یادداشت‌ها و جستارها
15 دليل براي «ميوه فروش» شدن به جاي «مهندس نرم افزار» شدن!

سالها پيش آنقدر از فشارهاي پروژه و دشوار بودن توليد نرم افزار در ايران خسته شده بودم که با يکي از دوستان همدانشگاهی تصميم گرفتيم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده […]

یادداشت‌ها و جستارها
هيچم به سخت جانی خود اين گمان نبود

دوست خوبم، علی (آدمیات)، میخواهد دیگر ننویسد: این آخرین یاداشت این وبلاگه نوشتن اینجا دیگه برام خیلی سخته از همتون تشکر می‌کنم: هم از دوستانی که اومدن و با نوشتن نظرشون افق‌های جدیدی به روم باز کردن هم ازرفقایی که دورادور حرفشون رو گفتن و راهنماییم کردن و هم ازدوست عزیزی که باعث شد یه […]

یادداشت‌ها و جستارها
شرکتی که بالاخره ورشکست شد

دوست عزیزم آقای علی عبداللهی مطلبی در وبلاگشان با عنوان “شرکتی که بالاخره ورشکست شد” قرار داده‏اند که خواندنش واقعاً هر انسانی را آزرده می‏کند. از آنجا که وضعيت روحی دوست علی، کاملاً برایم قابل لمس بود(چرایش بماند!)، نزدیک بود زار زار گریه کنم . به خصوص با این جمله که:“این بار که پیش دوستم […]

یادداشت‌ها و جستارها
آدرس کتاب OOAD with Applications

آقای داریوش سروری لطف کرده و آدرس کتاب را در کامنتها اعلام نموده بودند که جای بسی تشکر دارد. از نرگس عزیز هم به خاطر لطف و پیگیریشان، ممنونم. http://rapidshare.com/files/32829523/020189551X.rar گزیده: I know I have a heart because I feel it breaking. from: Wizard of Oz

یادداشت‌ها و جستارها
کاربردهای اينترنت

بعضی اوقات در زندگی اتفاقاتی می‏افتد که مفاهيم رنگ کاربرد به خود می‏گيرند و آنگاه است که مفاهيم بازتعريف می‏شوند. يادم است زمان دانشجويی‏، جزوه گرفتن از همکلاسی، عبارت بود از به امانت گرفتن جزوه، کپی‏برداری يا تصحيح جزوه شخصی از روی آن. اواخر ترم جاری ايميلی روی گروهی که دانشجويان درس شیءگرایی، آقای صبوريان […]

یادداشت‌ها و جستارها
وقتی چرخ‏دنده‏ها از تعادل خارج می‏شوند

روزی با يکی از دوستانم قرار داشتم. قرارمان عصر بود. دوستم با يک ساعت تأخير آمد. گفتم چطور شد که دير کردی؟ گفت صبح يک ساعت ديرتر از منزل بيرون آمدم، تمامی کارهای من از صبح به اندازه يک ساعت با تأخير شروع شده است. حکايت من هم در اين دو هفته همين بود. برای […]

یادداشت‌ها و جستارها
در جمع من و اين بغض بی‏قرار، جای تو خالی.

مهدی عزيز خواسته بودند که نام شاعر شعری که در مطلب قبلی نوشته بودم، را قید کنم. حدود سيزده سال پيش، کاستی با صدای خسرو شکيبايی، با آهنگ زمينه‏ای از کيتارو (آهنگساز جاده ابريشم) که مربوط به فيلم “روزی، روزگاری” بودو با اشعاری از “سید علی صالحی” با نام “نامه‏های ری را” (اگر درست به […]