اندرسن (آشنایی) به دنبال کاربرد تئوری محدودیتها در تولید نرمافزار و مهندسی نرمافزار، اینترنت را زیر و رو کردم. به یکی از منابعی که رسیدم کتابی بود از دیوید جی اندرسون. آشنایی با آقای اندرسن و دنبال کردن نوشتهها و کتابهای ایشان، درها و افقهای جدیدی را برایم گشود. […]
به احترام هدف، گلدرات و نقشینه (بخش اول) 9 مرداد 1395
بخش اول: حامد، گلدرات و نقشینه مهندس «حامد عسگری» و سادهتر بگویم «حامد» عزیزم، یکی از دوستان خوبی است که همکاری با او نقش بهسزایی در آموختههایم داشته است. او که دانشآموختهی رشتهی مهندسی صنایع است، انسانی بدون ادعا، اهل مطالعه و با ژرفاندیش. یکی از آموختههای بسیار مهمام در زمینهی «لذت توسعهی نرمافزار» از […]
لذت نوشتن (بخش سوم) 7 مرداد 1395
پیشگفتار آن چه میخوانید مقدمهی جلد دوم کتاب «اصول و روش کاربردی اسکرام» است که در مراحل نهایی انتشار قرار دارد. امیدورام این نوشته، بخشی از احساس مرا به نرمافزار که آن را «لذت توسعهی نرمافزار» مینامم نشان دهد. [این جمله را همیشه به یادبرنامهی «لذت نقاشی» از «باب راس» میگویم]. این متن، گفتگوی صمیمانهی […]
